اخبار کوتاه

اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان - جمعه -بيست و هشتم شهريور ۱۳۹۹ برابر با هجدهم سپتامبر ۲۰۲۰

     . "خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد" به نام ایران و به نام ندای آزادی...

   اخبار کوتاه

اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان - پنجشنبه - يست و هفتم شهريور ۱۳۹۹ برابر با هفدهم سپتامبر ۲۰۲۰

     . "خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد" به نام ایران و به نام ندای آزادی...

  •    اخبار کوتاه

    اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان - جمعه -بيست و هشتم شهريور ۱۳۹۹ برابر با هجدهم...

    شنبه, 29 شهریور 1399 03:36

    Published in اخبار کوتاه

  •        بحران کرونا

    بحران کرونا"در جهان هشدار "سازمان بهداشت جهانی" شمار جان‌باختگان تا کنون به مرز به ۲۹...

    شنبه, 29 شهریور 1399 02:10

    Published in فناوری

  •  بحران توافق هسته‌ای برجام

    بحران توافق هسته‌ای برجام"تحریم‌ها": رویترز: ترامپ برای مجازات ناقضان تحریم تسلیحاتی ایران فرمان...

    جمعه, 28 شهریور 1399 21:30

    Published in سیاست

  •      آمریکا

    آمریکا" تحریم‌ها"در رژیم توتالیتر "مایک پمپئو: همه کشورها از بازگشت تحریم‌ها علیه جمهوری...

    جمعه, 28 شهریور 1399 20:04

    Published in اقتصاد

  • شاهزاده رضا پهلوی: به ازای هر «نویدافکاری» که رژیم قربانی می‌کند،‌ ده‌ها ایرانی دیگر به نبرد برای آزادی و دموکراسی می‌پیوندند

    شاهزاده رضا پهلوی: به ازای هر «نویدافکاری» که رژیم قربانی می‌کند،‌ ده‌ها ایرانی دیگر به نبرد برای...

    جمعه, 28 شهریور 1399 16:40

    Published in حقوق بشر

  •    اخبار کوتاه

    اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان - پنجشنبه - يست و هفتم شهريور ۱۳۹۹ برابر با هفدهم...

    پنج شنبه, 27 شهریور 1399 23:57

    Published in اخبار کوتاه

  •      بحران کرونا

    بحران کرونا"در جهان هشدار "سازمان بهداشت جهانی" شمار جان‌باختگان تا کنون به مرز به ۲۹ میلیون...

    پنج شنبه, 27 شهریور 1399 23:47

    Published in فناوری

دانشگاه

دانشگاهها":حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸)

 

  دانشگاهها":حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸) 


-
"دانشگاه زنده است"
در خـراب آباد شهر بي تـپـش
دارها برچيده؛ خونـها تشنه اند
دردمندان بي خروش و بي فغان
خشمناكان بي فغان و بي خروش
جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها
پــشـكـبـنـهـاي پـلـيـدي رسته اند
باز ما مانديم و شهر بي تپش
و آنچه كفتار است و گرگ و روبه ست
گاه مي گويم فغاني بر كشم 
باز مي بـیـنـم صدايم كوته ست
(مهدی اخوان ثالث)

گر که مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی  پسری هست هنوز .
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز .
***
خانه خراب !
عذر تلخی شراب بر گردن پیمانه نیست
هر که ره گم کرد تقصیر ره میخانه نیست
گر بنا را کج نهادیم   و خرابی شد پدید
آن خرابیها  زخاک وسرزمین وخانه نیست
سردبیر


به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم
خانه خراب !
عذر تلخی شراب بر گردن پیمانه نیست
هر که ره گم کرد تقصیر ره میخانه نیست
گر بنا را کج نهادیم   و خرابی شد پدید
آن خرابیها  زخاک وسرزمین وخانه نیست
ایران من امروز همه دل نگران است .
هر گوشه آن خاک بدست دگران است .
ایرانی آزاده کجا دیده کسی بر سر قدرت ؟
بر جایگه رخش نگر  ، جمع خران است
سردبیر

"دانشگاه تهران"

***

 

دانشگاه‌ها " : در رژیم توتالیتر،”

دانشگاه‌ها ":  

"امپراطوری علی خامنه‌ای"

باور و اندیشه، برچیدنی نیست‎ 

کاریکاتور: ویروس‌های سرماخوردگی در کهریزک

 طرح از مانا نیستانی

سرکوب وحشیانه دانشجویان درون محوطه دانشگاه

حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸) 

وقایع هجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای پنجشنبه هجدهم تا چهارشنبه بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی‌ها، اطلاق می‌شود. مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران معتقد است ۷ نفر در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شده‌اند که تاکنون فقط هویت عزت‌الله ابراهیم‌نژاد و فرشته علیزاده روشن شده‌است. شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامی‌فر را نیز تأیید کرد و سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط مأموران ناپدید شده است ؛ همچنین چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عده‌ای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضرب وشتم شدند. از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد می‌شود.

