عراق

عراق" ایران" : در حمله پهپاد به پایگاه حشدالشعبی در عراق دو ایرانی مجروح شدند

منطقه سبز بغداد همواره تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد   عراق" ایران" : در حمله پهپاد به...

   زنان

زنان" : اتحادیه اروپا " آلمان" پژوهش جدید: تحقق حقوق زنان برای سلامتی جامعه هم مفید است

  زنان" : اتحادیه اروپا " آلمان"  پژوهش جدید: تحقق حقوق زنان برای سلامتی جامعه هم مفید...

   در رژیم توتالیتر

در رژیم توتالیتر ": "جمع آوری" کودکان کار؛ پاک کردن مسئله و رتوش فقر"( کودکان را نجات دهید" آمار ۴۶۰۰ کودک زباله گرد" در تهران )

یاد داشتی از عاشقان ایران"‌ باشد که بید ار شویم "در سرزمين من"    ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ !  ﻓﺨﺮ...

 اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا" هلند" دادگاه هلند «علی معتمد» «آمر قتل محمدرضا کلاهی» را به حبس ابد محکوم کرد

اتحادیه اروپا" هلند"  دادگاه هلند «علی معتمد» «آمر قتل محمدرضا کلاهی» را به حبس ابد محکوم...

  •  آمریکا

    آمریکا" ایران " خلیج فارس-" برجام تحریم‌ها"بریتانیا ": کاخ سفید با انتشار بیانیه ای توقیف نفتکش...

    جمعه, 28 تیر 1398 21:59

    Published in سیاست

  •     عراق

    عراق" ایران" : در حمله پهپاد به پایگاه حشدالشعبی در عراق دو ایرانی مجروح شدند

    جمعه, 28 تیر 1398 21:36

    Published in سیاست

  •    زنان

    زنان" : اتحادیه اروپا " آلمان" پژوهش جدید: تحقق حقوق زنان برای سلامتی جامعه هم مفید است

    جمعه, 28 تیر 1398 20:47

    Published in زنان

  •  گزارش‌های ورزشی هفته

    گزارش‌های ورزشی هفته" افتخار آفرینان"ایران" درخواست صریح فیفا" ورود زنان به ورزشگاه‌ها"ضرب الاجل...

    جمعه, 28 تیر 1398 17:17

    Published in ورزش

  •    در رژیم توتالیتر

    در رژیم توتالیتر ": "جمع آوری" کودکان کار؛ پاک کردن مسئله و رتوش فقر"( کودکان را نجات دهید"...

    جمعه, 28 تیر 1398 16:45

    Published in گوناگون

  •   اتحادیه اروپا،

    اتحادیه اروپا،" آلمان " مصاحبه مطبوعاتی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، : پیام‌های توئیتری ترامپ با...

    جمعه, 28 تیر 1398 16:06

    Published in اخبار جهان

  •  اتحادیه اروپا

    اتحادیه اروپا" هلند" دادگاه هلند «علی معتمد» «آمر قتل محمدرضا کلاهی» را به حبس ابد محکوم کرد

    جمعه, 28 تیر 1398 15:16

    Published in اخبار جهان

مقاله ها

یاد داشتی از شکوه میرزادگی" : شکست «انقلاب اسلامی»، نه فقط «جمهوری اسلامی»بازی فوتبال و رویارویی دو مجموعه ی ارزشی

 

طرح از هنرمند ما بابک

یاد داشتی از عاشقان ایران"‌ باشد که بید ار شویم" در سرزمین من"  

 ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ !  ﻓﺨﺮ ﻣﻔﺮﻭﺵ" 

  نظام امام زمانی"

خبر گزاری مردانی نیوز"  یادداشت‌ها فقط برای آگاهی شما  نشر میشود بیانگر آرا و دیدگاه‌های نویسندگان خود هستند

republic islamic of iran جغد شوم حکومت اسلامی : در ایران چه خبر است

در خـراب آباد شهر بي تـپـش
دارها برچيده؛ خونـها تشنه اند
دردمندان بي خروش و بي فغان
خشمناكان بي فغان و بي خروش
جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها
پــشـكـبـنـهـاي پـلـيـدي رسته اند
باز ما مانديم و شهر بي تپش
و آنچه كفتار است و گرگ و روبه ست
گاه مي گويم فغاني بر كشم 
باز مي بـیـنـم صدايم كوته ست
(مهدی اخوان ثالث)

امپراطوری علی خامنه‌ای"پفیوز ترین فرد ننگین تاریخ"

علی خامنه ای این جنایت کارو دستیاران او باید در دادگاههای بین المللی محاکمه شوند

  

انقلاب نالازم

لویس کرینت (انگلیسی: Lovis Corinth؛ ۲۱ ژوئیهٔ ۱۸۵۸ – ۱۷ ژوئیه ۱۹۲۵) نقاش امرپسیونیسم است .

