فرمایشات شهبانوی بزرگوارمان در اثر گرانبهای کهن دیارا/17

فرمایشات علیاحضرت شهبانوی بزرگوارمان
 در اثر گرانبهای کهن دیارا
" درودت باد شهبانو "
  غرور و شوکت و مجد همه تاریخ ایرانی 

انتصاب یک نظامی به ریاست دولت نتایج سودمند فوری داشت .
پالایشگاه آبادان فعالیت خود را از سر گرفت  تظاهرات به ناگهان قطع شد
 وبه مدت چند روز خیابانهای تهران چهره طبیعی خود را باز یافت .
دعوت خمینی به اعتصاب  عمومی برای بیست ویکم آبان
 نیز با شکست روبرو شد .
معهذا در طول این هفته های دشوار توانستم به اهمیت تاثیر سخنان
 این مرد بر افکار عمومی ونتایج غم انگیز آن پی ببرم ( 1)
( روز 27 آبانماه 1357 به همراهی دخترم فرحناز  و پسرم علیرضا
 برای دیدار آیت الله خویی که نفوذ بسیار بر شیعیان داشت به کربلا ونجف
دو شهر مقدس شیعیان رفتیم   .
او مرا در اطاق کوچکی که بسادگی در آن میزیست پذیرفت
  ویک انگشتر عقیق که دعا روی آن  حک شده بود برای پادشاه بمن داد
 واز من خواست به پادشاه بگویم که برای موفقیت او در خدمت
 به اسلام و ایران دعا خواهد کرد .)
دو نظامی سرجوخه عابدی و سرباز سلامت بخش که به گروه اسلام گرایان
 پیوسته بودند  یک روز هنگام نماز صبح در پادگان گارد شاهنشاهی
 بسوی افسران تیراندازی کردند .
به من اطلاع دادند که بعضی از آنها بسختی مجروح شده اند 
 ( 13 نفر کشته و36 نفر مجروح ).
من فورا برای کمک وتسلی آنها به محل حادثه رفتم .
بسیار تاثر انگیز بود .
 هر گز نگاه صادقانه یکی از سربازان را که دستش را در دست گرفته بودم
 و چند ساعت بعد در گذشت از خاطرم نمی برم .
عاملان سوء قصد به هلاکت رسیده بودند .
من رونوشت نامه ای را که سرباز سلامت بخش قبل از این واقعه
 برای همسرش نوشته بود خواندم ..
من این کار را به امر آیت الله خمینی انجام دادم و به بهشت خواهم رفت .
اما خیالت راحت باشد من به حوریان بهشتی توجه نخواهم کرد
 و در آسمان ها به انتظار تو خواهم ماند .
  ایران - تهران - 11 فوریه 1980 -
***
در همین دوره مخالفین توانستند توجه آدم های ساده لوح  و ضعیف را از راه انتشار فهرست صد نفر از شخصیت های موافق سلطنت بسوی خود جلب کنند .
این فهرست شامل افسران ارشد  بازرگانان  وصاحبان صنایع و سیاستمداران بود با ذکر ارقام سرمایه هائی که هر یک از آنان از ایران خارج کرده بودند .
این ارقام سرسام آور که طبعا ساختگی بود در تهییج افکار عمومی موثر افتاد .
نخست وزیر بخاطر مبارزه با این سم پاشی ها و آرام کردن افکار عمومی با صدور بیانیه ای افرادی را که نامشان در این فهرست ذکر شده بود  ممنوع الخروج اعلام کرد .
افتادن در این دام به اعتبار کسانی که آن دروغ را رواج داده بودند افزود و نابسامانی بسیار ببار آورد .(1)