بزرگداشت خیزش 18 تیر 78

  عکسی از تظاهرات مردم تهران در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸ علیه دولت ازآرشیو

۱۸ تیر ۱۳۷۸، نقطه عطفی درتاریخ جنبش دانشجویی ایران است به طوری که تمامی فعالیت‌های دانشجویی پس از آن به نحوی از این واقعه متاثر هستند. 

۱۹ تیرماه ۱۳۷۸، یک روز پس از حمله نیروهای امنیتی به خوابگاه دانشجویان، اعتراض دانشجویان به خیابان امیرآباد کشیده شد.

دانشجویان با بستن خیابان، سعی در جلوگیری از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه را داشتند.

دانشجویان با بستن خیابان، سعی در جلوگیری از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه را داشتند.

بنا بر اخبار رسمی تنها یک نفر در درگیری‌های کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸ کشته شد اما دانشجویان می‌گفتند حداقل دو دانشجوی دیگر کشته و یک تن دیگر تا به امروز مفقود است.

 

در جریان اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸، صدها دانشجو بازداشت شدند.'

احمد باطبی از دانشجویان معترض که عکسش با پیراهن خونین روی جلد مجله اکونومیست چاپ شده بود به اعدام محکوم شد. عکس اعتراض دانشجویان امیرکبیر را به حکم باطبی نشان می‌دهد (۱۳۷۹)

اعتراض دانشجویان امیرکبیر به احکام صادرشده برای دانشجویان بازداشتی ۱۸ تیر (۱۳۷۹)

تجمع دانشجویان امیرکبیر در ۱۶ آذر ۱۳۸۰، دوسال پس از وقایع ۱۸ تیر

سخنرانی علی اکبر موسوی خوئینی از اعضای دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به حکم اعدام هاشم آغاجری، پاییز ۱۳۸۱

معترضان خواهان برگزاری راهپیمایی بودند اما مجوز راهپیمایی از سوی وزارت کشور به آنها داده نشد. علتی که برای این مسئله از سوی دولت خاتمی ذکر شد، جلوگیری از اغتشاش و ناآرامی بود.

دانشگاه‌ها " :شصتمین سالگرد ۱۶ آذر "اعتراضات دانشجویی" ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و سال‌های پس از آن

دانشگاه تربیت مدرس، پاییز ۱۳۸۱، اعتراض به حکم اعدام هاشم آغاجری

دانشگاه صنعتی شریف، اعتراض به حکم اعدام هاشم آغاجری، پاییز ۱۳۸۱

بستن خیابان‌های منتهی به دانشگاه تربیت مدرس توسط نیروی انتظامی در جریان اعتراضات دانشجویان این دانشگاه به حکم اعدام هاشم آغاجری

تجمع دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به حکم اعدام هاشم آغاجری، پاییز ۱۳۸۱

۱۶ آذر ۱۳۸۵، دانشگاه تهران، تقی رحمانی 

دانشگاه تربیت مدرس، اعتراض به حکم اعدم هاشم آغاجری، پاییز ۱۳۸۱

در اردیبهشت سال ۱۳۸۵ با چاپ نشریات جعلی به اسم دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، تعداد زیادی از دانشجویان این دانشگاه از ادامه تحصیل محروم شدند

۱۶ آذر سال ۱۳۸۵ تبدیل به روز اعتراض به سیاست‌های محمود احمدی‌نژاد و وزیر علوم وقت شد. 

بسته شدن روزنامه "سلام"

بسته شدن روزنامه سلام

برپایی تجمع اعتراضی دانشجویان موضوع جدیدی نبود ولیکن حمله به این تجمع بی‌سابقه بود. تجمع ۱۸ تیر در خوابگاه کوی دانشگاه در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام بود. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات که مفاد قانون جدید مطبوعات را توصیه می‌کرد، توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد.[۱۰] در جریان محاکمه سلام به جز مدعی العموم ۴ شاکی دیگر نیز حضور داشتند: محمود احمدی‌نژاد (استاندار اردبیل در دولت هاشمی رفسنجانی و رئیس جمهور سابق ایران در دولت‌های نهم و دهم)، کامران دانشجو (استاندار اسبق تهران، معاون سیاسی سابق وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات ریاست جمهوری دهم و وزیر علوم سابق)- مهدی رضا درویش زاده (نماینده مردم دزفول در مجلس پنجم و استاد ریاضی دانشگاه تهران) و حمیدرضا ترقی (عضو ارشد حزب موتلفه و نماینده مشهد در مجلس پنجم

روزنامه "سلام" ۲۰ بهمن ۶۹ آغاز به کار کرد. این روزنامه در ۱۵ تیر ۷۸ به جرم "چاپ سند محرمانه" توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵سال توقیف شد. در نامه سعید امامی که پس از مرگش فاش شد، خواسته شده بود که وزارت اطلاعات محدودیت‌های بیشتری را برای اهل قلم در نظر بگیرد.