در سال ۱۹۱۲ ،در ابعاد ۱۳۰ در ۱۰۵ بعد از سکته مغزی اش ، سامسون رانقاشی می کند.نقاشی داستان سامسون را بعد از گرفته شدن تمامی قدرتش از طریق چیدن موهایش توسط دلیله و زندانی و کور کردنش نشان می دهد.

زمانی که در مقابل این تابلو ایستاده اید ، درد ورنج انسان دربند و اسیررا حس می کنید.

انسانی که در حال گذاشتن قدم به جلوست ولی کور و دربند است و مقابلش را نمی بیند.

چه شباهتی عجیب بین او و مردم ایران است؟

نیما یوشیج چه زیبا گفت:

فکر را پَر بدهید

و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر

فکر باید بپرد

برسد تا سر کوه تردید

و ببیند که میان افق باورها

کفر و ایمان چه به هم نزدیکند

“فکر اگر پَر بکشد”

جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ

سینه ها دشت محبت گردد

دستها مزرع گلهای قشنگ

“فکر اگر پر بکشد”

هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیس

همه پاکیم و رها…

خبر گزاری مردانی نیوز 

یاد و راه همه ی جان بخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد


به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

"استوانه کورش بزرگ"

منشور کورش بزرگ هنوز قوی ترین و موثرترین صدا در خاورمیانه است

نسل انقلاب

ایران من امروز همه دل نگران است .
هر گوشه آن خاک بدست دگران است .

ایرانی آزاده کجا دیده کسی بر سر قدرت ؟
بر جایگه رخش نگر  ، جمع خران است

خانه خراب !
عذر تلخی شراب بر گردن پیمانه نیست
هر که ره گم کرد تقصیر ره میخانه نیست

گر بنا را کج نهادیم   و خرابی شد پدید
آن خرابیها  زخاک وسرزمین وخانه نیست

سردبیر

 

هشدار به "مردان مشنگ خدا"

خبر گزاری مردانی نیوز

 دست نزنید النگوهاتون می شکند

نه دیروز بلکه همین امروز هم این ترهات و یاوگویی را تکرار می کنند، تا مبادا زنان رها شوند.

آری یادمان نرفته است که در فردای بهمن شوم و سیاه سال 57 وقتی زنان متوجه شدند که می خواهند آنها را به عصر دنیای قبیله ی قریش برگردانند، آنها شجاعانه و با درایتی بی نظیر در مقابل شعار ِ " یا روسری یا تو سری " بر ارتجاع اسلامی هجوم بردند و از حقوقشان و کرامت زن دفاع کردند. در همین هنگام اما عقب ماندگان ضد زن از جماعت روشنفکری در کنار موتور سواران ِ زنجیر و قداره به دست، شعار می دادند:

و امروز جای بسی خوشحالی است که زنان ایران با حرکت غرور آفرینشان کَک توی تنبان آخوندهای عقب مانده شیعه اثناعشری انداختند و تُف تاریخی را بر سر و روی جماعت روشنفکری ضد زن پرتاب می کنند.


باشد که مردان ایرانزمین در همه ی عرصه ها پشتیبان زنان برای حرکت و مبارزه ی شکوهمندشان جهت رها شدن از حجاب اجباری و در گونی سیاه فرو رفتن، از هیچ تلاشی فرو گذار نکنند و اجازه ندهند جماعت عقب مانده روشنفکری که روی سفره آخوندهای اسلامی خون و رنج زنان و رنجبران را می خورند، برای مشروعیت بخشیدن به اسلامیون عقب مانده، اظهار لیحه کنند و بگویند:

چون رضا شاه بزرگ کشف حجاب را در آغاز اجباری کرد پس آخوندهای ضد زن هم حق دارند که لچک و چادر را بر سر زنان بگذارد و مجبورشان کنند که در گونی سیاه فرو بروند.