(در همین زمینه یک روز کاستی در میان مردم پخش شد که در آن صدای پادشاه هنگام صحبت در یک جلسه با حضور مشاورین نظامی شنیده می شد که دستور می داد به سوی مردم تیراندازی شود  و نفت برای صدور به اسرائیل نگهداری شود .
من این کاست را بگوش خود شنیدم .!
یک نفر صدای پادشاه را تقلید می کرد  وبقیه کاست از سر هم کردن نطق های همسرم تهیه شده بود .
ما کاست را برای آزمایش به یک آزمایشگاه آمریکائی فرستادیم ..
اما تا جواب آزمایش برسد کار از کار گذشته بود .
خمینی چند خط تلفنی در اختیار داشت  کاست های او که در پاریس پر شده بودند  توسط هواپیمای ارفرانس و یا آلمان  شرقی به تهران میرسید ند.)
آرامشی که پس از بر سر کار آمدن تیمسار ازهاری بوجود آمده بود دیری نپائید .
در آغاز ماه محرم  یعنی سوم آذر ماه یک بار دیگر اغتشاش بپا شد .
آیت الله خمینی از اقامتگاه خود در نوفل لوشاتو  نطق های آتشین ضبط شده خود را به ایران می فرستاد  و این نوارها در سراسر کشور پخش می گردید .
از آن پس هزاران هزار نفر در کانونهای خانوادگی خود به سخنان این مرد متعصب که فرمان به نابودی همه چیز تا استقرار نظام جدید اسلامی می داد  همچون آیه های آسمانی گوش میدادند .
در طول شب هائی که از سوی آیت الله تعیین شده بود  دقیقا سر ساعت هشت شب  مردم بروی بامها می رفتند و بطور دسته جمعی فریاد بر میآوردند ..
الله  اکبر ...
این کلمات که از دوران کودکی برایم دعائی ارام بخش بشمار میرفت  اینک تبدیل به کلماتی هراس انگیز شده بود که با شنیدند آن خون در رگهایم منجمد می شد .
من با خود می گفتم کسانی که موفق شوند دعا را به فریادی از بغض  وکینه بدل کنند   ....
دشمنان مذهبند ...
آیت الله خمینی از مردم خواسته بود که روزهای 19 و 20 آذرماه  یعنی روزهای تاسوعا و عاشورا  در سراسر کشور به تظاهرات بپردازند  ویک بار دیگر مسئله نحوه مقابله با این تظاهرات مطرح شد .
چون حکومت نظامی برقرار بود   تیمسار اویسی اعتقاد داشت که باید از به خیابان آمدن آشوبگران جلوگیری نمود وآمادگی خود را برای عکس العملی شدید اعلام کرد .
اما همسرم در پیروی از اعتقادات خود با این پیشنهاد موافقت نکرد .
بنابراین ارتش تانکهای خود را از مراکز تهران فرا خواند و به حضور بی خطر خود پیرامون ساختمانهای دولتی اکتفا نمود .
جمعیت تظاهر کننده شهر را به تصرف خود در آوردند  وبه مدت دو روز شعارهای ضد سلطنت در همه جا شنیده می شد وبرای نخستین بار آشوبگران خواستار استقرار جمهوری اسلامی شدند .
پادشاه وقایع را در خاطرات خود این چنین توصیف می کند .
در این هنگام بود که اعتصابهای وسیع سیاسی برای به زانو در آوردن کشور آغاز شد .... تهران وشهر های بزرگ هر روز چند ساعت فاقد برق بودند .
وسائل نقلیه عمومی تعطیل شد  کارمندان سازمان آب  و شبکه نفت وبنزین  وسپس بانکها  ووزارت خانه ها اعتصاب کردند .
هدف این کوششها فلج کردن فعالیت مردم ایران بود  تا دولت در مقابل ویرانگران ناچار به تسلیم شود .
مردم بیکار وسرگردان و در نتیجه خشن و ناراضی در کوچه ها  و خیابانها قدم میزدند .
کارگران وکارمندانی که از شرکت در اعتصاب خود داری میکردند   مورد تهدید قرار می گرفتند .
ما بخوبی میدانیم که برای فلج کردن شبکه توزیع برق یا نفت  پنج  و یا شش نفر کافی است
   و همین باعث شد که اعتصاب انقلابی توفیق یابد .

درودت باد شهبانو ..

همه آن مظهر پاکی صداقت  روح  روحانی
فراتر از همه مردان دین با مهر  انسانی
که  تا گردون بگردد مام میهن را
چو شهبانو فرح دیگر کجا زاید به آسانی ؟

شما اینجا هستید: خانه مطالب سایت گفتار فرمایشات شهبانوی بزرگوارمان در اثر گرانبهای کهن دیارا/17