حادثه کوی دانشگاه

نیروهای انتظامی و لباس شخصی در شامگاه ۱۸ تیر ۷۸ در پی اعتراض دانشجویان به توقیف روزنامه "سلام" و تصویب قانون جدید مطبوعات، به خوابگاه‌های کوی دانشگاه در تهران حمله کردند و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. این تهاجم به اعتراضات گسترده دانشجویان و مردم در پایتخت و شهرستانها انجامید. گفته می‌شود که در جریان این اعتراض‌ها حداقل سه نفر (عزت ابراهیم‌نژاد، فرشته علیزاده و تامی حامی‌فر) کشته شدند.

مراسم گرامیداشت ۱۸ تیر« قیام دانشجویان » در زندان گوهردشت کرج" درس بزرگ ۱۸ تیر "۱۳۷۸" کودتای پايگاه شاهرخی" زنده يادان 18 تير 1359 هميشه بياد ايرانيان خواهند بود

حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر) 

انصار حزب‌الله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز بیستم تیرماه درگیریهای گسترده‌ای روی داده که به کشته شدن محمدجواد فرهنگی انجامید. 

نیروهای انتظامی و امنیتی دست کم ۳۰۰ دانشجو را دستگیر و تحت بازجویی قرار دادند. مانند احمد باطبی، اکبر محمدی، میثم لطفی 

نقش سپاه 

گفته می‌شود در جریان حمله به کوی دانشگاه و دیگر مسائل دانشجویی کسانی مانند سردار نجات فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار نقدی، سردار ذوالقدر و دیگران طرح سرکوب دانشجویان و حتی عزل محمد خاتمی رئیس جمهور وقت را داشتند. 

تظاهرات دانشجویان به سوی بیت سید علی خامنه‌ای 

دانشجویان نیروی انتظامی را عامل یورش به کوی دانشگاه دانسته و خواستار عزل فرمانده آن بودند. همچنین توقیف روزنامه سلام نیز توسط دادگاه ویژه روحانیت که زیر نظر رهبر قرار دارد انجام شده بود. اما آیت‌الله خامنه‌ای در حالیکه این رویداد را محکوم کرده بود حاضر به برکناری سردار لطفیان و همچنین نظری فرمانده پلیس تهران نشد. همین امر باعث شد تا در روزهای بعد تظاهرات به سمت دفتر علی خامنه‌ای و مجموعه‌ای که وی در مرکز تهران در آن مستقر است (موسوم به مجموعه مطهری) شود. سعید حجاریان در این باره می‌گوید :

..... وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند به سوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم. اعضای شورای شهر را برده بودم به کوی دانشگاه تا خرابی‌ها را ببینند و برای بازسازی و اختصاص بودجه اقدام کنیم. من به خاطر این کار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایین‌تر بیاید، می‌زنیم. متوجه شدیم که بچه‌های دانشجو دارند رو به پایین حرکت می‌کنند، به من گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یک طرف بچه‌های رحیم بودند، یک طرف هم بچه‌های دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم به سمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم می‌آیم به کوی.

تظاهرات دانشجویی ۲۰ تیر ۱۳۷۸  تبریز

به فاصله دو روز از واقعه کوی دانشگاه تهران به درخواست انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی برای برگزاری برنامه‌ای در واکنش به تعطیلی روزنامه سلام و اتفاقات کوی دانشگاه تهران تجمعی از ساعت ۱۰ صبح برگزار شد. دانشجویان با شعارهای "خاتمی خاتمی حمایتت می‌کنیم" و "وای اگر خاتمی حکم جهادم دهد" "نیروی انتظامی ننگت باد" قصد داشتند از درب بانک تجارت به طرف درب اصلی حرکت کرده و از آنجا تجمع را به بیرون دانشگاه منتقل کنند؛ که با حضور گسترده پیاده‌نظام و لباس شخصی‌ها تجمع به خشونت کشید. فرماندار وقت خورشیدی برای آرام کردن دانشجویان به دانشگاه تبریز می‌رود تا جلوی خروج دانشجویان از درب اصلی دانشگاه به طرف بلوار ۲۹ بهمن را بگیرد. حدود ساعت ۲ بعد از ظهر دانشجویان وارد بلوار ۲۹ بهمن می‌شوند و با حمله لباس شخصی‌های حوزه ۲ بسیج درگیری شروع می‌شود. دانشجویان زخمی را برای مداوا به بیمارستان امام خمینی منتقل می‌کنند که در آنجا نیز به دانشجویان زخمی حمله می‌شود. در درگیری‌های صورت گرفته فرزند امام جمعه وقت بستان آبان، طلبه محمد جواد فرهنگی کشته می‌شود.[

 

 

اظهارات سید محمد خاتمی (مرداد ۷۸) 

کم‌تر از یک ماه بعد یعنی پنجم مردادماه ۷۸، سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری وقت ایران، در سخن‌رانی خود در دیدار عمومی با مردم همدان گفت:

بعد از حادثهٔ کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثهٔ زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آنچه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری.