یادمان باشد هرگاه چنین اظهار لحیه از این جماعت ضد زن و روشنفکران تاریک اندیش شنیدیم، بدانیم که آنها از جنس آخوندهای اسلامی در همه رنگش هستند و سالاری و کرامت و شخصیت و آزادی زنان را چشم دیدن ندارند.


درود بر رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه ایرانساز که به زنان کرامت و شخصیت به تاراج رفته شان را با همه ی رنج و شکنجشان به آنان برگردا ند و زیبایی و رعنایی و شیدایی را در جای جای ایرانزمین گلریزان کردند

و سپاس از زنان سالار و سرفراز ایرانزمین که با هر حرکت به سوی رها شدن از تحقیر و نیمه بودن، روح بزرگ این دو پادشاه ایراندوست و بی همتای تاریخ ایران را شاد می کنند.

***

"یک باغ پر از گل برای  عاشقان ایران"

Shokooh Mirzadegi

شکوه ميرزادگی

یاد داشتی از  شکوه میرزادگی" : شکست «انقلاب اسلامی»، نه فقط «جمهوری اسلامی»بازی فوتبال و رویارویی دو مجموعه ی ارزشی

         هر سال، همزمان با سالگرد انقلاب اسلامی 57، نظرات مختلفی در ارتباط با این واقعه گفته و نوشته می شده است؛ از اظهار نظر مردم عادی و هیجان زده ای که «تقصير» انقلاب را تنها به گردن روشنفکران می انداختند تا تحلیل های جامعه شناسانه و سیاسی نويسندگانی که این انقلاب را حاصل «عملکرد شاه»، یا «خودجوشی مردم برای آزادی و عدالت»، یا «مبارزه با امپریالیسم»، یا «توطئه اروپایی ها برای کوتاه کردن نفوذ آمریکا در ایران»، یا «راه حل غرب برای چنگ انداختن بر منابع طبیعی ایران»، و یا «بوجود آوردن کمربندی سبز در مقابل شوروی که هنوز در قدرت بود» و مسایلی از این قبیل می دانستند. اما امسال به جای هر بحثی درباره ی دلایل بوجود آمدن این انقلاب، سخن از شکست آن است.

       این روزها، در چهلمین سالگرد انقلاب، جمله ی «چهل سال شکست» - نه تنها از زبان بیشتر ایرانیان در سراسر جهان بلکه از زبان برخی از تحلیل گران و سیاستمداران غیرایرانی نیز - شنیده می شود. اکنون دیگر، جز مسئولین و وابستگان نظام، کمتر کسی از چگونگی برآمدن انقلاب و یا امکان تغییرات و اصلاح آن سخن می گوید؛ وابستگانی که - در توجيه این «چهل سال شکست» - ضمن بهره برداری های مزورانه از نمودارهای فرهنگ ایرانی، مثل خورشید و روشنایی، از اصطلاح زشت «چل چلی» برای چهل سالگی انقلاب ضد ایرانی خود و «پیر نشدن» اين هیولای هراس انگیز در حالِ فرو افتادن می گویند.(*)

       البته پذيرفتن شکست يک «حکومت  مذهبی»، که هنوز می تواند برخی از مردمان ساده را از خدا و پیامبر و امام بترساند، و هنوز بر گرده ی سرزمینی ثروتمند نشسته، و هنوز تا بن دندان مسلح است ؛ عقل و هوشیاری می خواهد؛ و این عقل و هوشیاری را باید مدیون دو چیز بود: يکی وجود مردمانی آگاه که در سرزمین ایران، چهل سال رنج کشیده ، شکنجه شده ، و عده زيادی از آنان کشته شده اند اما در مقابل بی خردی سرکوبگر سر خم نکرده اند و ديگری وجود نیروی رسانه های اجتماعی قوی و گسترده ی عصر انقلاب ارتباطات که خوشبختانه انسان امروز دو سه دهه است به  آن مجهز شده و به راحتی نمی شود حقایقی را از دید آن پنهان کرد.

