از فرمایشات علیاحضرت شهبانو در اثر جاودانه کهن دیارا/13

فرمایشات علیاحضرت شهبانوی بزرگوارمان
 در اثر گرانبهای کهن دیارا
" درودت باد شهبانو "
  غرور و شوکت و مجد همه تاریخ ایرانی 

سخنان محسن رضائی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
این نظر پادشاه را تایید می کند .
او در باره استراژدی انقلابیون در طول سال 1357 چنین می گوید ....
سازماندهی تشییع جنازه های دروغین برای پخش در رادیو  وتلویزیون ...
تهیه تابوتهای حامل اسلحه و خصوصا اسلحه سرد تا در صورت حمله
پلیس بتوان فورا از آنها استفاده کرد ...
استقرار سوگواران دروغین زن و مرد در گورستانها به عنوا ن یک حربه
 سیاسی مذهبی استفاده از لباسهای خونین  سلاح های روانی سیاسی
 تبلیغاتی به منظور تهییج افکار عمومی .

 

" ایران - شیراز - سال 1971 -"

***

کسانی که آن روز در دانشگاه حضور داشتند نحوه شهید سازی را 
این چنین تعریف می کنند ...
یکی از دانشجویان در برانکاری دراز کشید .
سپس او را با ملافه سفیدی پوشاندند 
 وآنگاه ملافه را به خون آلوده کردند  وبعد به دوش گرفته فریاد کنان
 در خیابانها براه افتادند  ... کشتند .... کشتند.
***
بطور کلی احساس می کردیم که تظاهرات از پیش برنامه ریزی شده بود و کم و کسری نداشت و از هر نوع وسیله ای از قبیل بلند گو  ماسک   تاکی واکی  و اندک زمانی بعد اسلحه برای پیشبرد مقاصدشان استفاده می شد .
در طول هقته ها بر ما واضح شد که لیبرالها  و چپ گرایان که بسیاری از آنها هیچ وجه تشابهی با اسلام گرایان نداشتند
با این تظاهرات عظیم مردم همراه شده اند .
آیا کمونیست ها از مذهب به عنوان حربه ای برای بر انگیختن مردم استفاده می کردند ؟
همان  کمونیست هائی که هدفشان در صورت رسیدن به قدرت منع اجرای مناسک مذهبی بود.
هر یک از عناصر تشکیل دهنده این اتحاد انقلابی ناهمگون یعنی مذهبیون لیبرالها  ومارکسیست ها منافع فرصت طلبانه ای برای اتحاد با دیگران داشتند .
ولی واضح بود که اگر روزی به  زمامدای مملکت می رسیدند  نخستین اقدام هر یک از میان برداشتند متحدین قبلی بود  و دیدیم که چنین شد .
معهذا در آن زمان این اتحاد بوجود آمد  واز حمایت بازاریان که بورژوازی متوسط مذهبی را تشکیل میداند  و ثروتمند و صاحب نفوذ بودند بر خوردار گردید .
بازاریان از بالا رفتن قیمت نفت و بطور کلی از رشد اقتصادی مملکت سود بسیار برده بودند 
اما پس از سرکار آمدن دولت آموزگار که رویه سخت گیری های اقتصادی را پیش گرفت و به مقابله با ارتشاء پرداخت آنها نیز به گروه  طرفداران خمینی پیوستند 
وچنانکه بعدا روشن شد بعضی از آنها با کمک  های مالی قابل توجهی او را یاری دادند و جوانان که تحت تاثیر گروه های مختلف سیاسی با منافع متفاوت قرارگرفته بودند   همه شور  ونیروی خود را در اختیار گروه های بی وجدان گذاشتند .
به گفته پادشاه ....
عمل غیر قابل بخشش دیگر آشوبگران سوء استفاده از زود باوری واحساسات دانشجویان بود .
ابتدا دانشگاه ها را به آشوب کشیدند  وسپس برای گسترش نا بسامانی به تحریک در مدارس  متوسطه و ابتدائی پرداختند ومتاسفانه موفق شدند .
البته من انتظار نداشتم که جوانان ایران محافظه کار باشند  و می دانستم که برای آرمانهای خود حاضر به تلاش  وفداکاری هستند  اما نمی  دانستم که فریب دروغ پردازان  و آشوبگران را خواهند خورد.
من که شاهد تظاهرات مکرری بودم که هر بار گسترش بیشتری می یافت  میان شک و انتظار بودم .
شگفت آنکه کوشش های مثبتی که سلطنت برای ایران  انجام داده بود   ناگهان از سوی وسائل ارتباط جمعی غربی بصورتی منفی معرفی شد .
حتی آنهائی که در ابتدای سالهای پنجاه تملق پادشاه را می گفتند  امروز اقدامات او را محکوم می کردند و این روزنامه  نویسانی که معمولا نگران آزادیها هستند 
آیت الله خمینی را مظهر پیروزی  معنویات بر مادیات معرفی نمودند  ودر همین زمان یک فیلسوف ایرانی از ظهور گاندی جدید سخن گفت .
برای ما که از اعتقادات  واقعی وجاه طلبی این مرد مطلع بودیم این گفته ها قابل درک نبود   .
پادشاه بعد ها نوشت ....
اشتباه بزرگ ما آن بود که از وسائل ارتباط جمعی خود برای مبارزه با اندیشه های مخرب استفاده نکردیم و با جوانان به گفت و شنود نپرداختیم .
نخبگان سیاسی و فرهنگی مملکت تقاضای ملاقات مرا کردند  و من به امید این که کمکی برای  همسرم باشم آنها را پذیرفتم .
دانشگاهیان  رهبران سیاسی سابق  جامعه شناسان  روحانیون  و روزنامه نگاران یکی پس از دیگری به دفتر من می آمدند .
آنها نیز از جهتی که وقایع بخود گرفته بود نگران بنظر میرسیدند  ودر جواب این سوال که برای آرام کردن افکار و تسلط دوباره بر اوضاع چه باید کرد   پاسخ آنها همواره این بود ....
اعلیحضرت یک شخصیت مورد قبول مردم را بکار دعوت کند.
شخصی محبوب  درستکار  با هوش و مردم پسند.
با قبول سخن آنها می گفتم ..
چه کسی را پیشنهاد می کنید ؟
وآنها نام بزرگانی را که دیگر در میان ما نبودند به زبان می آوردند ..
قبول دارم ولی از میان زنده ها به چه کسی فکر می کنید ؟
و در جواب با سکوتی طولانی مواجه می شدم .
مخالفین در طول سالها از راه تهمت ارتشاء به عده ای و تهمت وابستگی به انگلیس و آمریکا به عده دیگر  همه مردان سیاسی را بی اعتبار کرده بودند .
در طول این ملاقاتها  یک وزیر سابق با تلخی وترس  و نوعی خشونت  از من ایراد گرفت  که .....
با تبدیل شیراز از مکانی فرهنگی به مکان فسق و فجور به خشم روحانیون کمک کرده ام ...
من در جواب گفتم ....
آقای وزیر ..

آیا این تنها کاری است که در طول بیست سال انجام داده ام ؟
او ناتوان از دادن پاسخ صریح از من عذر خواهی کرد  و روز بعد یک جلد قران برایم فرستاد .
مردم اعتماد خود را از دست داده   از فکر کردن در باره وقایع  عاجز مانده بودند..   ادامه  دارد ...
درودت باد شهبانو ..

همه پاکی صداقت  آن صفا و مهر ایرانی
 
چو الماسی درخشان  از دل تاریخ  نورانی
که  تا  گردون   به گردد  مام میهن را
چو شهبانو فرح دیگر کجا زاید به آسانی ؟

 

شما اینجا هستید: خانه مطالب سایت گفتار از فرمایشات علیاحضرت شهبانو در اثر جاودانه کهن دیارا/13