آنچه پیش آمد، حادثهٔ ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثهٔ شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرح‌شده در دوران جدید ریاست‌جمهوری به وجود آمد. تحریک احساسات مردم متدین و دل‌سوز و وطن‌خواه که تاب تحمل حمله به ارزش‌ها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند، فقط از آن جهت صورت گرفت که ملت به خشونت واداشته شود. در واقع این شورش، نه تنها یک اقدام ضد امنیتی بود بلکه اعلام جنگی بود به رئیس‌جمهور و شعارهای او.

به یاری خداوند این بلوا خاموش شد 

نامه فرماندهان سپاه به خاتمی 

خاتمی گرچه دفاع چندانی از دانشجویان نکرد، اما در سخنرانی خود این رویداد را نتیجه پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای دانست. پس از تظاهرات دانشجویان به سمت دفتر خامنه‌ای و همچنین گسترش اعتراضات به سایر شهرستانها و سایر نقاط تهران از جمله میدان سپه و بازار تهران، در شرایطی که تهران از روز جمعه (۱۸ تیر) شاهد بی‌سابقه‌ترین درگیری بین معترضین و سپاه، بسیج و هوادارن نظام بود، ۲۴ تن از فرماندهان بلندپایه سپاه در نامه‌ای به محمد خاتمی وی را تهدید کردند که اگر در سرکوب اعتراضات قوی‌تر عمل نکند، خود دست بکار می‌شوند. در بخش‌هایی از آن نامه خطاب به خاتمی آمده‌است:

امّا آیا حرمت‌شکنی و توهین به مبانی این نظام، تاسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کمتر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم‌نظیر، کمتر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سؤال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده‌ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟

جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده‌ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهٔ شهید مطهری در حرکت‌اند، بچه‌های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال می‌کردند غیرت شما کجا رفته است؟

یکی از امضا کنندگان این نامه محمد باقر قالیباف (فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه و شهردار فعلی تهران بود) که چندی بعد از سوی خامنه‌ای جانشین سردار لطفیان در فرماندهی کل نیروی انتظامی شد. سایر امضا کنندگان نامه: غلامعلی رشید (فرمانده سابق بسیج)، عزیز جعفری (فرمانده کل فعلی سپاه پاسداران)، قاسم سلیمانی، جعفر اسدی، احمد کاظمی (فرمانده اسبق نیروی زمینی سپاه که در سانحه سقوط هواپیما کشته شد)، محمد کوثری (نماینده مجلس هشتم)، اسدالله ناصح، محمد حسین باقری، غلامرضا محرابی، عبدالحمید رئوفی‌نژاد، نورعلی شوشتری (جانشین سابق فرمانده نیروی زمینی سپاه که بر اثر انفجار در سیستان و بلوچستان کشته شد)، علی احمدیان، احمد غلامپور، یعقوب زهدی، نبی‌الله رودکی، علی فدوی، غلامرضا جلالی، امین شریعتی، حسین همدانی (فرمانده اسبق سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ که در سال ۹۴ در سوریه کشته شد)، اسماعیل قاآنی، علی فضلی (فرمانده سابق سپاه ثارالله)، علی زاهدی، مرتضی قربانی.

سرکوب دانشجویان در 18 تیر 78 توسط حکومت اسلامی

فیلم/ سرکوب دانشجویان در 18 تیر 78 توسط حکومت اسلامی + همراه با سحنان ضد انسانی ولی اسلامی خامنه ای

راهپیمایی ۲۳ تیر 

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، در پی این ناآرامی‌ها یک راهپیمایی در روز چهارشنبه ۲۳ تیر ترتیب داد و مردم را برای حمایت از حکومت به شرکت در آن فراخواند.  رادیو و تلویزیون ایران از یک روز قبل از مردم می‌خواست در این تظاهرات که در برابر دانشگاه تهران برگزار شد شرکت کنند. در پایان این تظاهرات، حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی به سخنرانی پرداخت.  او در سخنان طولانی خود، حمله به کوی دانشگاه تهران را غیرقانونی و خلاف اصول اخلاقی و دینی دانست و با اشاره به مسئولیت شورای عالی امنیت ملی در ریشه‌یابی این حادثه، قول بررسی و شناسایی و سپردن عوامل آن به دست عدالت را داد. او در بخشی دیگر از سخنانش گفت: «من در همین‌جا لازم می‌دانم از دانشجویان عزیز بیدار، هوشیار و قهرمان تشکر و قدردانی کنم که با هوشیاری و با دید نافذشان تا متوجه شدند که این عناصر مفسد و معاند در کنار آنها قرار گرفته‌اند، بلافاصله اعلام بیزاری و برائت کردند و خودشان را کنار کشیدند. این نشان هوشیاری و بیداری دانشجویان انقلابی و مسلمان و قهرمان ما است. افرادی که اتوبوس و اموال عمومی را آتش می‌زنند، آنها که ماشین بیت‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند… بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد… آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام و [اسلامیت نظام] است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است… مسئله ولایت مظهر اقتدار ملی ما است….» 