       اما نکته ای در این میان برای من، و می دانم بسیارانی چون من، هنوز کاملاً روشن نیست: آیا همه ی آن هایی که اشاره به «چهل سال شکست» می کنند منظورشان از شکست خوردنِ پدیده ای به نام «جمهوری اسلامی» است یا شکست مادر اين حکومت که «انقلاب اسلامی» نام دارد؟ چرا که دیده ام برخی از «نواندیشان مذهبی» نيز از «چهل سال شکست» گفته و خواهان جدایی مذهب از حکومت شده اند. همچنين دیده ام برخی از آن ها - که خود در پيدايش انقلاب اسلامی سهيم بوده اند - نیز خواهان جدایی مذهب از حکومت شده و برخی شان «رندانه» خواسته اند تا عملکرد نهاد واقعاً موجود «جمهوری اسلامی» را از مفهوم انتزاعی «انقلاب اسلامی» جدا کرده و بگویند که «انقلاب اسلامی» امری درست و به جا انجام شده اما از جاده اصلی خارج شده است ، و آن چه شکست خورده همين حکومتی است که با نام «جمهوری اسلامی» چهل سال است بر ايران تسلط دارد. آنها، در راستای جا انداختن اين «گزاره»، آنچنان همه چیزِ قبل از انقلاب را بدتر و زشت تر از پس از انقلاب جلوه می دهند که گویی غیر مستقیم بگویند: « اگر از ابتدا مذهب را از حکومت جدا می کردند انقلاب اسلامی می توانست و هنوز هم می تواند فرزندی بهتر از "جمهوری اسلامی" داشته باشد!»

       رفتار و گفتار این ها «صاحب نظران!» ما ایرانیان را که در طول چهل سال شاهد آن بوده ایم که هر چه بر سرمان آمده درست ناشی از همین «انقلاب اسلامی» بوده به شدت نگران می کند؛ چرا که ما ديگر بر اين واقعيت قطعی آگاهيم که هر فرزند برون آمده از بطن این هیولا، حتی اگر نام مستعارش «جدایی مذهب از حکومت» باشد جز بدبختی و عقب ماندگی با خود نخواهد آورد. اکنون ديگر خوب می دانیم که در واقع این انقلاب اسلامی بود که - زیر شعار «اسلامیت به جای ایرانیت» و «امت بجای ملت» - همه ی جهان بينی و قوانین خود را از انديشه های ماورای قرون وسطایی که قابليت به روز شدن را ندارند الهام گرفت و با تکیه بر آن یک سرزمین زیبا و آباد را ویران و زندگی میلیون ها انسان را تبدیل به کابوسی هولناک کرد.

ما اکنون دريافته ايم که اين «پرده پوشان فريب کار»، همانگونه که برای مان «حقوق بشر اسلامی» و «فمنیسم اسلامی» و «دمکراسی اسلامی» و «علوم انسانی اسلامی» و... ..و... ساختند،  به راحتی و با وقاحت می خواهند سکولاريسم اسلامی» هم بسازند و دیوانه وار و «چل چلی کنان» سالهایی دیگر زندگی میلیون ها انسان را به تباهی و عقب ماندگی بکشانند.

       این روزها، در سالروز «مصیبت بزرگ»، بايد حواس مان باشد و مدام تکرار کنیم که این شکست «شکست انقلاب اسلامی» ست؛ انقلابی که همه ی فرزندانش، به هر شکل و شمایلی که باشند، نه هیچ ربطی با تاريخ و فرهنگ ايرانی ما دارند و نه هیچ مناسبتی با فرهنگ پیشرفته امروز جهانی؛ فرهنگی انسانی که بر پايه ی «سکولاریسم»، «دمکراسی» و «اعلامیه ی جهانی حقوق بشر» بنا شده و تنها انسان را مختار و قادر به رقم زدن سرنوشت خویش می داند.  

هفتم فوریه 2019 ـ بهمن 57

شکوه میرزادگی  آیا لهستانی ها نمی دانند؟!

یاد داشتی از  شکوه میرزادگی

Poland is pushing the EU into crisis

این روزها خبر کنفرانسی که در روزهای 24 و 25 بهمن در لهستان برگزار می شود سر و صدای زیادی به راه انداخته است. این کنفرانس، که گفته شده با تمرکز بر موضوع ایران انجام خواهد شد، به شدت سران جمهوری اسلامی را هراسانده و خشمگین کرده است. از یک سو با هارت و هورت های معمول شان سفیر لهستان را احضار کرده و به آن ها اعتراض رسمی کرده اند، و ازسوی ديگر با مظلوم نمایی لهستانی ها را مورد خطاب قرار داده اند که «چرا جواب مهربانی های مردمان ایران را که در پی جنگ جهانی دوم شما را با آغوش باز پذیرفتند و به شما پناه دادند این گونه می دهید؟»

