فوتبال جام ملت‌های آفریقا ( ۲۰۲۲ ) جشن و شادی در جام ملت‌های آفریقا به روایت تصویر

فوتبال جام ملت‌های آفریقا ( ۲۰۲۲ ) جشن و شادی در جام ملت‌های آفریقا به روایت تصویر

        فوتبال جام ملت‌های آفریقا ( ۲۰۲۲ ) جشن و شادی در جام ملت‌های آفریقا به روایت...

المپیک زمستانی ۲۰۲۲ چین

المپیک زمستانی ۲۰۲۲ چین ": آیا آلمان المپیک چین را تحریم دیپلماتیک می‌کند؟

    China | Vor den Olympischen Winterspielen in Peking  اتحادیه اروپا " المپیک زمستانی ۲۰۲۲...

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" هندبال قهرمانی مردان آسیا،" صعود تیم ملی هندبال ایران به جام جهانی پس از هفت سال انتظار''

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" هندبال قهرمانی مردان آسیا،" صعود تیم ملی هندبال ایران به جام...

  گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" اسنوکربازان" بین‌المللی" اسنوکر(Shoot Out ۲۰۲۲ ) تاریخ‌سازی وفایی با کسب نخستین عنوان قهرمانی اسنوکر جهان

    گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" اسنوکربازان" بین‌المللی" اسنوکر(Shoot Out ۲۰۲۲ ) تاریخ‌سازی...

بوندس  لیگا

بوندس لیگا": مسابقات هندبال قهرمانی زنان بوندس‌لیگای آلمان": کشف دوربین‌های مخفی در رختکن تیم هندبال زنان در بوندس لیگا

  بوندس  لیگا": مسابقات هندبال قهرمانی زنان بوندس‌لیگای آلمان":  کشف دوربین‌های مخفی در رختکن تیم...

  •  اتحادیه اروپا

    اتحادیه اروپا"آلمان" تسلیت صدراعظم آلمان "پلیس آلمان" در حمله یک مهاجم مسلح " در تیراندازی در...

    دوشنبه, 04 بهمن 1400 20:01

    Published in اخبار جهان

  • فوتبال جام ملت‌های آفریقا ( ۲۰۲۲ ) جشن و شادی در جام ملت‌های آفریقا به روایت تصویر

    فوتبال جام ملت‌های آفریقا ( ۲۰۲۲ ) جشن و شادی در جام ملت‌های آفریقا به روایت تصویر

    دوشنبه, 04 بهمن 1400 18:00

    Published in ورزش

  • المپیک زمستانی ۲۰۲۲ چین

    المپیک زمستانی ۲۰۲۲ چین ": آیا آلمان المپیک چین را تحریم دیپلماتیک می‌کند؟

    دوشنبه, 04 بهمن 1400 16:50

    Published in ورزش

  • گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

    گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" هندبال قهرمانی مردان آسیا،" صعود تیم ملی هندبال ایران به جام جهانی...

    دوشنبه, 04 بهمن 1400 16:37

    Published in ورزش

  •   گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان

    گزارشهای ورزشی افتخار آفرینان" اسنوکربازان" بین‌المللی" اسنوکر(Shoot Out ۲۰۲۲ ) تاریخ‌سازی وفایی...

    دوشنبه, 04 بهمن 1400 16:18

    Published in ورزش

  • بوندس  لیگا

    بوندس لیگا": مسابقات هندبال قهرمانی زنان بوندس‌لیگای آلمان": کشف دوربین‌های مخفی در رختکن تیم...

    دوشنبه, 04 بهمن 1400 16:04

    Published in ورزش

  • لیگ قهرمانان

    لیگ قهرمانان"بوندس‌لیگا": بابک کیهان‌فر سرمربی‌ موقت تیم فوتبال ماینتس در بوندس‌لیگا شد"بایر...