محاکمه عاملان 

۲ سال پس از این رویداد قوه قضاییه همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرده و فقط یک سرباز به نام اروجعلی ببرزاده محکوم شد. ۱۵۹ نماینده مجلس ششم این اقدام دستگاه قضایی را محکوم کردند. 

پیامدها 

بارزترین نتیجه این واقعه و رویدادهای بعدی (از جمله عدم حمایت اصلاح طلبان از اعتراضات دانشجویی و همراهی یا سکوت در برابر این سرکوب) گسست روزافزون میان دفتر تحکیم و مجموعه حاکمیت بود. در مقابل اصلاح طلبان بر روی بخشی از دفتر تحکیم وحدت که روابط نزدیک تری با ایشان داشت سرمایه‌گذاری کردند که نتیجه آن تقسیم دفتر تحکیم به دو طیف اکثریت (مخالف نظام) و اقلیت (هوادار نظام) بود. 

متقابلاً دفتر تحکیم وحدت (در مقابل بسیج که حامی و نیروی توده‌ای محافظه کاران ایران است) در انتخابات‌های مختلف از جمله دوم خرداد نقشی اساسی در پیروزی اصلاح طلبان داشت از سال ۱۳۸۲ از دفتر جبهه دوم خرداد خارج شد.

 

ما را به خاطر بیاور..سخنرانی  جان باز کوی دانشگاه 18 تیرلاله سرخ عزت ابرهیم نژاد ...مکان سخنرانی دانشگاه چمران اهواز سال1377

جان باز عز ت اله ابراهیم نژاد  "به کدامین گناه  کشته شدی

 تعدادي از مردم به خانه عزت ابراهيم نژاد در پلدختر رفتند وياد اين جان باز راه آزادي را گرامي داشتند

حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر ۱۳۷۸)

وقایع هیجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی‌ها، اطلاق می‌شودکه طی آن دو نفر (عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده) کشته شدند (شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامی‌فر را نیز تایید کرد و سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط ماموران ناپدید شده است )، چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عده‌ای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضرب وشتم شدند.از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد می‌شود.

محمد نوری زاد " نقض حقوق بشر": سفرهای ” صلح و دوستی" سخن روز"  رقص سعید و رقص آیت الله ها و سرداران 

دو سه روز از 18 تیرماه سال 78 نگذشته بود که برادران سپاه به آپارتمان هاشم زینالی یورش می برند و پسرش سعید را که جوانی بی های و هوی بوده، از خانه بیرون می کشند و بی اعتنا به التماس های مادر سعید، وی را سوار اتومبیل شان می کنند و می برندش که می برندش که می برندش که می برند. بانو اکرم نقابی – مادر سعید زینالی – یکی از چند مادری است که پسرشان را سپاه در همان روز و همان سال برده که برده که برده. همه ی این مادرانِ پسر برده شده، سالهاست که سکوت کرده اند و لب گزیده اند از ترس، اما اکرم نقابی، نوزده سال است که اسم سعیدش را پرچم کرده و جایی نبوده که نرفته باشد، و صاحب نامی نبوده که ندیده باشد. در این سالها، عده ای از مأموران زیرک، پدر و مادر سعید را میلیون میلیون سرکیسه کرده اند تا مگر برای پدر و مادر ملاقاتی جور کنند یا ردی و نشانی از سعیدشان به آنان بدهند. مأمورانِ زیرک، درحالی – قربةً الی الله – به سرکیسه کردنِ این پدر و مادر مشغول بوده اند که خود می دانسته اند برادران سپاه، سالها پیش، سعید را زده اند و کشته اند و جنازه اش را نیز در جایی که نسل پیشین همین سپاهیان خبردارند و بس، بخاک سپرده اند.

اکرم نقابی اما از پای نمی نشیند. آنقدر اسم سعید را فریاد می کشد که برادران خسته می شوند و تصمیم می گیرند هم خودش را و هم یکی از دخترانش را به زندان اوین ببرند تا مگر مادر را بترسانندش و خفه اش کنند و صدایش را بخشکانند. اما مگر می شود مادری را به دوست نداشتنِ فرزند برده شده اش مجبور کرد؟ برادران سپاه، آنقدر در زندان اوین، مادر سعید را در انفرادی و تحقیر و توهین و بی خبری و آزار و آسیب، می دوانند که او هر روز لاغر و لاغر و لاغر تر می شود. بعد از یک ماه و نیم که از زندان بیرونش می فرستند، دخترش که بیرون زندان چشم براه مادر بوده، مادرِ لاغر شده اش را نمی شناسد.