من نمی دانم که چرا مسئولین رژيم اسلامی، که 40 سال است هر بلایی را که می توانسته اند بر سر ایرانیان آورده اند و 40 سال تمام، همراه با ستیزی دایمی با فرهنگ و تاریخ ایران، روز و شب «امت اسلامی» و «کشور اسلامی» و «فرهنگ اسلامی» شان را فریاد کرده اند، و همه ی داشته های مردمان ایران را از «برکت تشیع» دانسته اند تازگی ها، در رویارویی با کشورهای غربی، ژست ایرانی بودن می گیرند و به فرهنگ و اخلاق و مهربانی ایرانیان می نازند. رییس جمهورشان، همزمان با روز کوروش بزرگ و بستن تمامی راه های نزدیک شدن به آرامگاه او، در اتریش از بزرگی کوروش و «آزاد کردن یهودیان می گوید» و وزیر امور خارجه شان هم اکنون سخن از مهربانی ها و میهمان نوازی های مردمان ایران پس از جنگ دوم جهانی نسبت به لهستانی ها سخن می راند. گویی مردمان جهان کر و کورند و نمی دانند که آن رهبر نیک اندیشی که فرمان آزادی مذهب را داد ربطی به این رهبران تحميلی ندارد که مسیحی و یهودی و بهایی و درویش و سنی  را به جرم داشتن مذهبی جز مذهب خود به عناوین مختلف آزار می دهند.

به راستی آیا لهستانی ها نمی دانند مردمان نیکی که پس از جنگ به آن ها کمک کردند، و با آغوش باز آن ها را پذیرفتند، هیچ ربطی به این حاکمان اسلامی ندارند  که هم صاحب خانه را زندانی و شکنجه می کنند، و هم میهمان را از زندان و شکنجه معاف نمی دارند؟ آیا لهستانی ها و مردم دیگر کشورها نمی دانند که این حکومت نه اهل مذاکره است و نه اهل داشتن رابطه ای درست با کشورهای دیگر؛ و هیج سیاستی را جز چپاول و خشونت و زور و دخالت در امور دیگران نمی شناسند. به راستی آیا مردم لهستان، مردمانی که پيش از هر کشور اروپایی ديگر ندای مبارزه با تروريسم و استبداد را سر داده، هر بار که از جلوی سفارت ایران رد می شوند نمی بینند که بر بالای سر در این سفارت نوشته شده: «نه شرقی، نه غربی جمهوری اسلامی؟»

دولت لهستان البته در پاسخ به اعتراض این آقایان گفته است که «این کنفرانس ضد ایرانی نیست». من هم چون هر ایرانی عاشق سرزمین مان امیدوارم که این کنفرانس ضد ایرانی نباشد اما، همچون هر انسان معتقد به حقوق بشری آرزو می کنم که همه ی دولت های جهان مقابل رژيم اسلامی بایستند و آن را بابت آزادی کشی و ایران ستیزی و رنج هایی که به میلیون ها انسان می دهد، محکوم کنند.

17 ژانویه 2019

***

یاد داشتی از  شکوه میرزادگی

بازی فوتبال و رویارویی دو مجموعه ی ارزشی

 از جوانی هیچوقت علاقه ی خاصی به فوتبال نداشتم و معمولا خبرهای آن را دنبال نمی کردم. با این حال همیشه دیدن مسابقات آن، به ويژه همراه با دوستان و خانواده، برایم هیجان انگیز بود. اما در چندین سال گذشته که در خارج ایران زندگی می کنم، هر بار که تيم ملی فوتبال ایران برای انجام مسابقه به کشوری می رود، کنجکاوانه خبرهای آن را دنبال می کنم.

          اما صادقانه بگویم که در این سال ها، بیش از آن که از تماشای مسابقات و یا برد و باخت ها به هیجان بیایم، از دیدن ایرانی هایی که از سراسر دنیا برای تماشای این مسابقات و تشویق بازیکنان مان در استادیوم ها حضور پیدا می کنند خوشحال می شوم؛ به ويژه وقتی که می بینم برخی از دختران و پسران جوان سر و صورت خودشان را سبز و سفید و سرخ کرده و پرچم شیر و خورشید نشان مان را در طول مسابقات به شکلی خستگی ناپذیر به حرکت در آورده اند.

