اشک شهبا نو فرح پهلوی !

  

باز دیدم اشک شهبانو  بچشم
آتشی زد بر دلم زآنرو   بخشم

 


گفتم ای خالق که نامت هرچه هست
باید   آن قانون  بیمارت شکست 
مظهر لطف و صفا نالان؟
  چرا ؟
از چه شهبانو بود گریان  ؟ 
 خدا؟
او که  مهرش بر سر خلق تو بود
این چنین روزی سزاوارش نبود
هر که دردی داشت او آن همدمش.

 


مجد وعزت بر همه از مقدمش
آن  نکویان برده اند  غم از جهان
شادمانی  و خوشی  بر نا کسان
از ازل بر لوح تو باید  نوشت   
هر کسی آنرا بدست آرد که کشت .
سردبیر

2009-01-20

 
شما اینجا هستید: خانه مطالب سایت گفتار اشک شهبا نو فرح پهلوی !