از اینجا به بعدش را من از زبان همان دختر می گویم: ماشین گرفتیم که بریم طرف خونه. دویست متر از زندان اوین دور نشده بودیم که مادرم به راننده گفت: نگه دار. پرسیدم: چکار داری مامان؟ راننده نگه داشت. مادر پیاده شد و رفت به حاشیه ی خیابان و رو به زندان اوین ایستاد و با تمام استعداد حنجره اش هوار کشید و های های های های گریست. خوب که خودش را خالی کرد، اشک هایش را پاک کرد و آمد و نشست و به راننده گفت: حالا بریم!

من – محمد نوری زاد – می گویم: تکلیف سعید زینالی روشن است. او اکنون با هر سرنوشتی که داشته و دارد، با رویی سپید – مثل ستار بهشتی – در میانه ی میدانِ شرف رقص می کند. اما پیشنهاد می کنم به چند دلیل که یکی اش زدن و کشتن و گم و گوراندن سعید زینالی ها بدست برادران سپاه است، همه ی آیت الله های شیعه در یک سمت، و همه ی سرداران سیری ناپذیر سپاه در سمت دیگر، و در وسط: آنانی که در طواف بیت رهبری “ضاد” والضالین شان را از باب استحباب یه کم زیادی کش می دهند، در یک حرکت نمادین و هماهنگ و آهنگین – مثل رقص شمشیر عرب های سعودی – دست همدیگر را بگیرند و پا بپا شوند و عمامه ها و قپه های خود را بالاتر بنهند و سرودِ “عمامه ها و قپه ها بالا بالاتر بالاترترترتر” را همنوایی کنند و خوب که کیفور شدند، یک عکس یادگاری نیز با سعید طوسی بگیرند تا کیف شان کوک شود تا اطلاع ثانوی.

محمد نوری زاد 

هجده تیرماه نود و شش – تهران

مطالب مرتبط  دراین ضمیمه 

حکم شلاق و زندان برای پدر سعید زینالی، تنها به دلیل پیگیری وضعیت نامعلوم پسرش پس از ۱۶ سال

هاشم زینالی، پدر سعید زینالی که در تجمعی در مقابل زندان اوین در تاریخ ۳۰ آبان ماه دستگیر شد، توسط شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری دوم تهران به ۹۱ روز حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. او به اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی در حمایت از سرکرده فرقه عرفان حلقه» به این حکم محکوم شده، در حالیکه شرکت او در این تجمع به دلیل پیگیری وضعیت فرزندش، سعید زینالی بوده که پس از حادثه کوی دانشگاه ۱۳۷۸ بازداشت و تاکنون از او هیچ اطلاعی نیست. آقای زینالی و همسرش ۱۶ سال است به دنبال نشانی از فرزندشان می گردند.

اکرم نقابی، همسر هاشم زینالی به کمپین بین الملی حقوق بشر در ایران گفت: «وکیل همسرم این حکم را به ما طی تماس تلفنی روز ۲۹ بهمن ماه خبر داد. ۲۰ روز فرصت درخواست تجدید نظر داریم که فردا لایحه اعتراض را خواهیم فرستاد. اما اگر این حکم در دادگاه تجدید نظر تایید شود، همسرم که ۷۰ ساله است قادر به تحمل ۷۴ ضربه شلاق نیست. بیایند این ضربات را بین اعضای خانواده تقسیم کنند تا همه ما با هم شلاق بخوریم. اگر برای پیگیری از حال فرزندمان که ۱۶ سال از او خبری نیست باید شلاق بخوریم، حرفی نیست، می خوریم.»

در روز ۳۰ آبان ۱۳۹۴ جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی در اعتراض به وضعیت زندانیان خود و همچنین شاگردان محمد علی طاهری در اعتراض به حکم اعدام آقای طاهری در مقابل زندان اوین تجمع کردند. تعدادی از آنها در آن روز بازداشت شدند. در میان بازداشت شدگان هاشم زینالی، پدر سعید زینالی نیز بود که پس از بازداشت به بند دو-الف سپاه پاسداران در زندان اوین منقتل شد، او پس از ۱۰ روز در تاریخ ۹ آذر ماه با قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.

دادگاه هاشم زینالی به همراه ۱۷ نفر از شهروندان دیگر که در تاریخ ۳۰ آبان ماه در مقابل درب اوین دستگیر شده بودند در شعبه  ۱۰۶۰ دادگاه کیفری دوم تهران به ریاست قاضی دهقانی در تاریخ ۲۰ بهمن ماه برگزار شد. اتهام همگی آنها «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی و حمایت از سرکرده فرقه عرفان حلقه» بود در حالیکه تعدادی از این ۱۸ نفر در دفاع از آقای طاهری آن روز تجمع نکرده بودند.