          يعنی، همین که هنوز هم - پس از 40 سال - این حکومت نتوانسته نشان های برجسته ی هويت و فرهنگ ایرانی را از جوان هایی بگیرد که در دوره ی تسلط فرهنگ ضد ايرانی آن ها بدنیا آمده اما تحت تأثير آموزش های آنان قرار نگرفته اند. باید خوشحال و سرفراز بود

          اخیراً هم متوجه شده ام که گویا تعداد کسانی که از کشورهای مختلف جهان به دیدن مسابقات می روند زیادتر از هميشه شده است؛ چرا که چند نفری از دوستان و آشنایان را می شناسم که از اروپا و حتی امریکا هم در جريان مسابقات مسکو و هم در مسابقه اخیر در امارات به دیدن این مسابقات رفته اند و همه شان هم این جمله را با شکل های متفاوتی گفته اند که: «می رویم تیم ایران را تشویق کنیم».

          اما، پس از هر دوی این مسابقات، از دوستانم حرف هایی را درباره برخی ایرانی هایی که از ایران برای دیدن فوتبال آمده بودند شنیده ام که به راستی دردناک اند.

          تقریباً همه ی این دوستان، که بیشترشان یا در خارج به دنیا آمده و یا سال های زیادی را در خارج بوده اند، بدون این که با هم آشنایی داشته باشند، با تعجب از رفتار ایرانی ها و برخوردهای بی ادبانه آن ها می گویند، از این که برخی از اين از ايران آمدگان حق دیگران را در نظر نمی گیرند، دور و برشان را پر از آشغال و کثافت می کنند، و يا بلند بلند حرف می زنند و از کلماتی زننده استفاده می کنند.

          جوانی از اقوامم که از ایتالیا به مسکو رفته بود می گفت مدت ها طول کشید تا به دو جوان از ایران آمده حالی کنیم که بلیت ها شماره ی محل نشستن دارند و اشخاص نمی توانند در جای دیگران بنشینند؛ و بالاخره هم ناچار شدیم ماموری را پیدا کنیم تا آن ها را وادار به تغییر جا کند. دوست دیگری که از انگلیس رفته بود می گفت: مقابل دوست انگلیسی ام از رفتار کسانی که از  ایران آمده بودند خجالت می کشیدم. خوشبختانه او فارسی نمی دانست تا کلمات زشت آن ها را بفهمد.

          دوست دیگری که سی سالی ست در آمریکا زندگی می کند و اخیراً از امارات برگشته بود حیرت زده و سرخورده می گفت: «محال است که ماها بتوانیم دیگر در ایران زندگی کنیم. این ها هیچ شباهتی با ایرانی هایی که ما با آن ها بزرگ شدیم و یا ایرانی هایی که در خارج هستند ندارند».

          همه ی این افراد می گفتند: کاملا و به روشنی می شد فهميد که چه کسانی از ایران آمده اند و کدام ایرانی ها از کشورهای دیگر؛ گویی دو گروه اند از دو کشور متفاوت.

          البته من مطمئن هستم که همه ی ایرانی هایی که در ایران زندگی می کنند و حتی آن ها که در دوره ی جمهوری اسلامی بدنیا آمده و بزرگ شده اند این گونه نیستند. کما این که من، به دلیل کارهای مربوط به میراث فرهنگی، با ایرانی های زیادی در داخل کشور در تماس هستم و بیشترشان انسان هایی فهیمده، با ادب و با فرهنگ هستند؛ و طی سال های آشنایی هرگز حرکت و سخن زشتی از آن ها نديده و نشنیده ام.  اما، در عین حال، یقین دارم که چهل سال تسلط حکومتی قرون وسطایی اثرات بدی بر آن جامعه گذاشته است؛ حکومتی که حتی سران اش نه ادب و نزاکت می شناسند و نه حق و حقوق کسی را رعايت می کنند؛ حکومتی که اهل حق کشی ست، اهل فساد و دروغ  و دزدی ست؛ حکومتی که از رادیو و تلویزیون دولتی اش می شود رکیک ترین کلمات را - آن هم در «درس» های مذهبی و از زبان به اصطلاح «آيات خدا» - شنید؛ کلماتی که در کشورهای پیشرفته قبل از ساعت هشت شب، به خاطر بچه ها و نوجوان ها، از تلویزیون ها و رادیوها حذف می شوند.