    دوشنبه, 04 بهمن 1400 15:37

    Published in ورزش

حقوق بشر

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنها ی در بیدادگاهای رژیم" " شاهد دادگاه حمید نوری؛در شهر دورس آلبانی "اعدام یک نفر به اشتباه و حضور ابراهیم رئیسی در "هیئت مرگ"

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنها ی در بیدادگاهای رژیم" "  شاهد دادگاه حمید نوری؛در شهر دورس آلبانی "اعدام یک نفر به اشتباه و حضور ابراهیم رئیسی در "هیئت مرگ"

 

به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

کوروش بزرگ دیگر فقط در پاسارگاد نیست

"استوانه کورش بزرگ"

منشور کورش بزرگ هنوز قوی ترین و موثرترین صدا در خاورمیانه است

به نام ایران و به نام ندای آزادی ایران

***

طرح از هنرمند ما بابک

( ایران کشور کورش بزرگ است و  نه کشور صاحب الزمان)

به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم 

به ایران بیندیشیم 

کشورم: ﺍﯾﺮﺍﻥ

ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﻡ: ﮐﻮﺭﻭﺵ

ﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ: ﺗﺨﺖﺟﻤﺸﯿﺪ

ﮐﻌﺒﻪ ﺍﻡ: ﭘﺎﺳﺎﺭﮔﺎد

ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﻦ: ﺩﺍﺭﯾﻮﺵِ ﺑﺰﺭﮒ، ﺧﺸﺎﯾﺎﺭﺷﺎﻩ، ﻣﺎﺯﯾﺎﺭ، ﺍﻧﻮﺷﯿﺮﻭﺍﻥِ ﻋﺎﺩﻝ ﻭ ﯾﺰﺩﮔﺮﺩ

ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻣﻦ: ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﻭ ﺣﺎﻓﻆ ﻭ ﺳﻌﺪﯼ ؛ ﺍﺑﻦ ﺳﯿﻨﺎ

ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻘﺪﺱ ﻣﻦ: ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ

ﺍﺻﻮﻝ ﻭ ﻓﺮﻭﻉ ﺩﯾﻦ ﻣﻦ:ﻟﻮﺡﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ

ﻋﺎﺷﻮﺭﺍﯼ ﻣﻦ: ﻗﺎﺩﺳﯿﻪ

ﺷﻬﺪﺍﯼﻣﻦ:ﺭﺳﺘﻢ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ ﻭ ﺑﺎﺑﮏ ﺧﺮﻣﺪﯾﻦ

ﭘﺮﭼﻢ ﻣﻦ: ﺩﺭﻓﺶﮐﺎﻭﯾﺎﻧﯽ

ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻦ: ﺁﺯﺍﺩﯼ

ﻋﯿﺪ ﻣﻦ: ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ...

ﺁﺭﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻢ...

تقويم رو نگاه کن!

7 آبان نزديکه!

اما چرا چيزي توش ننوشته؟؟

مگه اينجا ايران نيست؟؟؟؟

مگه 7 آبان زادروز پدر ايران؛بنيانگذار حقوق بشر کوروش بزرگ نيست؟؟؟؟

نميدانيم علت چيست؟؟؟

به هر حال پیشاپیش اين روز بزرگ بر تو ايراني گرامي باد و امید ست که دیگران را نیز از 7 آبان ماه آگاه سازی .

کوروش همیشه در یاد و قلب ماست .

ویژگیهای کورش که در تمامی مردمان جهان بی همتاس و هیچکس در جهان پیدا نشد مثل او باشد :

۱.تنها مرد مقتدر جهان بود که یک همسر داشت.

۲.تنها مرد جهان بود که برده داری را برانداخت و خودش برده و کنیز نداشت.

۳.تنها مرد جهان بود که به ایین دیگر مردمان اهانت نکرد وانان را گرامی داشت.

۴.تنها مرد جهان بود که به یاری مظلومان پرداخت وهیچگونه چشم داشتی به انان نداشت.

۵.تنها مرد جهان بود که به همسر دشمنش تجاوز نکرد و او را گرامی داشت و نگهبانی برای او نهاد تا اورا حفظ کند.

۶.تنها مرد جهان بود که در اوج قدرتش بار عام میداد تا ضعیفترین و فقیر ترین مردمانش اورا ببینند و هر خاسته ای دارند او بشنود.

۷.تنها مرد جهان بود که دشمنانش را بعد از شکست گرامی داشت وانان را نکشت تا بدانند مهر آریایی یعنی چه.

۸.تنها مرد جهان بود که دوسوم جهان را فتح کرد و هرشب نان و بادام کوهی و ماست میخورد زیرا خوراک ضعیفترین مردمان این خوراک بود.

۹.تنها مرد جهان بود که هیچگاه دروغ نگفت و همیشه دروغگویان و چاپلوسان را شماتت میکرد.

۱۰.تنها مرد جهان بود که هیچکدام از دوستان خود را در کار حکومتی نگمارد

پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید. زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد. چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود. از همه پارسیان و هم‌ پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.

به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید. (بند آخر وصیت کوروش کبیر)

 

هفتم آبان یادمان نرود .

***
اي شيخ ’ بعد فتنه’ باعث شدي كه امروز ،
بیدار شوند جوانان

خودرا شنا سد اكنون’ درفكرچاره با شد
برگيرد ازتو تاوان

حق و حقوق او را بر هر غریبه دادی
از غزه تا به لبنان.

چندين هزاركودك ’رنجور ودلشكسته،
به آب ولقمه ای نان.

من نه  شهي شنا سم’ ني هرحكومتي را
تا چشم كرده ام باز’ من گوسفند تو چوپان

اما بدان كه امروز  دانيم چه كرده اي تو
ميهن كنيم  گلستان

با خون  خود نويسيم  بر هر ديار و شهري
ايمان  و باور من’

ايران و  باز هم  ايران

نسل انقلاب

ایران من امروز همه دل نگران است .
هر گوشه آن خاک بدست دگران است .

ایرانی آزاده کجا دیده کسی بر سر قدرت ؟
بر جایگه رخش نگر  ، جمع خران است

خانه خراب !
عذر تلخی شراب بر گردن پیمانه نیست
هر که ره گم کرد تقصیر ره میخانه نیست

گر بنا را کج نهادیم   و خرابی شد پدید
آن خرابیها  زخاک وسرزمین وخانه نیست

گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد تفنگ پدری هست

گر مردان قبیله همه کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید

گیرم که می برید
گیرم که می کشید

با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟ 

سردبیر

یاد و راه همه ی جانبخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد


به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران

عليه حکومت خون آشام اسلامی،

و به ياد

برجسته ترين

نماد سکولار آن:

ندا آقا سلطان

یادش را گرامی می داریم.

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

برنامه اتمی تهران نبايد جلوی اقدام بين المللی عليه نقض حقوق بشر را بگيرد

***

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!

دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!

همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟

تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟

تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟

قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم

اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت

زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

شادروان " سیمین بهبهانی

***
قلم چرخید و فرمان را گرفتند

ورق برگشت و ایران را گرفتند

به تیتر “شاه رفتِ ” اطلاعات

توجه کرده کیهان را گرفتند

چپ و مذهب گره خوردند و شیخان

شبانه جای شاه هان را گرفتند

همه از حجره‌ها بیرون خزیدند

به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن کارشان شد

هر آنچه خواستند آن‌ را گرفتند

به هر انگیزه و با هر بهانه

مسلمان، نا مسلمان را گرفتند

به جرم بد حجابی، بد لباسی

زنان را نیز مردان را گرفتند

سراغ سفره ها، نفتی‌ نیامد

ولیکن در عوض نان را گرفتند

یکی‌ نان خواست بردندش به زندان

از آن بیچاره دندان را گرفتند

یکی‌ آفتابه دزدی گشت افشا

به دست آفتابه داشت آنرا گرفتند

یکی‌ خان بود از حیث چپاول

دو تا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسیار

مخالفهای ایشان را گرفتند

بده مژده به دزدن خزانه

که شاکی‌‌های آنان را گرفتند

چو شد در آستان قدس دزدی

گداهای خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شرکت نفت

برادرهای دربان را گرفتند

نمیخواهند چون خر را بگیرند

محبّت کرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور میکرد

سر سفره نمکدان را گرفتند

” از زنده یاد سیمین بهبهانی‌ 

شادروان " سیمین بهبهانی می گويند، چه کسی اين کسره اضافه اختصاصی را به دنبال واژه "روز" نهاده است تا آن را برای هميشه از آن "زن" کند؟

می گويم، دست های ظريف و ساق و ساعد پيروزمندِ اوست که از هر درخت معرفت سيبی، و از هر کشتزار ارادت خوشه ای، توشه راه دراز سده ها کرده است تا او را بضاعت همسری و مادری و برابری بخشد.

republic islamic of iran جغد شوم حکومت اسلامی : در ایران چه خبر است

جغد شوم حکومت اسلامی : در ایران چه خبر است

به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم

در خـراب آباد شهر بي تـپـش

دارها برچيده؛ خونـها تشنه اند
دردمندان بي خروش و بي فغان

خشمناكان بي فغان و بي خروش
جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها

پــشـكـبـنـهـاي پـلـيـدي رسته اند
باز ما مانديم و شهر بي تپش

و آنچه كفتار است و گرگ و روبه ست
گاه مي گويم فغاني بر كشم

باز مي بـیـنـم صدايم كوته ست
(مهدی اخوان ثالث)

---

خانه خراب !
عذر تلخی شراب بر گردن پیمانه نیست
هر که ره گم کرد تقصیر ره میخانه نیست

گر بنا را کج نهادیم   و خرابی شد پدید
آن خرابیها  زخاک وسرزمین وخانه نیست

ایران من امروز همه دل نگران است .
هر گوشه آن خاک بدست دگران است .

ایرانی آزاده کجا دیده کسی بر سر قدرت ؟
بر جایگه رخش نگر  ، جمع خران است

سردبیر

ناقضان حقوق بشر در ايران بايد هدف تحريم های شديد بين المللی قرار گيرند

"عدالت طرح از توکا نیستانی"دادگاه بلخ

قاب بزرگ‌تر

کاریکاتور از مردمک

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای"سازمان ملل از ایران خواست اجرای مجازات اعدام را متوقف کند

پول هایی که کشور های غربی برای مبارزه با مواد مخدر به ایران میدهند برای کشتار اوپوزیسیون خرج می‌شود

نام بیش از 60 درصد از اعدام شده ها را ایران محرمانه نگه میدارد

"گلها در زندان "

هیستوری

 پوسترعلی خامنه‌ای ننگ تاریخ

متفرقه

عکس  بدون شرح

 فریاد خشمی که دامنت را میگیرد..

جمهوری نکبت اسلامی دست نشانده گلوبال جهانی است!

این نکبت ماموریت دارد منطقه را برای ابد ناامن کند تا تمام ثروت و استعداد منطقه به حلقوم این سیستم فاسد ریخته شود!

#نه_به_جمهوری_اسلامی​

#نه_به_جمهوری_اسلامی 

 

امپراطوری علی خامنه‌ای"پفیوز ترین فرد ننگین تاریخ"

علی خامنهای این جنایت کارو دستیاران او باید در دادگاههای بین المللی محاکمه شوند

  دیکتاتور : زمین صاف است!

طرحی از مانا نیستانی

----

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

ديباچه

از آن جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است؛

از آن جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده که وجدان بشر را برآشفته‌اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است؛

از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد؛

از آن جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت‌ها بايد تشويق شود؛

از آن جا که مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم کرده‌اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند؛

از آن جا که دولت‌های عضو متحد شده‌اند که رعايت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند؛

از آن جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد؛

مجمع عمومی اين اعلاميه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت‌ها اعلا م می‌کند تا همه افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در ميان مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين‌هايی که در قلمرو آن‌ها هستند، تامين کنند.

ماده ١

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.

ماده ٢

هر کس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده سياسی يا هر عقيده ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادی‌های ذکرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.

ماده ٣ 

هر فردی حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده ۴

هيچ کس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شکلی که باشد، ممنوع است.

ماده ۵

هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.

ماده ۶

هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

ماده ٧ 

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلا ميه حاضر باشد، و بر ضد هر تحريکی که برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يکسان قانون بهره مند گردند.

ماده ٨ 

در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه‌ موثر به دادگاه‌های ملی صالح را دارد.

ماده ٩ 

هيچ کس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد کرد.