اکرم نقابی با اشاره به اتهام نادرست همسرش به کمپین گفت: «قاضی پرونده کاره ای نیست. بازجو های همسرم خواسته اند این حکم به او داده شود. آنها به خوبی می دانند که همسر من طرفدار آقای طاهری نیست و آن روز برای طرفداری از او در مقابل اوین تجمع نکرده بوده. چند روز پس از بازداشتش من با او در بند دو الف سپاه در زندان اوین ملاقات کردم. همسرم گفت که ماموران سپاه در بازجویی ها به او گفته اند که آنها پسرش را دستگیر نکرده اند و باید شکایت خود را از سپاه پس بگیرد. پس آنها خوب می دانستند همسر من برای چه آن روز جلوی اوین بوده اما اتهام طرفداری از آقای طاهری را به او زده اند.»

خانم نقابی در ادامه گفت: «هاشم در روز دادگاهش به قاضی گفت که برای آقای طاهری و طرفدارانش احترام قائل است اما او اصلا طرفدار آقای طاهری نیست و دنبال فرزند گمشده خودش است و آن روز در اعتراض به وضعیت پسرش در مقابل درب اوین تجمع کرده بوده است. اینها بازی است. همه می دانند که پدر سعید برای چه آن روز در مقابل اوین بود و چرا دستگیر شد. در زمان دستگیری همسرم، عکس پسرمان سعید را در بغل داشته است. این اتهام را زده اند تا این حکم را به او بدهند.»

همسر هاشم زینالی با اشاره به بازجوهای همسرش به کمپین گفت: «بیش از هشت ماه پیش ما را به پادگان محمد رسول الله در میدان سپاه احضار کردند. به آنجا که رفتیم چند نفر از ما کپی شناسنامه و مدارک پسرم را خواستند، آدرس خانه قبلی مان را گرفتند و گفتند وضعیت بچه ام را پیگیری می کنند. خیلی خوشحال شدیم که دنبال پسرم هستند اما روزی که برای ملاقات با همسرم به بند دو الف سپاه رفتم، دو نفر از بازجوی های او همان هایی بودند که در پادگان محمد رسول الله هشت ماه پیش قول یافتن بچه ام را داده بودند. وقتی آنها را آن روز دیدم شوکه شدم. گفتم باورم نمی شود. شما می خواستید پسرم را پیدا کنید حالا پدرش را دستگیر و بازجویی می کنید.»

سعید زینالی، متولد ۳۱ شهریور ۱۳۵۵، دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه تهران، پنج روز پس از حمله به کوی دانشگاه در تاریخ ۲۳ تیرماه ۱۳۷۸ در منزلش بازداشت شد. او در زمان بازداشت ۲۲ ساله بود. به گفته مادر او فقط یکبار سه ماه پس از بازداشتش تماس کوتاهی با خانه داشته و در طی سالهای گذشته هیچ خبری از او در دست نیست.

خانواده سعید زینالی بارها در طی این ۱۷ سال نامه های متعدد به مسولان کشور نوشته اند و بارها تقاضای کمک برای یافتن فرزندشان داشته اند. مادر و خواهر سعید زینالی (الناز زینالی) هم یکبار در تاریخ ۱۷ تیرماه ۱۳۸۹ به اتهام فعالیت علیه نظام دستگیر و بعد از ۱۳ روز الناز با قرار کفالت و خانم نقابی با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند.

غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاییه روز یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۴ درباره وضعیت سعید زینالی گفته بود: «تاکنون سندی مبنی بر بازداشت وی بدست نیامده است.» سخنگوی قوه قضاییه در ادامه حرف هایش گفته بود: «گاهی افراد مفقود می شوند و ممکن است برای مدتی پیدا نشود ولی اینکه ادعا شود وی بازداشت شده است درست نیست چرا که من در گذشته این موضوع را پیگیری کردم و از مدعیان بازداشت خواستم مدرک یا حتی سرنخی در این موضوع به من ارائه کنند که آنها حتی سرنخی نیز نداشتند.»

 

 

اکرم نقابی، مادر سعید زینالی در واکنش به صحبت های آقای اژه ای در گفتگویی با کمپین گفته بود: «آیا در این ۳۶ سال به خانواده ای که عضوی از آن را به دلایل امنیتی بازداشت کرده اند مدرکی داده اند که من مادر سعید زینالی عقلم نرسیده و نگرفته ام؟ بعد از ۱۷ سال باید چه مدرکی به آقای اژه ای نشان دهم؟»

اظهار نظرها در سال‌های بعد 

در نماز جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ احمد جنتی، امام جمعه موقت وقت تهران و دبیر شورای نگهبان خطاب به رئیس قوه قضائیه گفت: «در ۱۸ تیر ضعف نشان دادید؛ چند نفر در آن زمان اعدام شدند؟ اگر حالا هم ضعف نشان دهید آینده بدتری در انتظار شماست.» 