          در عین حال این نکته را نباید فراموش کرد که در چند سال اخیر رژيم اسلامی، به همراه هر گروه ورزشی که برای مسابقات به خارج می آیند، تعداد زیادی از ماموران و خانواده های آن ها را، با تعداد زیادی پرچم جمهوری اسلامی به خارج می فرستد تا هم این پرچم ها را بین خارج کشوری ها پخش کنند و هم برای آن دسته از ایرانیان خارج کشوری که که به دیدن این مسابقات می روند و مایل نیستند پرچم جمهوری اسلامی را به دست بگیرند فضای نامناسبی فراهم آورند.

          اينگونه است که حضور تيم های ملی ايران در اين مسابقات اغلب صحنه را به ميدان ستيزی پنهان تبديل می کند که در آن دو فرهنگ و دو مجموعه ی ارزشی رو در روی هم قرار می گیرند.

با این امید که اين ستيزه ارتجاع و پيشرفته بزودی تبديل به نمايش بزرگ ارزش های زیبا و به روز شده فرهنگ ايرانی مان شود.

  ژانویه 2019

***

تکرار ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه

ممانعت نیروی انتظامی از ورود چند زن که قصد ورود به ورزشگاه شهدای شهر قدس برای تماشای مسابقه فوتبال میان استقلال تهران و پیکان را داشتند، نشان داد که عزم خاصی برای توقف رویه تبعیض‌آمیز محروم ساختن زنان از حضور در ورزشگاه‌ها به وجود نیامده‌است. تکرار نقض حقوق زنان در دسترسی به اماکن ورزشی حاکی از آن است که چند مورد اجازه حضور محدود و گزینشی زنان در ورزشگاه که طی چند ماه گذشته اتفاق افتاد، به قصد جلب رضایت فیفا و جلوگیری از تحریم بازی‌های بین‌المللی ایران بوده‌است تا یک تغییر سیاست نانوشته.

به گزارش کمپین حقوق بشر در ایران، علیرغم قول حسن روحانی در دیدار با رئیس فیفا در اسفند ۱۳۹۶ مبنی بر حل مسئله حضور زنان در ورزشگاه، جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه در  ۱۸ بهمن ۱۳۹۷ نشان می‌دهد که تغییر بنیادینی در عملکرد حکومت در قبال این موضوع صورت نگرفته‌است و مخالفان حضور زنان در ورزشگاه‌ها همچنان این ممنوعیت را به عنوان سیاست کلی دولت حفظ کرده‌اند.

ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه، هرگز در قالب هیچ قانون یا بخشنامه رسمی تصویب و منتشر نشده‌ است. به عبارت دیگر، مقامات جمهوری اسلامی، در چهارچوب سیاست کلی مبنی بر منزوی ساختن و به حاشیه راندن زنان، به طور غیر رسمی و درعمل از طریق فراهم نکردن زیرساخت‌های لازم جهت حضور زنان در ورزشگاه‌ها، مانع دسترسی آنها به این اماکن شده‌اند. در حالی که بنا بر اصل حاکمیت قانون، ایجاد هر نوع ممنوعیت و محدودیت نیازمند حکم صریح و روشن قانونگزار است.

کمیته حقوق بشر فیفا در گزارش ۵ آذر ۱۳۹۷ خود تعیین زمانبندی و ضرب الاجل رسمی با قید صریح پیامد‌های پیروی نکردن فدراسیون فوتبال ایران را توصیه کرده است.

ایران تنها کشوری است که ورود زنان به استادیوم های فوتبال را منع می کند. این سیاست غیررسمی از زمان تاسیس جمهوری اسلامی در ۱۳۵۸، بنا به اصرار گروه های مذهبی و سیاستمداران تندرو، به اجرا درآمده‌ است.

در طول سال ۱۳۹۷ درهای ورزشگاه ۱۰۰ هزار نفری آزادی جمعا ۴ بار بر روی تعدادی از زنان ایرانی باز شد. در جریان مسابقات جام جهانی ۲۰۱۸ زنان دو بار اجازه یافتند تا برای تماشای تلویزیونی مسابقات تیم ملی در استادیوم آزادی حضور یابند. همچنین دو بار دیگر در پاییز ۱۳۹۷، تعداد محدودی از زنان توانستند مسابقه تدارکاتی تیم ملی فوتبال با بولیوی و نیز بازی تیم پرسپولیس با کاشیمای ژاپن را در ورزشگاه تماشا کنند.

اما این ممنوعیت با مقررات فیفا در مورد تیم های شرکت‌کننده در مسابقات بین المللی مغایرت دارد. به موجب اصل سوم اساسنامه فیفا، این سازمان التزام خود را به تمامی حقوق بشر اعلام کرده و متعهد می‌شود که «در راه ارتقا حمایت از این حقوق تلاش کند». در اصل چهار اساسنامه این فدراسیون آمده است که هر گونه تبعیض از جمله بر اساس جنس «به کلی ممنوع و به مجازات از طریق تعلیق عضویت یا اخراج» منتهی خواهد شد.

هرچند اساسنامه فیفا که در آن صریحا تبعیض بر اساس جنسیت ممنوع شده‌است، فقط بر بازی‌های فوتبال که جنبه بین‌المللی دارند حاکم است، اما هر تیمی که بخواهد در بازی‌های برون‌مرزی که در تقویم رسمی فیفا به ثبت رسیده شرکت کند باید مفاد این اساسنامه را رعایت نماید. در نتیجه، دو تیم استقلال و پیکان و نیز فدراسیون فوتبال ایران با جلوگیری از حضور زنان برای تماشای این مسابقه، اساسنامه فیفا را نقض کرده‌اند.

رفع ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه‌ها یکی از مطالبات مهم فعالان مدنی و فعالان حقوق زن در ایران بوده‌است. با وجود بازداشت ها و تهدید مجازات زندان، مبارزه مسالمت آمیز با این ممنوعیت ده‌ها سال است که آهسته به جلو رفته و زنان با حضور در اعتراضات متعدد، و حتی گاهی با ورود به استادیوم‌ها با پوشش و ظاهر مردانه، مخالفت خود را به نمایش گذاشته و در این بین از حمایت برخی از چهره‌های مشهور کشور نیز برخوردار شده‌اند.

از جمله این اقدامات، ارسال نامه توسط هجده تن از زنان سرشناس ایرانی به فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) در اول تیرماه ۱۳۹۷ بود که طی آن، از این فدراسیون خواستند از دولت ایران بخواهد به ممنوعیت تبعیض‌آمیز علیه زنان برای ورود به ورزشگاه‌ها پایان دهد. در میان امضاکنندگان این نامه، نام‌هایی همچون شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، گوگوش هنرمند و خواننده محبوب، شهره آغداشلو، بازیگر و کاندیدای جایزه اسکار؛ مهرانگیز کار، وکیل مدافع حقوق بشر؛ نیّره توحیدی، استاد دانشگاه؛ شیرین نشاط، هنرمند و کارگردان و شهرنوش پارسی‌پور نویسنده شهیر ایرانی دیده می‌شود.

در پاسخ به این پیگیری‌ها، کمیته مشورتی حقوق بشر فیفا که اعضای آن را هشت کارشناس از سازمان ملل، اتحادیه‌های کارگری، فعالان مدنی و حامیان مالی فیفا تشکیل می‌دهند، در گزارش پنجم آذر خود توصیه کرد که این فدراسیون «در مورد اجرای انتظاراتش از کشورهای عضو (ایران) برای انطباق با اصول حقوق بشر و احتمال تحریم در صورت تمرد، زمان‌بندی روشنی داشته باشد.» کمیته مشورتی فیفا ضمن اشاره به «تحولات مثبت» اخیر هشدار داد‌:‌ «واضح است که این تصمیمات موضعی به معنی خاتمه رسمی ممنوعیت موجود نیست.» این کمیته در ادامه به فیفا توصیه کرده که از «ابزارهای موجود» در خصوص تصمیم گیری در مورد «درخواست‌های آینده ایران برای میزبانی مسابقات استفاده کند زیرا این روند، پایبندی فیفا به مسوولیت‌‌های حقوق بشری این سازمان را زیر سوال خواهد برد.»

این گزار شها در حال  تکمیل شدن است

خبر گزاری مردانی نیوز

بیشتر بخوانید مطالب مرتبط  در این ضمیمه از   

یاد داشتی از  شکوه میرزادگی « از تبعیض تا هولاکاست » "یاد میلیون ها قربانی هولاکاست همیشه روشن باد !

خبرنامه خبرگزاری مردانی نیوز

به زبانهای دیگر

English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شما اینجا هستید: خانه مردانی نیوز مقاله ها یاد داشتی از شکوه میرزادگی" : شکست «انقلاب اسلامی»، نه فقط «جمهوری اسلامی»بازی فوتبال و رویارویی دو مجموعه ی ارزشی