اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا " اسپانیا" ونزوئلا : دیوان عالی اسپانیا رئیس پیشین سرویس مخفی ارتش ونزوئلا را به آمریکا تحویل می‌دهد

 اتحادیه اروپا "   اتحادیه اروپا " اسپانیا"  ونزوئلا : دیوان عالی اسپانیا رئیس پیشین سرویس مخفی...

مجید محمدی -  نماز باران، استخاره و دعانویسی به جای مدیریت علمی

مجید محمدی - نماز باران، استخاره و دعانویسی به جای مدیریت علمی

در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها "#نه_به_جمهوری_اسلامی در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها”...

  •   آمریکا

    آمریکا "بحران افغانستان" کمدی الله : شیر زنان افغانستا ن به پا خواستند"زنان افغان با شعار «کار،...

    پنج شنبه, 29 مهر 1400 22:06

    Published in سیاست

  •  آمریکا

    آمریکا": دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین آمریکا "شبکه اجتماعی خود را به زودی راه‌اندازی می‌کند

    پنج شنبه, 29 مهر 1400 21:13

    Published in سیاست

  •   اتحادیه اروپا

    اتحادیه اروپا " اسپانیا" ونزوئلا : دیوان عالی اسپانیا رئیس پیشین سرویس مخفی ارتش ونزوئلا را به...

    پنج شنبه, 29 مهر 1400 20:52

    Published in اخبار جهان

  •   آمریکا

    آمریکا" سوریه": حمله انفجاری": ۱۴ کشته در حمله به اتوبوس نظامیان سوری در دمشق"یک پایگاه آمریکا...

    پنج شنبه, 29 مهر 1400 20:29

    Published in اخبار جهان

  • مجید محمدی -  نماز باران، استخاره و دعانویسی به جای مدیریت علمی

    مجید محمدی - نماز باران، استخاره و دعانویسی به جای مدیریت علمی

    پنج شنبه, 29 مهر 1400 19:08

    Published in مقاله ها

  • در رژیم توتالیتر

    در رژیم توتالیتر" اقتصاد " ایران "مشکلات ذخیره ثروت در قالب طلا : ایران چقدر «ثروت» دارد؟ مجموع...

    پنج شنبه, 29 مهر 1400 18:37

    Published in اقتصاد

  •  در رژیم توتالیتر

    در رژیم توتالیتر" اقتصاد " ایران ": جنجال دوباره بورس تهران؛ شهرداری تهران بورس تهران را پلمپ...

    پنج شنبه, 29 مهر 1400 18:02

    Published in اقتصاد

مقاله ها

در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" رسانه‌های غربی حقیقت را در مورد ایران نمی‌گویند"رنج مضاعف زندانیان سیاسی گم‌نام؛ حبس و شکنجه زیر سایه سکوت

 در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" رسانه‌های غربی حقیقت را در مورد ایران نمی‌گویند

در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی"

 

#نه_به_جمهوری_اسلامی​

#نه_به_جمهوری_اسلامی 

 

 کمپین  نه به جمهوری اسلامي 

  طرحی از مانا نیستان

  ---

 پوسترعلی خامنه‌ای ننگ تاریخ  " 

متفرقه

عکس  بدون شرح

  مردان مشنگ خداا

---

 در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" رسانه‌های غربی حقیقت را در مورد ایران نمی‌گویند"رنج مضاعف زندانیان سیاسی گم‌نام؛ حبس و شکنجه زیر سایه سکوت 

چکیده: رسانه‌های غربی دربارهٔ ایران حقیقت را نمی‌گویند. ما در ایران با صدای بلند اعتراض می‌کنیم اما خبرنگاران ترجیح می‌دهند در مورد وضعیت آب‌و‌هوا توییت کنند تا در مورد سرکوب و شکنجهٔ حکومت تحقیقی انجام دهند. 

برای ما دو ایران وجود دارد. یکی «ایران واقعی» که ما در آن زندگی می‌کنیم و دیگری ایرانی که شما راجع‌به آن در رسانه‌ها می‌خوانید و می‌شنوید. ایران شما، محدود به توافق اتمی است؛ اما برای ما بسیار بدتر است. یک حکومت پلیسی و مذهبی با بی‌شمار قوانین و خطوط قرمزی که اکثر مردم ایران را یارای عبور از آنها نیست و زیرسایه ترس آن زندگی می‌کنیم. این‌جا سرزمین خشونت، سرکوب و سانسور است.

ما امروز قربانی ناآگاهی و نادیده‌انگاری جهان نسبت به واقعیت‌های ایران نیستیم، بلکه با تلاش عمدی و سیستماتیک جمهوری اسلامی، از طریق توجیه‌گرانش در رسانه‌های خارجی، برای دستکاریِ افکار عمومی جهان مواجه هستیم. بنابراین این‌که به شما می‌گویند در ایران هیچ اپوزیسیون داخلی‌ای وجود ندارد اشتباه است. ما مردم اپوزیسیون و مخالف حکومت هستیم. و آن‌چه از شما می‌خواهیم ساده‌ است: 

برای شناخت درباره ایران واقعی، به ما گوش دهید و روایت‌های ما را به اشتراک بگذارید. به شما گفته شده‌است که حمایت‌ها و همبستگی شما به ما ضربه می‌زند و صحبت درباره تلاش‌ها و مبارزات ما، ما را در معرض خطر قرار می‌دهد، این هم یک دروغ دیگر است. چیزی که ما را در معرض خطر قرار می‌دهد سکوت و بی‌تفاوتی شماست.

 

 

متن کامل: 

من یک وبلاگ‌نویس و فعال آزادی بیان از ایران هستم و برای شما یک پیام دارم که میلیون‌ها ایرانی مستاصل هستند که آن را بشنوید: «رسانه‌های غربی مردم ایران را ناامید می‌کنند.»

در چهار سال گذشته پنج تظاهرات سراسری علیه حکومت در ایران رخ داده‌است. حکومت معترضان را سلاخی کرده و زندانیان سیاسی را با شکنجه و سرکوب مواجه کرده‌است. با این حال، اکثر غربی‌‌ها درکی از «واقعیت ایران» ندارند، زیرا رسانه‌های خارجی به طور مستمر واقعیت‌ها را نادیده گرفته و یا انکار می‌کنند.

برای ما دو ایران وجود دارد. یکی «ایران واقعی» که ما در آن زندگی می‌کنیم و دیگری ایرانی که شما راجع‌به آن در رسانه‌ها می‌خوانید و می‌شنوید. ایران شما، محدود به توافق اتمی است؛ اما برای ما بسیار بدتر است. یک حکومت پلیسی و مذهبی با بی‌شمار قوانین و خطوط قرمزی که اکثر مردم ایران را یارای عبور از آنها نیست و زیرسایه ترس آن زندگی می‌کنیم. این‌جا سرزمین خشونت، سرکوب و سانسور است. من این را به خوبی می‌دانم و می‌شناسم چون ۶ سال از زندگی‌ام را در زندان‌هایش سپری کردم. بعد از جنبش سبز در سال ٨٨ تعداد بی‌شماری از مردم ایران بازداشت و زندانی شدند. من به‌ جرم کمک به مردم برای دور زدن فیلترینگ و سانسور اینترنت دستگیر و در زندان اوین زندانی شدم.

اطلاعات سپاه پاسداران اتهام فعالیت علیه امنیت ملی را به من زد و حتی نوشتن همین یادداشت من‌ را در خطر تکرار همان اتهام قرار‌ می‌دهد. اندیشیدن در ایران جرم تلقی می‌شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشریات و رسانه‌های بسیاری را توقیف و کتاب‌ها و نوشتار را ممیزی و سانسور می‌کند. محتوای کتاب‌های درسی و آموزشی سرشار از نفرت‌پراکنی برای مثال علیه باورهای بهاییان است و به شکلی موجب ترویج تروریسم می‌شود. رسانه‌ها، نشریات و روزنامه‌ها علیه معترضان، تاریخ ایران و محبوبیت حکومت محتوای دروغ منتشر می‌کنند. صرفا روزنامه‌هایی که توسط نهادهای امنیتی به‌رسمیت شناخته و تایید شده‌اند اجازه انتشار دارند.

گشت ارشاد زنان را به جرم این‌که حجاب اجباری سرشان نمی‌کنند مورد خشونت قرار می‌دهد. آنها مهمانی‌ها را به هم می‌زنند و جوانان را به خاطر برگزاری و شرکت در مهمانی مختلط (زن و مرد کنار هم) و نوشیدن الکل دستگیر و ضرب و شتم می کنند و کسانی که چند بار مرتکب این جرم شوند را زندانی کرده، شلاق می‌زنند و یا اعدام می‌کنند. 

این ۱۹۸۴ یا سرگذشت ندیمه نیست، این ایران ماست.

فضای مجازی هم از کنترل و سانسور در امان نیست. فیس‌بوک، توییتر و بسیاری از پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیگر فیلتر و مسدود هستند. رصدکنندگان فضای مجازی در اینترنت می‌چرخند و شبکه‌های اجتماعی را نظارت می‌کنند تا کسی از قوانین حکومت تخطی نکند و نویسنده مطالب علیه دین و سران حکومت جمهوری اسلامی را شناسایی کنند. این یکی دیگر از جرایم من بود.

فعالیت‌‌های سیاسی و تجمعات اعتراضی ممنوع است غیر از آن‌هایی که حکومت تایید کند، برای مثال اگر تظاهرات علیه آمریکا و اسرائیل باشد. مخالفان حکومت به‌خاطر فعالیت‌های عادی مثل برداشتن روسری یا به‌دست گرفتن عکس فرزندان به‌قتل رسیده خود توسط حکومت، بازداشت شده و به زندان می‌افتند. حتی در مرگ نیز مردم ایران از آزار حکومت و مشکلاتی که ایجاد می‌کند در امان نیستند. اقوام کسانی که توسط حکومت کشته‌شده‌اند حق ندارند برای آن‌ها مراسم ختم بگیرند. گاهی برای گرفتن جنازه عزیزان‌شان باید مبلغی به عنوان حق گلوله یا طنابی که آنها را با آن کشتند پرداخت کنند. برای آنهایی که زنده هستند شکنجه اشکال مختلفی انجام می‌شود، عده‌ای را کتک و شلاق می‌زنند و یا تجاوز می‌کنند. عده‌ای دیگر با آسیب‌های جسمی، تهدید و شکنجه‌های روانی چون زندان انفرادی روبرو می‌شوند. وقتی در زندان بودم، ماموران مرا شکنجه کردند، به‌گونه‌ای که تا پای مرگ رفتم. یکی از کلیه‌هایم را از دست دادم و اجازه درمان مناسب به من داده‌ نمی‌شد و تا به امروز با آثار آن شکنجه‌ها دست و پنجه نرم می‌کنم.

این‌ها «واقعیت‌های ایران» ما است. اما وقتی خارج از ایران را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که رسانه‌ها یک ایران دیگر را نشان می‌دهند. زمان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹ ) در ایران، جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کرد و نیروهای مسلح خود را برای کشتن بیش از ۱۵۰۰ معترض به خیابان‌ها فرستاد، یکی از نویسندگان بلومبرگ که در مورد ایران می‌نویسد در مورد بارش برف غیرمنتظره در تهران توییت کرد.

هنگامی که حکومت پرواز ۷۵۲ خطوط هوایی بین‌المللی اوکراین را در ژانویه ۲۰۲۰ با شلیک موشک ساقط کرد و ١٧۶ نفر را کشت، بسیاری از رسانه‌های غربی گزارش دادند که رئیس‌جمهور ایران (حسن روحانی) از این حمله بی‌اطلاع بوده ولی هیچ مدرکی در مورد این ادعا ارائه نکردند!

در ایران، ما تا آن‌جا که می‌توانیم با صدای رسا و بلند اعتراض می‌کنیم و ویدئوهای اعتراضات‌مان را در اینترنت منتشر می‌کنیم ولی حقیقت گزارش شده توسط ما مردم ایران، در رسانه‌های غربی راه پیدا نمی‌کند. این درحالی است که گزارشگران و خبرنگاران در مورد موضوعات بی‌اهمیتی چون مراکز خرید ‌توییت می‌زنند و واقعیت‌ها و روایت وقایع رخ داده در ایران را نادیده می‌گیرند. این افراد یک «ایران خیالی» را به شما نشان می‌دهند. در «ایران واقعی» ما با سایه بلند و سنگین سرکوب آشنا هستیم. 

ما امروز قربانی ناآگاهی و نادیده‌انگاری جهان نسبت به واقعیت‌های ایران نیستیم، بلکه با تلاش عمدی و سیستماتیک جمهوری اسلامی، از طریق توجیه‌گرانش در رسانه‌های خارجی، برای دستکاریِ افکار عمومی جهان مواجه هستیم. بنابراین این‌که به شما می‌گویند در ایران هیچ اپوزیسیون داخلی‌ای وجود ندارد اشتباه است. ما مردم اپوزیسیون و مخالف حکومت هستیم. و آن‌چه از شما می‌خواهیم ساده‌ است: 

برای شناخت درباره ایران واقعی، به ما گوش دهید و روایت‌های ما را به اشتراک بگذارید. به شما گفته شده‌است که حمایت‌ها و همبستگی شما به ما ضربه می‌زند و صحبت درباره تلاش‌ها و مبارزات ما، ما را در معرض خطر قرار می‌دهد، این هم یک دروغ دیگر است. چیزی که ما را در معرض خطر قرار می‌دهد سکوت و بی‌تفاوتی شماست.

ما دوستان‌مان را که برای آزادی از بند این حکومت مبارزه کرده‌اند را از دست داده‌ایم. ما در زندان‌های این حکومت بوده‌ایم و شکنجه‌گاه‌های آن را دیده‌ایم. نوشتن این یادداشت می‌تواند دوباره من را به زندان بیاندازد، اما اگر این زندان رفتن هزینه‌ی صدا دادن به بی‌صدایان باشد، ارزشش را دارد.

حسین رونقی

تلگرام @Hosseinronaghi

۲۱ مهر ۱۴۰۰

لینک متن انگلیسی در وال‌استریت‌زونال

 ----

رنج مضاعف زندانیان سیاسی گم‌نام؛ حبس و شکنجه زیر سایه سکوت 

اغلب مردم اخبار مربوط به بازداشت، شکنجه و حبس فعالان مدنی، حقوق‌بشر و زندانیان سیاسی و عقیدتی شناخته شده را دنبال می‌کنند. اما در کنار این فعالان شناخته‌ شده، شهروندان عادی هم در عرصه خیابان، فضای مجازی یا هر دو علیه ستم و نقض حقوق و آزادی‌های خود اقدام کرده‌اند. خانواده‌های این افراد معمولا برای عدم اطلاع‌رسانی درباره عزیزان‌شان تحت فشار قرار می‌گیرند و پرونده‌هایشان رسانه‌ای نمی‌شود. بی‌خبری و گم‌نامی چه بر سر آن‌ها و خانواده‌هایشان می‌آورد؟

***

یادداشتی از رقیه رضایی - ايران واير  «مرتضی پرهیزگار»، جوان بیست و چند ساله‌ای که عصر روز یک‌شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰، بعد از تحمل سه سال و ۹ ماه حبس و با اتمام دوران محکومیتش، از زندان «وکیل‌آباد» مشهد آزاد شد، یکی از زندانیان گم‌نام سیاسی است.

او را روز ۹ دی‌ ۱۳۹۶، وقتی تازه شعله اعتراضات در شهر مشهد روشن شده بود و داشت به تمام ایران زبانه می‌کشید، بازداشت کردند.

آن‌گونه که «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» نوشته است، او در آذر سال بعد از آن در شعبه ۱۳۱ دادگاه کیفری مشهد و شعبه۴ دادگاه انقلاب این شهر با اتهامات «توهین به رییس جمهوری»، «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی»، در مجموع به تحمل هفت سال و نیم حبس محکوم شد. این حکم سرانجام بر اساس اعمال «قانون جدید مجازات اسلامی»، ادغام و نتیجه این شد که این جوان مشهدی ۴۵ ماه گذشته را در حبس به‌ سر برد.

حالا چند روزی است مرتضی پرهیزگار که بعد از فوت پدرش، نان‌آور خانواده خود بوده، از زندان آزاد شده و باید با انبوهی از مشکلاتی که سال‌ها زندان بر پیکر او و شانه‌های نحیف خانواده‌اش گذاشته است، دست و پنجه نرم کند.

«علی‌ قلیلو»، زندانی سیاسی سابق که مجبور به ترک ایران شده است و در آخرین بازداشت خود در دی‌ ۱۳۹۶، ابتدا هم‌بندی و سپس دوست مرتضی پرهیزگار شده بود، درباره وضعیت این زندانی سیاسی سابق به «ایران‌وایر» می‌گوید: «مرتضی آرماتوربند است؛ یک کارگر ساختمانی. تا جایی که من اطلاع دارم، در این سال آخر در بند باز بود؛ یعنی می‌توانست روزی ۱۰۰ هزار تومان وثیقه بدهد و روزها برای کار از زندان خارج شود تا بتواند خرج خانواده‌اش را در آورد. این ۱۰۰ هزار تومان هم مثل بقیه چیزها گران شده است! قیمت آن قبلا حدود ۱۳ هزار تومان بود که خب البته بخشی از آن را زندان به زندانی بر می‌گرداند.»

بنا به گفته قلیلو، مرتضی فقط ۲۶ سال دارد و وقتی زندان بوده، تنها خواهرش ازدواج کرده است. با این‌ حال، مقامات قضایی به او مرخصی و اجازه شرکت در مراسم عروسی خواهرش را نداده بودند.

این هم‌بندی سابق و دوست مرتضی پرهیزگار هم‌چنین به اثرات بازداشت و پرونده‌سازی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی علیه این زندانی سیاسی سابق اشاره می‌کند و می‌گوید: «بعد از بازداشت، عکس مرتضی و چند نفر دیگر را در روزنامه منتشر کردند. تا جایی که من اطلاع دارم، افرادی که دقیقا نمی‌دانیم که بودند، شایعه کردند که مرتضی دزدی کرده است. مادرش به خاطر همین فشارها مجبور شد از آن خانه اسباب‌کشی کند و بالاخره هم یک نفر خانه‌ را از چنگ‌ مادرش در‌آورد.»

به گفته او، در چند سالی که مرتضی زندان بوده، نه فقط زندگی خودش بلکه زندگی کل خانواده‌‌اش از هم پاشیده است و همین الان خانواده او در یک خانه کوچک که حتی پول رهن آن را قرض کرده‌اند، زندگی می‌کنند.

مرتضی پرهیزگار تنها نمونه‌ای از هزاران نفری است که از بدو تاسیس جمهوری اسلامی، به جرم انتقاد و مخالفت با نظام سیاسی حاکم بر ایران گرفتار شکنجه، حبس انفرادی، دادگاه‌های ناعادلانه، سال‌های متمادی زندان و حتی اعدام شده‌اند.

«حسین رئیسی»، وکیل و فعال حقوق بشر ساکن کانادا که بیش از ۲۰ سال در زمینه احقاق حقوق متهمان سیاسی و عقیدتی تلاش کرده است، در همین باره به «ایران‌وایر» می‌گوید: «تبلیغ علیه نظام که به معنای انتقاد به نظام سیاسی حاکم و ارکان اساسی آن است، در سیستم حقوقی ما جرم است. این انتقاد در گوشه گوشه کشور توسط دانشجویان، شهروندان عادی، نویسندگان، فعالان رسانه‌ای و کنش‌گرانی که ممکن است منتسب به گروه‌های سیاسی مختلف باشند، اتفاق می‌افتد که بسیاری از آن‌ها را اغلب نمی‌شناسیم.»

به اعتقاد رئیسی، به‌ دلیل متناسب نبودن قوانین با نیازهای جامعه و مردم ایران است که شهروندان، اعم از دانشجو، نویسنده، فعال رسانه‌ای و سایر گروه‌ها علیه این قوانین اعتراض می‌کنند و از نظر همین قوانین مرتکب جرم می‌شوند.

چرا برخی زندانیان سیاسی ناشناس می‌مانند؟

«سعید دهقان»، وکیل حقوق‌ بشری سه عاملِ فرهنگ مرکزگرای فعالان حتی در شهرستان‌ها، ارعاب خانواده‌ها و متهمان سیاسی توسط ضابطان و نیروهای امنیتی و نیز ‌کم‌توجهی رسانه‌ها و فعالان مرکز به مشكلات متهمان و زندانیان سیاسی غیرسرشناس را در مساله ناشناس باقی ماندن برخی زندانیان سیاسی موثر می‌داند.

دهقان در تشریح نقش ضابطان قضایی در غیرسرشناس باقی ماندن برخی زندانیان سیاسی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «حقوق شهروندان از لحظه بازداشت و بعد از آن، در جریان روند دادرسی، اغلب توسط دستگاه قضایی تضییع می‌شود. بنابراین، ضابطان قضایی برای این که ظلمی که در حق شهروندان می‌‌کنند، آشکار نشود، به زندانی و خانواده‌اش فشار می‌آورند که موضوع را علنی نکنند.»

این وکیل حقوق‌بشری ردپای اراده نیروهای امنیتی را در موضوع غیر سرشناس ماندن زندانیان سیاسی یافته و معتقد است: «از لحظه احضار تلفنی که به‌ نوعی تهدید متهم است، حقوق افراد تحت بازداشت و زندانیان نقض می‌شود تا اکثر مراحل بازجویی ‌و تحقیقات مقدماتی و گاهی حتی در مرحله نهایی بررسی حکم حبس زندانیان سیاسی و عقیدتی در دیوان عالی کشور که تعمدا به شعبات خاص ارجاع می‌شود. در روند موجود، در پرونده‌های زندانیان سیاسی و عقیدتی به‌ جای این که بر اساس قانون، ضابطان زیر نظر مراجع قضایی باشند، عملا در بسیاری از موارد مراجع قضایی زیر نظر یا تحت برنامه‌ها و خواسته‌های ضابطان عمل می‌کنند. خیلی وقت‌ها برگه‌های جلب سفید امضا و بدون ذکر نام از سوی مراجع قضایی صادر می‌شوند و در اختیار ضابطان قرار می‌گیرند و آن‌ها بعدها اسم به آن اضافه می‌کنند. این مساله نقض صریح و آشکار حقوق شهروندان است که بسیاری از شهروندان عادی درباره آن بی‌اطلاع‌ هستند و بنابراین عملا مرعوب ضابطان می‌شوند.»

حسین رئیسی نیز بر تعمد نیروهای امنیتی برای مخفی نگه داشتن جزییات بازداشت و بازجویی زندانیان سیاسی و عقیدتی که موجب گم‌نام ماندن زندانیان سیاسی، به‌ویژه در شهرستان‌ها می‌شود، تاکید می‌کند و می‌گوید: «ساختار قوه قضاییه تمایل دارد زندانی سیاسی گم‌نام بماند. دلیلش هم این است که قوه قضاییه به نهادهای امنیتی وابسته است.»

رئیسی در ادامه می‌افزاید: «در واقع، سیستم قضایی اگر می‌خواست عادلانه با زندانیان رفتار کند، امکان دسترسی به وکیل، رسانه و مطبوعات را به زندانیان سیاسی می‌داد تا هر کسی به خاطر اعتقاد و انتقادش گرفتار نظام حقوقی می‌شود، به راحتی بتواند جامعه را مطلع کند. در نبود قوه قضاییه مستقل و دموکراتیک، با رقم سیاه و نامعلومی از زندانیان سیاسی گم‌نام مواجه هستیم.»

زندانیان سیاسی گم‌نام با ظلم مضاعف مواجه هستند

سعید دهقان با تاکید بر این‌ که حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی گم‌نام بیشتر از زندانیان سیاسی شناخته‌ شده نقض می‌شود، می‌گوید: «این نقض حقوق زندانیان از لحظه احضار و بازداشت تا دوران تحمل حبس، در مورد متهمان جرایم سیاسی که کمتر شناخته شده هستند، ظلم مضاعف است. این شهروندان عادی که در زندان‌ها، بازداشت‌گاه‌های شهرستان‌ها یا خانه‌های امن و یا جاهایی که ما از آن‌ها بی‌خبریم نگه‌داری می‌شوند، درگیر ظلمی مضاعف هستند. زیرا به نظر می‌رسد افکار عمومی، رسانه‌ها و فعالان کمتر به آن‌ها می‌پردازند.»

او هم‌چنین ادامه می‌دهد: «دادخواهی نباید تحت تاثیر شهرت و شناخته شده بودن فرد مورد ستم قرار بگیرد و به همین دلیل هم فعالان رسانه‌ای و مدنی باید با هم عهد ببندند که در برابر افراد تحت ستم، مرتکب تبعیض نشوند. زیرا ظلم به صورت مطلق، ظلم است و نباید بر مبنای درجه و طبقه‌ای که فرد مورد ستم در آن قرار گرفته است، در اولویت و اهمیت قرار بگیرد.»

دهقان هم‌چنین به نقش خانواده‌های متهمان جرایم سیاسی و امنیتی در ناشناس باقی ماندن این افراد نیز اشاره می‌کند: «بخشی از سکوت هم توسط خود خانواده‌ها کلید زده می‌شود که البته بازجوها در آن تاثیرگذارند. آن‌ها رویه غلطی را به خانواده‌ها القا می‌کنند که سکوت به نفع‌شان است. من به هیچ‌وجه ادعا نمی‌کنم که شکستن سکوت می‌تواند در روند قضایی، به کمک مستقیم متهم بیاید اما می‌توانم بگویم سکوت‌ کردن در اغلب موارد ضربه زده است. سکوت و ناشناخته ماندن، چیزی است که بازجوها می‌خواهند. اگر آن‌ها از خبری شدن می‌ترسند، نشان می‌دهد که در حال ظلم کردن بیشتر به متهمانی هستند که ناشناخته مانده‌ و در نتیجه، افکار عمومی هم درباره آن‌ها ساکت مانده‌‌اند.»

چرا باید جامعه متهم و زندانی سیاسی را بشناسد؟

سعید دهقان که خود وکالت پرونده‌‌های زندانیان سیاسی غیرسرشناس بسیاری را برعهده داشته است و دارد، درباره اهمیت حمایت از زندانیان یا متهمان سیاسی شناخته‌ نشده نیز می‌گوید: «شکستن سکوت کمک می‌کند فردی که تحت ستم است، بی‌پناه باقی نماند. این شکستن سکوت در برابر ظلم و حمایت از زندانی برای او بسیار دل‌گرم‌ کننده و روحیه‌ دهنده است.»

او هم‌چنین ادامه می‌دهد: «شاید این سکوت نکردن مستقیما در روند قضایی کمکی نکند ولی به بیدار شدن وجدان تک‌تک ما شهروندان و در نتیجه تقویت وجدان عمومی جامعه کمک می‌کند. در عین حال، قابل انکار نیست که با شکستن سکوت، در بسیاری موارد فشار ضابطان و نیروهای امنیتی بر روی فرد بازداشتی یا زندانی، جبرا کمتر شده است.»

چه بر سر زندانیان سیاسی گم‌نام می‌آید؟

حسین رئیسی که سال‌ها پرونده متهمان سیاسی غیر‌سرشناس را بر عهده داشته، با اشاره به یکی از موکلان خود و سختی‌هایی که در زمان بازداشت موقت با آن روبه‌رو بوده است، می‌گوید: «من وکیل زندانی سیاسی بودم که معلولیت جسمی و حرکتی داشت. او در سال ۱۳۸۸ بارها در تظاهرات شرکت کرده و در فضای مجازی هم فعال بود و با بی‌بی‌سی فارسی هم مصاحبه کرده بود با اسم مستعار. اساسا به همین خاطر هم بازداشت شده بود. اما چون کسی او را نمی‌شناخت، در مدت یک ماهی که در انفرادی بود و به دلیل معلولیت حرکتی‌، حتی قادر به دستشویی رفتن نبود.»

رئیسی ادامه می‌دهد: «موکلم برای من توضیح می‌داد که حتی آب نمی‌خورده است که نیازی به دستشویی پیدا نکند. زیرا دستشویی رفتن او مصادف با دراز کشیدن کف زمین توالت معمولی بوده است. با این‌ حال، چون فرد شناخته شده‌ای نبود، کسی از او چیزی نمی‌داند.»

این فعال حقوق بشر در پایان درباره سرنوشت زندانیان سیاسی گم‌نام می‌گوید:«بیشتر متهمان سیاسی که سرشناس نیستند، بعد از بازجویی‌های سخت و گاهی شکنجه، معمولا خود را به یک وکیل یا وکیل تسخیری که دولت برای آن‌ها می‌گیرد، می‌سپارند. بعضی اوقات حبس‌های طولانی‌مدت می‌کشند و فشارهای زیادی را متحمل می‌شوند. در اغلب موارد اگر محکوم شوند، با سکوت دوره محکومیت خود را تحمل می‌کنند و ارتباطی با بیرون ندارند.»

 

 MAR/DW/ BILD

   این گزار شها در  حال  تکمیل شدن است .

         خبر گزاری مردانی نیوز  

         بیشتر بخوانید مطالب مرتبط  در  این ضمیمه از  

این خبر گزاری در حال باز سازی میباشد وبا عرض پوزش گروه فنی 

 از  صبورییتان بسیار مموننیم

 در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" سپاه؛ رانت، انحصار و رشوه"بحران بین تهران و باکو"پروژه‌های مافیای آب در جنوب ایران و مثلث همکاران؛نظام پزشکی"دولت، سپاه و آستان‌ها

خبرنامه خبرگزاری مردانی نیوز

به زبانهای دیگر

English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شما اینجا هستید: خانه مردانی نیوز مقاله ها در رژیم توتالیتر،”:حکومت ملاها” #نه_به_جمهوری_اسلامی " دیدگاه نویسندگان برون مرز : جنون و تماشا؛" رسانه‌های غربی حقیقت را در مورد ایران نمی‌گویند"رنج مضاعف زندانیان سیاسی گم‌نام؛ حبس و شکنجه زیر سایه سکوت