سالگردها 

سالگردهای این رویداد همه ساله شاهد برگزاری تظاهرات‌های مردمی دانشجویی در تهران و سایر شهرها بوده‌است. عدم محاکمه عوامل این رویداد در کنار تداوم زندان برخی از دانشجویان دستگیر شده بر شدت اعتراضات می‌افزود. گرچه در سالهای بعد دولت خاتمی تلاش کرد تا با عدم صدور مجوز تظاهرات برای دفتر تحکیم وحدت از شدت اعتراضات بکاهد. شدیدترین اعتراضات در سال ۱۳۸۲ رویداد که تهران برای ۲۰ روز شاهد اعتراضات مردمی دانشجویی بود. 

برای جلوگیری از برگزاری هر گونه مراسم در سالگرد این رویداد در سال ۱۳۸۷، کوی دانشگاه تهران از میانه تیرماه تعطیل شد. همچنین تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد بازداشت شدند. 

دهمین سالگرد  

دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۸ که مصادف با اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم بود با وجود عدم صدور مجوز و تهدید به برخورد با معترضان برگزار گردید. کوی دانشگاه تهران و همچنین خوابگاه‌های دانشجویی در اصفهان و شیراز نیز دو هفته پیش از این مورد حمله قرار گرفت. حمله‌ای که به گفته یکی از نمایندگان مجلس از یورش سال ۱۳۷۸ هم ابعاد وسیع تری داشته‌است.

مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ 

قالیباف در سخنرانی در جمع بسیجیان گفت:

حادثهٔ سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه‌ای را که نوشته شد من نوشتم (نامهٔ فرماندهان سپاه به رئیس جمهور وقت، محمد خاتمی). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟" 

در مناظره سوم اننتخاباتی سال ۹۲ محمدباقر قالیباف خطاب به حسن روحانی گفت:

در سال ۸۲ که من فرمانده نیروی انتظامی بودم در جلسه‌ای به شما که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودید، گفتم که اجازه بدهید دفتر تحکیم وحدت به مناسبت وقایع سال ۸۲ تجمعی در چارچوب قانون داشته باشد، اما شما گفتید که به دنبال دردسر نیستید و نیاز به مجوز نیست.

حسن روحانی در پاسخ به سخنان قالیباف گفت:

از آقای قالیباف خیلی تعجب می‌کنم. درست است باید رقابت کنیم ولی نه اینجوری. آقای قالیباف دلم نمی‌خواست بگم. آنجا بحث این بود شما می‌گفتید دانشجویان بیایند ما برنامه گازانبری داریم و کار را تمام می‌کنیم. ما می‌گفتیم راه این نیست که مجوز بدهیم بعد گاز انبری آنها را دستگیر کنیم، راه این است که از ابتدا به آنها بگوییم یا مجوز نیست یا اگر هست بیایند کار خودشان را انجام دهند، تظاهرات کنند و مبدأ و انتها نیز معلوم باشد.

از این بالاتر من راجع به چند کلانتری تهران به شما گزارش دادم و گفتم وضع این طور است، شما چه جوابی به من دادید؟ من نمی‌خواهم دیگر اینجا بازگو کنم، شما به من گفتید کل افراد سالم من این تعداد هستند، عددش نیز کاملاً در ذهن من هست؛ شما برنگردید به بحث‌های آن زمان، ما حرف برای گفتن، بسیار داریم، این سینه پر است از مسائل فراوان اما اینجا جای بازگو کردنش نیست. 

نبوی در مورد وقایع ۱۸ تیر گفت: در مسئله ۱۸ تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای «روحانی» دبیر وقت شورا در آن زمان در خارج از کشور بود و جلسات شورا که به ریاست رئیس جمهور (سید محمد خاتمی) تشکیل می‌شد، اجازه نمی‌داد که بسیج وارد شود و جلوی شلوغی‌ها را بگیرد. او افزود: وقتی آقای روحانی به کشور بازگشت، مجوز را صادر کرد و این کار موجب شد تا برپاکنندگان این غائله، به لانه هایشان بازگردند. 

این گزارشها در حال  تکمیل شدن است

خبر گزاری مردانی نیوز 

بیشتر بخوانید مطالب مرتبط  دراین ضمیمه از    

دانشگاهها": دکتر سعید پیوندی، " آموزش ملک خصوصی حکومت‌ها نیست" چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی سند ۲۰۳۰ را لغو کرد

خبرنامه خبرگزاری مردانی نیوز

به زبانهای دیگر

English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شما اینجا هستید: خانه مردانی نیوز دانشگاه دانشگاهها":حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸)