My CMS

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" برگزاری دادگاه "محمدرضا پورشجری؛ "مجازات پدر به جای دختر!

یاد و راه همهی جانبخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد

به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم

به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم

***

با دست تهی میهنم  آزاد  توان کرد ؟
شام سیه اش روشن وتابنده توان کرد ؟

آری  که توان کرد ولی ، گو به عزیزان
باید که صمیمانه تلاش از دل و جان کرد

***
ای که گوئی زغم دوری ایران چکنم؟
سیل اشک آمده از دیده بدامان چکنم؟

یاد ماند که غم ما غم دوری ها نیست
نیز نبود که از آن آتش هجران چکنم

تا بود مسجد ومحراب وآخوند ورمضان .
با چنان درد بگو ، با غم ایران چکنم؟

republic islamic of iran جغد شوم حکومت اسلامی

درمان  درد
سالهاست در غربت غم گریه همدم با من است
یا برای درد خود یارنج آن هم میهن است
از فلک میپرسم آخر این چگونه زندگی است
کاین چنین دوران ما در پنجه اهریمن است ؟
هر کسی دارد به دردخود دو صد ها گفتنی
لیک  بر ایرانیان قهرمان زاده  هزاران گفتن است
پاسخم آمد ز هاتف  هربدی وشر که آیدبرسرت
حاصل قدرت نمائی های  مشتی  کودن است
تا بود در کشور آزادگان آخوندو محراب و منار  غم به روی غم  ز هر نسلی  برایت روشن است
هم وطن وقت است تا بااتحاد واتفاق میهنی
بر کنیم آن والی شیخی که بر ما دشمن است
سردبیر

"گلها در زندان "

هیستوری

***

گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

امید به تغییر
گر پدر مرد تفنگ پدری هست
گر مردان قبیله همه کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید
گیرم که می برید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟
سردبیر

***
من آزادی را همراه با گلهای شقایق فریاد زدم ....ناگاه طوفان سهمگینی در مقابلم ظاهر گشت..
ومن به چشم خود پر پر شدن شقایقها را دیدم.
ولی میدانم که بهاری دیگر نه چندان دور فرا خواهد رسید  و مرا که در دشتی سبز خانه گزیده ام صدا خواهد زد .

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!
دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
شادروان " سیمین بهبهانی

ناقضان حقوق بشر در ايران بايد هدف تحريم های شديد بين المللی قرار گيرند

***

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای"  میترا پورشجری،" فرزند سيامک مهر"قمار مرگ و زندگی که زندانبانان پدرم را مجبور به آن کرده اند

میترا پورشجری، دختر محمد رضا پورشجری، وبلاگ نویس ۵۳ ساله که با نام مستعار سیامک مهر هم شناخته می‏شود، به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که از اکتبر 2012 که پدرش در زندان دچار حمله شدید قلبی شده بود به وی اجازه دسترسی به مراقبت‏های پزشکی لازم داده نشده است. وی گفت مقامات زندان قزل حصار در کرج پزشکان را از انجام آنژیوگرافی که مورد درخواست پزشکان زندان نیز بوده است بازداشته و با تأئید مرخصی موقت وی از زندان در صورت نیاز به درمان برای برطرف ساختن انسداد شریان ها نیز مخالفت کرده ‎اند.



وی گفت مقامات زندان در ماه مارس پدر وی را که دچار مشکلات تنفسی و سرگیجه شده بود به بیمارستان محلی منتقل ساختند، اما به سرعت وی را به ندامتگاه قزل حصار باز گرداندند. وی اظهار داشت که پدرش همچنین از سنگ کیسه صفرا و بزرگ شدن پروستات رنج می‏برد.

در یک نوار صوتی که در اختیار سازمان دیده بان حقوق بشر قرار گرفته است و قاعدتأ در روز ۱۰ ژوئن تهیه شده است، صدایی که ظاهرأ متعلق به محمد رضا پورشجری است اظهار شده که مقامات، این زندانی سیاسی را پس از دستگیری در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰ و طی مراحل اولیه بازداشت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار دادند و او را مجبور کردند بر روی یک چهارپایه بایستد و تهدید کردند که او را به دار خواهند آویخت. وی همچنین می‏گوید که مقامات او را به مدت هشت ماه متوالی در زندان انفرادی نگاه داشته و بازجوها مکرراً تهدید می‏کردند که وی را به پای چوبه دار خواهند فرستاد.

در سال ۲۰۱۰، شعبه ۱۰۹ دادگاه انقلاب البرز پورشجری را به علت مطالبی که وی در وبلاگ شخصی خود درج کرده بود به «اقدام علیه امنیت ملی» و «توهین به آیت الله خمینی» محکوم و برای او مجازات سه سال حبس تعیین کرد. در دسامبر ۲۰۱۱ نیز دادگاه وی را به «توهین به مقدسات [مذهبی]» محکوم و یک سال دیگر به مدت حبس وی اضافه کرد.

استورک گفت «زندانیان کاملاً حق دارند از مراقبت‏های پزشکی و ملاقات با خانواده خود برخوردار شوند اما بلعکس ما می‏شنویم که زندانیان بیمار در موارد مکرر از هر دوی این حقوق، یعنی دریافت درمان مورد نیاز و دیدار با خانواده شان، محروم می‏شوند».

امید به تغییر

پیامی از محمدرضا پورشجری (سيامک مهر) امید به تغییر

جمعه 8 فروردين ماه 1393 ـ 28 ماه مارس  2014

با درود فراوان، من یکی ازقربانیان استبداد و سرکوبگری رژیم اسلامی حاکم بر ایران هستم که بدلیل درج و انتشار نظرات و انتقادهای خود پیرامون بی عدالتی ها ونقض حقوق و آزادی های هم میهنانم در صفحه شخصی خود در اینترنت از سوی دستگاه قضایی این رژیم به چهار سال حبس محکوم گردیده ام. من تا امروز نزدیک به همه این سال ها را در شرایط غیرانسانی و فاجعه بار زندان های جمهوری اسلامی محبوس بوده ام. هم اکنون که این مطالب را یادداشت می کنم در اتاقی به مساحت کمتر از 21 متر مربع و در میان 40 تن از جانیان و قاتلین و قاچاقچیان و سارقین و متجاوزین به عنف و زورگیرها و چاقوکش ها و کودک آزارها و بیماران روان پریش و معتادین به مواد مخدر و ولگردها و مجرمین از این قماش گرفتار و اسیر هستم و با وجود نارسایی ها و عوارض قلبی و ابتلاء به دیابت و بیماری ورم غده پروستات و سنگ کلیه، در واقع لحظه لحظه این روزها را با مرگ مبارزه می کنم.

من از همان ابتدا که توسط ماموران وزارت اطلاعات و با هجوم به آپارتمان محل سکونتم دستگیر شدم مورد بازجویی و کتک و ضرب و شتم وشکنجه قرار گرفتم و به مدت 8 ماه در سلول انفرادی و بدون هیچ گونه تماس با بستگانم تحت فشارها و بازپرسی های طاقت فرسا قرار داشته و از تمامی حقوق یک متهم محروم بوده ام. من پیوسته به مرگ و اعدام تهدید می شدم و حتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مرا با چشمان بسته بروی چهار پایه برده و ادعا کردند که تصمیم گرفتیم تو را به دار بیاویزیم.

همهء این رنج ها و ناملایمات که بر من هموار شده تنها به این خاطر است که من از حقوق و آزادی هایی که مواد 18 و 19 اعلامیهء جهانی حقوق بشر، انسان را از آن برخوردار ساخته و بدان تصریح کرده است، استفاده نموده و کوشیده ام هم میهنانم را با اندیشه ها و باورهای خود شریک سازم.

سرگذشت من به عنوان وبلاگ نویس و زندانی سیاسی تنها یک نمونه و مثال از سرنوشت دردناک هزاران قربانی تبعیض و نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی است.

بدبختانه امروز ملت ایران در دام رژیم مذهبی و قرون وسطایی و به شدت عقب مانده گرفتار و اسیر گشته که برای ارزش ها و پرنسیب های جهانی، که بشر متمدن حداقل 400 سال در راه کسب و ایجاد و بقا آن جانفشانی کرده است، کمترین احترامی نمی شناسد. این رژیم ارتشی تا دندان مسلح و خونریز و تروریستی بنام "سپاه پاسداران" انقلاب اسلامی تشکیل داده است تا خواسته ها و مطالبات اجتماعی و سیاسی مردم ایران را با خشونت سرکوب کند و با آزادی و دموکراسی و حقوق بشر، هم در ایران و هم در سطح جهان مقابله کند و بجنگد.

رژیم توتالیتر حاکم بر ایران، خفقان نفس گیری بر جامعه اعمال می کند، بطوری که محض نمونه حتی یک فرد مخالف و منتقد در هیچ روزنامه و رسانه ای در داخل کشور حق اظهار نظر و بیان آزادانه آراء و افکار خود را ندارد.

جممهوری اسلامی مجموعهء قوانین شرم آور و ضد انسانی وضع کرده و اجرا می کند، بنام قانون مجازات اسلامی، که شامل مجازات هایی چون: قتل، قصاص، اعدام، سنگسار، دست و پا بریدن، چشم درآوردن، از کوه پرت کردن، در آتش انداختن و تازیانه زدن که یکایک آن توحش مسلم است که مصداق جنایت علیه بشرمحسوب می شود.

جمهوری اسلامی به گونه ای برنامه ریزی شده و هدفمند و منظم به سرکوبی حقوق بنیادی مدنی می پردازد، از جمله محروم کردن مردم از ابتدایی ترین حقوق خود یعنی امکان آزادی بیان، ممنوعیت استفاده از برنامه های ماهواره با فیلترینگ وسیع اینترنت، ممنوع ساختن تجمعات، حتی جشن ها و میهمانی دوستانهء جوانان، تحقیر زنان با حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی و سرکوب آزادی های جنسی به منظور سلطهء روانی بر جامعه، تبلیغات گستردهء مذهبی با صرف هزینه های هنگفت و با هدف رواج خرافات و تشویق مردم به نادانی و سفاحت و، از همه جنایت بارتر، قتل و قصاص و اعدام در ملاء عام و ایجاد ترس و وحشت در اجتماع و بی اعتنا ساختن مردم نسبت به سرنوشت خود.

موارد یاد شده تنها بخش کوچکی از اقدامات زمامداران جمهوری اسلامی جهت حفظ قدرت و سلطهء هرچه فراگیرتر در جامعه امروز ایران است. بدون شک توجه به این حقیقت راه گشاست که مقابله و مبارزه جمهوری اسلامی با دنیای مدرن و دستاوردهای درخشان آن در زمینهء آزادی و دموکراسی حقوق بشر، امری ذاتی و جوهری است و در مبانی و بنیادهای اسلامی و ایدئولوژیک این نظام بصورت اصول تغییر ناپذیر، تبیین و تثبیت گردیده است. تجربهء شکست خوردهء گفتگوهای انتقادی با جمهوری اسلامی از سوی برخی دولت ها درگذشته و با امید تغییر رفتارهای این رژیم، موید همین واقعیت است و همچنین نشان می دهد که تلاش های جهانی و روش هایی که نهادهای بین المللی به جهت ملزم ساختن دولت اسلامی و محترم شمردن حقوق بشر در رعایت حقوق اساسی ملت ایران تاکنون بکار برده اند مفید و مؤثر واقع نشده و نیازمند رویکردها و راهکارهای متفاوتی است.

روی هم رفته هرگونه تغییری در شرایط بسته و اختناق آمیز امروز جامعهء ایران مستلزم دگرگونی اساسی در ساختارهای سیاسی و حقوقی نظام موجود است. به همین منظور ضروری است تا از پراکندگی کوشش ها و سرمایه گذاری های مجامع بین المللی ممانعت بعمل آمده و نیروهای جهانی و دولت هایی که دغدغه و دل مشغولی حقوق بشر دارند، و همچنین حفظ امنیت منطقه و جهان جزو سیاست های تعریف شدهء آنهاست، بصورت متمرکز و سازمان یافته در مجموعهء "دوستان ایران"  گرد هم آیند و ملت ایران را در راه کسب حقوق وآزادی های خود وکسب حق تعیین سرنوشت یاری رسانند.

سپاسگزار شما، محمدرضا پورشجری

دارای نام مستعار سیامک مهر، نویسنده وبلاگ «گزارش به خاک ایران»

18 اسفند 1392

6 مارس 2014

کرج زندان ندامتکاه مرکزی کرج

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" احضار ، بازجویی و سلب آزادی فردی محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس زندانی سابق توسط نهاد ریاست جمهوری

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» زندانی سابق وبلاگ نویس  محمدرضا پورشجری معروف به سیامک مهر تحت فشارهای دفتر نهاد ریاست جمهوری مستقر در استانداری البرز می باشد.

زندانی سابق وبلاگ نویس محمد رضا پورشجری ۵۴ ساله مدتی پیش برای دیدار با فرزندش که در خارج از کشور زندگی می کند و معالجه ، تقاضای پاسپورت نمود پس از مدتی انتظار  از طرف دفتر نهاد ریاست جمهوری که مستقر در استانداری البرز است برای روز چهارشنبه ۱۹ شهریورماه  احضار گردید و برای مدت طولانی مورد بازجویی و سئولات شخصی و خانوادگی قرار گرفت.

بازجوی نامبرده که خود را مسئول دفتر نهاد ریاست جمهوری معرفی می کرد، سئوالات خود را در ۹ محور از آقای پورشجری می پرسید.

علیرغم اینکه ایشان  محکومیت غیر انسانی و غیر قانونی خویش را که ۴ سال زندان بود طی نموده است و قاعدتا نباید مانعی برای مسافرت به خارج از کشور و دیدار با فرزندش داشته باشد اما او را همچنان در حالت بلاتکلیفی نگه داشته اند و پاسخ مشخصی به وی نمی دهند.

وبلاگ نویس  محمدرضا پورشجری شهریور ۱۳۸۹ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و پس از چندین ماه زندانی در شکنجه گاه وزارت اطلاعات در زندان گوهردشت کرج به بند عمومی منتقل  و سپس او را به زندان مرکزی کرج منتقل نمودند .وی  در یک دادگاه فرمایشی به ۴ سال زندان محکوم گردید و تا شهریور ماه سال جاری در زندان مرکزی کرج زندانی بود و با پایان یافتن محکومیتش آزاد گردید.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران،احضار ، بازجویی و تحت فشار قرار دادن این زندانی سابق و ممانعت از دیدار با فرزندش را محکوم می کند و خواهان  پایان دادن به محدودیتهای ایجاد شده بر وی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۳ شهریورماه۱۳۹۳ برابر با۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" جان وبلاگ نویس زندانی
محمد رضا پور شجری (سیامک مهر ) در معرض خطر جدی است "فرزند محمدرضا پورشجری: مسوولان  باید پاسخگوی هر اتفاقی باشند


بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » وضعیت جسمی وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پور شجری (سیامک مهر ) که در اعتصاب غذا بسر می برد ،در سلولهای انفرادی بسیار وخیم می باشد .

وضعیت و شرایط جسمی وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پورشجری بسیار حاد است و طی ۲ روز گذشته به علت وخامت شدید وضعیت جسمی، وی را چندین بار به بهداری زندان منتقل  و مجددا به سلول انفرادی بازگردانده شده است.

زندانیانی که او را در بهداری زندان دیده اند شرایط وی را بسیار وخیم  تشریح می کنند . جان این زندانی سیاسی در معرض خطر جدی قرار دارد و به نظر می آید که بازجویان وزارت اطلاعات در حال زجرکش کردن این زندانی سیاسی هستند.

چرا که نه تنها او را مورد مداوای جدی قرار نمی دهند بلکه تحت فشارهای روحی ، اذیت و آزار و برخوردهای غیر انسانی قرار می دهند.

وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پورشجری (سیامک مهر ) ۱۸ بهمن در اعتراض به بازداشت غیر قانونی ، برخوردهای غیر انسانی و پرونده سازی دروغین علیه وی، برای دفاع از حقوق خویش ناچار به اعتصاب غذا گردید.

بازجویان ولی فقیه بجای رسیدگی به خواسته های به حق این زندانی او را به سلولهای انفرادی منتقل کردند و تحت فشارهای روحی ، اذیت و آزارهای غیر انسانی  قرار دادند. این زندانی از بیماریهای متعددی رنج می برد.

وبلاگ نویس زندانی پیش از این پس از طی ۴ سال زندان آزاد گردید و هنگامی که در مسافرت بود مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و دستگیر شد او به مدت یک ماه در سلولهای انفرادی تحت فشارها و اذیت و آزارهای غیر انسانی قرار داشت. سپس او را به زندان مرکزی کرج منتقل کردند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به خطری که جان این زندانی سیاسی را تهدید می کند هشدار می دهد چرا که  تمامی دلایل حاکی از آن است که بازجویان وزارت اطلاعات ولی فقیه قصد حذف فیزیکی وی را دارند.

لذا از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار دخالت برای نجات جان این زندانی سیاسی و آزادی فوری و بی قید و شرط وی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۰۴ بهمن ۹۳ برابر با۲۳ فوریه ۲۰۱۵

فرزند محمدرضا پورشجری: مسوولان اگر اجازه عمل باز قلب به پدرم را ندهند؛ باید پاسخگوی هر اتفاقی باشند

میترا شجری پور در پاسخ به اینکه آیا به جز نوشتن وبلاگ پدرش جرم های دیگری هم داشته است، گفت:« پدرم متعلق به هیچ گروه و جناحی نبود و فقط او را به دلیل وبلاگش دستگیر کردند. او در آن وبلاگ عقاید و افکارش را در مورد مسائل مختلف جامعه می نوشت. متاسفانه با وجود صدور حکم اما هنوز پرونده باز است و قاضی پرونده به من گفت که وزارت اطلاعات پرونده را برای تحقیق خواسته است من نگرانم که برای پدرم دوباره اتهام و حکم جدیدی ساخته شود.»

فرزند محمد رضا پور شجری، زندانی عقیدتی که در زندان قزلحصار به سر می برد در گفتگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از وضعیت بحرانی پدرش و نابسامان بودن زندان قزلحصار گفت. میترا پورشجری گفت:” اگر مسولان به پدرم برای عمل قلب باز اجازه مرخصی ندهند هر اتفاقی که برایش بیفتد باید پاسخگو باشند.”

محمد رضا شجری پور، نویسنده وبلاگی با عنوان “گزارش به خاک ایران” در ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزلش دستگیر شد و در شعبه ۱۰۹ دادگاه استان البرز به ریاست قاضی غلام سرابی به اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و توهین به آیت الله خامنه ای به سه سال حبس محکوم شد اما در آذرماه ۱۳۹۰ اتهام توهین به مقدسات نیز به دو اتهام دیگرش افزوده شد و به یک سال حبس مضاعف محکوم شد. این زندانی پس از مدتی از زندان رجایی شهر کرج بدون هیچ توضیحی به زندان قزلحصار منتقل شد. به گفته دختر این زندانی، پرونده او با وجود صدور رای هنوز باز است و قاضی پرونده اش خبر داده که وزارت اطلاعات مجدد پرونده را برای تحقیق خواسته است و اکنون در دست وزارت اطلاعات است.

میترا شجری پور در پاسخ به اینکه آیا به جز نوشتن وبلاگ پدرش جرم های دیگری هم داشته است، گفت:« پدرم متعلق به هیچ گروه و جناحی نبود و فقط او را به دلیل وبلاگش دستگیر کردند. او در آن وبلاگ عقاید و افکارش را در مورد مسائل مختلف جامعه می نوشت. متاسفانه با وجود صدور حکم اما هنوز پرونده باز است و قاضی پرونده به من گفت که وزارت اطلاعات پرونده را برای تحقیق خواسته است من نگرانم که برای پدرم دوباره اتهام و حکم جدیدی ساخته شود.»

دختر این زندانی در مورد شغل و تحصیلات پدرش اینطور به کمپین گفت:« پدرم دیپلم زمان شاه را دارد. پدرم جایی مشغول به کار نبود یعنی از وقتی به یاد دارم شغلی نداشت. شغل پدرم همین نویسندگی بود، در خانه مطالعه می کرد و می نوشت. قبل از دنیای اینترنت چیزهای نوشته بود که اجازه چاپ پیدا نکرده بودند بعد از اینکه اینترنت آمد پدرم اول وبلاگی داشت که در آن شعر و داستان می نوشت و بعد وبلاگ گزارش به خاک ایران را شروع کرد. پدرم از سال ۲۰۰۴ وبلاگ نویس بود.»

فرزند محمد رضا پور شجری که چندی پیش از ایران خارج شده است، درباره بیماری قلبی پدرش گفت:« پدرم مهرماه پارسال سکته قلبی کرد بعد او را از زندان به بیمارستان بردند و در آنجا مشخص شد که دو رگ قلبش کاملا مسدود شده است. پزشکان عدم تحمل کیفر را برای بابا صادر کردند که نمی تواند به دلیل موقعیت جسمیش در زندان بماند اما متاسفانه از شش ماه گذشته تا کنون هیچ اقدامی برای اعزام او به بیمارستان صورت نگرفته است. پدرم مشکلات ورم پروستات، سنگ کلیه و دیسک کمر هم دارد که برای آنها هم مرخصی درمانی نگرفته است. عمه و عمویم مرتب برای پیگیری می روند اما تا کنون جوابی نگرفتند.»

میترا پور شجری با اشاره به اینکه به بهانه انتقال پدرش او را به زندان قزلحصار منتقل کرده اند، گفت:« من وقتی در ایران بودم خیلی برای مرخصیش پیگیری کردم، در یکی از ملاقاتی ها در زندان رجایی شهر کرج پدرم گفت که شاید تا یکی دو هفته دیگر برای سونوگرافی کلیه ام به بیمارستان فرستاده شوم اما در تاریخی که پدرم را بردند و او فکر کرده بود که او را به بیمارستان می برند در واقع او را به زندان قزلحصار تبعید کردند. هیچ حکمی برای انتقال او به زندان دیگری وجود نداشت و اصلا خودش هم خبر نداشته که او را دارند به زندان دیگر منتقل می کنند، فکر می کرده او را به بیمارستان می برند.»

فرزند این زندانی با اشاره به اینکه وضعیت نابسامان زندان قزلحصار برای سلامتی پدرش خطرناک است، گفت:« پدرم به خانواده گفته است که بیشتر زندانیان شپش دارند و حجم زندانی ها بسیار بیشتر از گنجایش اتاق است و آرامشی وجود ندارد. همین طور از نظر بهداشتی وضعیت خوب نیست. گرانی های اخیر در این مدت بر زندان هم تاثیر گذاشته، بابا می گفت که تمام قیمت ها تا سه برابر، چهار برابر شده است و زندانیان عادی قادر به خرید مواد شوینده نیستند بنابراین نظافت زندان افتضاح شده است و اینهمه آلودگی برای کسی مثل پدر که بیماری قلبی دارد خطرناک است. بابا می گوید که غیر از اینها آرامش هم در زندان نیست، زندانیان دائم به دلیل گرانی های اخیر که اتفاق افتاده عصبی هستند و مرتب دعوا و کتک کاری می شود. غیر از اینها هفته ای فقط یک روز آب گرم دارند که با توجه به فصل زمستان خیلی برایشان سخت است. »

فرزند این زندانی عقیدتی در خصوص خواستش از مسولان قضایی ایران گفت:« از مسولان قضایی تنها خواسته ام این است که برای آزادی بابا و برای درمانش سریع کاری انجام دهند چون بابا دو بار سکته قلبی کرده است و واقعا نمی شود پیش بینی کرد که با وجود ۸۵ درصد مسدود شدن رگ های قلبش، اگر این بار مشکلی برای قلبش به وجود بیاید می تواند زنده بماند یا نه. ضمن اینکه بیماری قلبی پدر محصول زندان است. او قبل از زندان مشکلی نداشت و حالا اگر مشکلی برایش پیش بیاید صدرصد مقامات قضایی مسول و جوابگویی هستند.

میترا پور شجری گفت: « پدرم تنها جرمش این بود که اندیشه و عقایدش را در وبلاگ شخصیش می نوشت. حالا من از همه رسانه ها می خواهم که جدا از تفکرات پدرم فقط به سلامتی اش فکر کنند و با گسترش مورد بابا و اینکه سلامتی اش به مقطع بحرانی رسیده از مرگ این انسان جلوگیری کنند.»

***
نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" برگزاری دادگاه "محمدرضا پورشجری؛ "مجازات پدر به جای دختر!

«محمدرضا پورشجری» وبلاگ نویس در بند، ١٢ اسفندماه ۱۳۹۳ به خاطر آن‌چه اتهام «تبلیغ علیه نظام» خوانده شد، به دادسرای انقلاب کرج حاضر شد.

بنا به گزارش ارسالی به «سحام»، دراین دادگاه «ایوب ابراهیمیان» بازپرس پرونده، بولتن خبری تهیه شده از آقای پورشجری را با عنوان«فعالیت‌های پورشجری برعلیه نظام مقدس جمهوری اسلامی» را به وی نشان داد. گفته می‌شود در این بولتن حدود ٢١ فصل ازاین مجله با نام دختر وی(میترا پورشجری) شامل مصاحبه‌ها و فعالیتهای او بوده است، مابقی فصول مربوط به نامه‌های محمدرضا پورشجری بوده است که در دوران دستگیری قبلی و زندان انجام داده بود.

براساس این گزارش، آقای پورشجری درپایان این دادگاه، هیچ‌کدام ازاتهامات تبلیغی را قبول نکرده و اظهار داشته فعالیت‌های دخترش به عنوان فردی مستقل به پرونده اتهامی وی مربوط نبوده و هیچ کدام از دیگرعناوین اتهامی مربوط به ٣٨ روز آزادی وی نمی‌شود.

آقای پورشجری اظهار داشته اگر مرتکب جرمی شده بود، باید درهمان دوران قبلی زندان، محاکمه و رسیدگی می‌شد، نه این‌که پس پایان دوره محکومیت و درپایان محکومیت چهارساله زندان، دوباره با اتهامات قبلی و پرونده سازی مجدد دستگیر شود.

محمدرضا پورشجری در پایان وقت رسیدگی، طی نامه‌ای به دادگاه ذکر کرده است که دیگر به دادگاه نخواهند آمد و پروسه دادگاه و اتهامات آن را غیرقانونی می‌داند و آن را در راستای پرونده سازی مجدد علیه خود ارزیابی می‌کند.

لازم به ذکراست محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس ۵۴ ساله است که به اتهام«تبلیغ علیه نظام»،«توهین به مقدسات»و«توهین به رهبری» به چهارسال زندان محکوم شد و پس از پایان محکومیت آزاد و مجددا بعد از ٣٨ روز دستگیر شد!

وی چندی پیش دراعتراض به دستگیری مجدد و پرونده سازی‌های وزارت اطلاعات و شرایط بلاتکلیف خود، اقدام به اعتصاب غذا کرد که پس از ١۶ روز به حالت بی‌هوش به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل شد و هم اکنون در وضعیت وخیم جسمی به سر می‌برد.

پورشجری که از بیماری‌های قلبی و قند خون بالا و ورم پروستات رنج می‌برد تا به حال تحت درمان موثر و جدی از سوی مسئولین زندان قرارنگرفته است.

گفتنی‌است براساس «اصل شخصی بودن مجازات»،اجرای مجازات فقط باید بر مجرم اعمال گردد، نه براعضای خانواده و خویشان او. براساس این اصل حقوقی، آثارمجازات فقط باید به مجرم محدود شود و نباید به اشخاص ثالث سرایت کند.

رهبر حقوق بشر
علی خامنه ای ودستیاران جنایت کار او باید در دادگاههای بین المللی محاکمه شوند.
کاریکاتور از نیک آهنگ کوثر

***

صادق لاریجانی" میرغضب جمهوری اسلامی" آخوند مزدور حکومتی و دستیار جنایت کار علی گدای تزریقی”
کاریکاتور ار نیک آهنگ کوثر

کاری از مانا نيستانی

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

این گزارشها در حال تکمیل شدن است
خبر گزاری مردانی نیوز
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط در این ضمیمه از

نقض حقوق بشر”;  در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" جان وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پور شجری (سیامک مهر ) در معرض خطر جدی است "فرزند محمدرضا پورشجری: مسوولان باید پاسخگوی هر اتفاقی باشند


http://www.mardaninews.de/the-news/59-1389-01-09-22-28-57/22432--q-q-.html



شما اینجا هستید: خانه مطالب سایت حقوق بشر ( حقوق بشر ) نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" برگزاری دادگاه "محمدرضا پورشجری؛ "مجازات پدر به جای دختر!