ماده ١٠

هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی در باره‌ حقوق و الزامات وی، يا هر اتهام جزايی که به او زده شده باشد، تصميم بگيرد.

ماده ١١

١- هر شخصی که به بزهکاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

٢- هيچ کس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محکوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، درباره کسی اعمال نخواهد شد.

ماده ١٢

نبايد در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامت گاه يا مکاتبات هيچ کس مداخله‌های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنين مداخله‌ها و حمله‌هايی، برخورداری از حمايت قانون، حق هر شخصی است.

ماده ١٣

١- هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت وآمد کند و اقامتگاه خود را برگزيند.

٢- هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشورخويش بازگردد.

ماده ١۴

١- در برابر شکنجه، تعقيب و آزار، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای ديگر را دارد.

٢- در موردی که تعقيب واقعا در اثر جرم عمومی و غيرسياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف‌ها و اصول ملل متحد باشد، نمی‌توان به اين حق استناد کرد.

ماده ١۵

١- هر فردی حق دارد که تابعيتی داشته باشد.

٢- هيچ کس رانبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

ماده ١۶

١- هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

٢- ازدواج حتما بايد با رضايت کامل و آزادانه زن و مرد صورت گيرد.

٣- خانواده رکن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ١٧

١- هر شخصی به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالکيت دارد.

٢- هيچ کس را نبايد خودسرانه از حق مالکيت محروم کرد.

ماده ١٨

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادت‌ها و اجرای آيين‌ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.

ماده ١٩

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسايل ممکن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.

ماده ٢٠

١- هر شخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.

٢- هيچ کس را نبايد به شرکت در هيچ اجتماعی مجبور کرد.

ماده ٢١

١- هر شخصی حق دارد که در اداره‌ امور عمومی کشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند، شرکت جويد.

٢- هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست يابد.

ماده ٢٢

هر شخصی به عنوان عضو جامعه، حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همکاری بين المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و کرامت و رشد آزادانه شخصيت خودرا، با توجه به تشکيلا ت و منابع هر کشور، به دست آورد.

ماده ٢٣

١- هر شخصی حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه برگزيند، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بیکاری حمايت شود.

٢- همه حق دارند که بی هيچ تبعيضی، در مقابل کار مساوی، مزد مساوی بگيرند.

٣- هرکسی که کار می‌کند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و کرامت انسانی تامين کند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی کامل شود.

۴- هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و يا به اتحاديه‌های موجود بپيوندد.

ماده ٢۴

هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات کار و مرخصی‌ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره‌مند شود.

ماده ٢۵

١- هر شخصی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت‌های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد که در مواقع بیکاری، بيماری، نقص عضو، بيوه‌گی، پيری يا در تمام موارد ديگری که به عللی مستقل از اراده خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.

٢- مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان، اعم از آن که در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند که از حمايت اجتماعی يکسان بهره مند گردند.

ماده ٢۶

١- هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش، و دست کم آموزش ابتدايی و پايه، بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی کامل برای همه امکان پذير باشد تا هرکس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

٢- هدف آموزش و پرورش بايد شکوفايی همه جانبه شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

٣- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند.

ماده ٢٧

١- هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريک گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

٢- هرکس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

ماده ٢٨

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه‌ اجتماعی و بين المللی باشد که حقوق و آزادی‌های ذکرشده در اين اعلاميه را، به تمامی تأمين و عملی سازد.

ماده ٢٩

١- هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی برعهده دارد که رشد آزادانه و همه جانبه او را ممکن می‌سازد.

٢- هرکس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی‌های خود فقط تابع محدوديت‌هايی قانونی است که صرفا برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی‌های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه‌ اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتيک وضع شده اند.

٣- اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد بر خلاف هدف‌ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

ماده ٣٠

هيچيک از مقررات اعلاميه‌ حاضر نبايد چنان تفسير شود که برای هيچ دولت، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.

---

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنها ی در بیدادگاهای رژیم" اقدامات نفرت‌انگیز و بزدلانه رژیم ایران شاهد دادگاه حمید نوری؛در شهر دورس آلبانی "اعدام یک نفر به اشتباه و حضور ابراهیم رئیسی در "هیئت مرگ"

 

سی‌وهشتمین جلسه محاکمه حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج و از متهمان اعدام‌های جمعی زندانیان سیاسی ایران سال ۶۷ در شهر دورس آلبانی برگزار شد. در این جلسه اکبر صمدی شهادت داد.

در شهر دورس آلبانی سی‌وهشتمین جلسه از دادگاه رسیدگی به اتهامات حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج و از متهمان اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در ایران، دوشنبه ۱۵ نوامبر (۲۴ آبان) برگزار شد.

این چهارمین جلسه دادگاه در آلبانی، به استماع شهادت اکبر صمدی، زندانی سیاسی سابق و عضو "سازمان مجاهدین خلق" به عنوان شاکی و شاهد، اختصاص یافت. او جزو هفت شاهدی است که دادگاه برای استماع شهادت آن‌ها به آلبانی رفته است.

اکبر صمدی در سال ۱۳۶۰ و در سن ۱۴ سالگی بازداشت و به اتهام هواداری از "سازمان مجاهدین خلق" به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود. او مدت محکومیت خود را در زندان‌هایی مانند گوهردشت و قزلحصار گذرانده است.

صمدی در رابطه با اعدام‌های تابستان ۶۷ گفت که داود لشکری را در زندان گوهردشت به همراه تعدادی پاسدار دیده که "فرغونی با طناب دار" منتقل می‌کردند.

یک شاهد دیگر در جلسات پیشین این دادگاه نیز از "ناصریان، داود لشکری و حمید عباسی" به‌عنوان افرادی نام برد که در شکنجه و اذیت و آزار زندانیان دست داشتند.

به گفته صمدی، این اعدام‌ها در زندان اوین از ۵ مرداد و در زندان گوهردشت از ۸ مرداد آغاز شد.

صمدی افزود: «اسامی ۱۷۷ نفر را که فقط در گوهردشت اعدام شدند را با خود به همراه دارم. لیست من البته ۳۷۷ نفر است که تعدادی از آن‌ها در زندان اوین و تعدادی در شهر گرگان و استان خوزستان اعدام شدند.»

"نوری یک نفر را به اشتباه اعدام کرد"

شاکی و شاهد این پرونده در رابطه با متهم این دادگاه نیز گفت که حمید نوری، فردی را به‌دلیل تشابه اسمی با کسی دیگر "به اشتباه" اعدام کرده بود.

این زندانی سیاسی سابق گفت که روز ۱۲ مرداد، آخر شب حمید عباسی (نوری) آمد و اسم ۱۴ نفر را خواند؛ وقتی اسم مرتضی یزدی را خواند، کسی جواب نداد. چند بار تکرار کرد باز هم کسی جواب نداد.

صمدی گفت که نوری یک نفر را اشتباه برای اعدام برد و مرتضی یزدی را به جای سید مرتضی یزدی اعدام کرد. صمدی افزود: «من در قزلحصار با سید مرتضی یزدی هم‌بند بودم اما مرتضی یزدی، فردی دیگر بود و نوری به‌خاطر این اشتباه و عدم دقت یک نفر دیگر را اعدام کرد.»

این شاهد رویدادهای زندان قزل‌حصار کرج گفت که برخی زندانیان بر اثر شکنجه تعادل روانی خود را از دست داده بودند و حکومت ایران تصمیم گرفته بود که با اعدام‌ها "زندان را پاکسازی کند".

صمدی گفت، نوری کسانی که جزو اعدامیان نبوده و می‌بایست به سلول‌های انفرادی منتقل شوند را در صفی قرار می‌داد و آن‌ها را به انتهای "راهروی مرگ" منتقل می‌کرد. به گفته صمدی، نوری وانمود می‌کرد این افراد قرار است اعدام شوند و در لحظه آخر به آن‌ها می‌گفت برگردید.

 ابراهیم رئیسی، یکی از اعضای وقت آن هیات، اکنون رئیس قوه قضائیه به سمت ریاست جمهوری در ایران را نشانگر این دانسته که در ایران "مجازات گریزی" حاکم است. 

مواجهه شاهد با ابراهیم رئیسی در زندان

اکبر صمدی که عضو "سازمان مجاهدین خلق" است، در جلسه دادگاه گفت در سال ۶۷ ابراهیم رئیسی به عنوان جانشین دادستان، در جلسه قضات مشهور به "هیئت مرگ"، از او خواست مصاحبه کند و "کومله، یکی از احزاب کردی" را محکوم کند تا مورد عفو واقع شود. صمدی به او گفته بود که عضو حزب کومله نیست و رد درخواست مصاحبه از سوی این زندانی سابق با عصبانیت ابراهیم رئیسی همراه شد، اما او در نهایت پس از اینکه چهار بار به اتاق "هیئت مرگ" رفت، درخواست مصاحبه را پذیرفته است.

در جلسات پیشین در آلبانی، محمد زند، مجید صاحب‌جمع و اصغر مهدی‌زاده از زندانیان سابق دهه شصت، به بیان شهادت‌های خویش پرداختند.

پیشتر اعلام شده بود که هفته‌های ۴۵ و ۴۶ این دادگاه به‌دلیل اهمیت استماع شاهدان مستقر در آلبانی درخصوص اثبات جرم متهم، از چهارشنبه، ۱۰ نوامبر در شهر دورس آلبانی برگزار خواهد شد.

حميد نورى در استكهلم است و به صورت ویدیویی در جلسه دادگاه شهر دورس حضور داشت. او در نوامبر سال ۲۰۱۹ هنگام ورود به سوئد در فرودگاه استکهلم بازداشت شد و کیفرخواست علیه او پس از ۲۰ ماه بازداشت موقت صادر شد. نوری اتهامات علیه خودش را رد کرده است.

اهمیت دادگاه حمید نوری در این است که برای نخستین‌بار یکی از مقام‌های ‌امنیتی جمهوری اسلامی که در اعدام‌های جمعی سال ۶۷ شرکت داشته در خارج از کشور بازداشت شده و مورد محاکمه قرار گرفته است. کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ سال‌هاست در گزارش‌های نهادهای حقوق بشری مطرح شده، اما هیچ متهمی تا کنون در این ارتباط محاکمه نشده است.

حمید نوری توسط شاهدان پرونده به عنوان دادیار زندان گوهردشت کرج و یکی از هشت عضو "هیئت مرگ" در این زندان در جریان اعدام جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ شناسایی شده است.

موضوع مهم دیگر نقش ابراهیم رئیسی، رئيس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی در این پرونده است. رئیسی در دوران اعدام‌های تابستان ۶۷ معاونت دادستان را برعهده داشته و گفته می‌شود که یکی از چهار چهره اصلی "هیات مرگ" بوده است.

روند محاکمه نوری احتمالا تا آوریل سال آینده میلادی ادامه خواهد داشت.

حمید نوری در ۹ نوامبر ۲۰۱۹ (۱۸ آبان ۱۳۹۸) در فرودگاه "آرلاندا"ی استکهلم با حکم دادستان سوئد و به اتهام مشارکت در "کشتار دسته‌جمعی" بازداشت شد.

کیفرخواست صادره علیه نوری از سوی دایره دادستانی سوئد علیه جرایم بین‌المللی و جنایت‌های سازمان‌یافته و به‌طور خاص از سوی کریستینا لیندهوف کارلسون، صادر و به مقامات قضایی سوئد تحویل داده شد.

در این پرونده حدود ۴۰ شاکی و ۶۰ شاهد که در تابستان ۶۷ در زندان گوهردشت محبوس بودند، حضور دارند.

بر اساس رأی دادگاه، نوری و وکلای او در این جلسات حضور نخواهند داشت و در سوئد باقی خواهند ماند و از طریق تماس ویدئویی در جلسه دادگاه حضور دارند.

بر اساس آمارهای غیررسمی، بیش از ۶۰۰۰ نفر از اعضا و هواداران احزاب و گرو‌های مختلف اپوزیسیون، به ویژه سازمان مجاهدین خلق، در جریان اعدام‌های سال ۱۳۶۷ به دستور خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران، اعدام شدند. اما سازمان مجاهدين می‌گوید این تعداد بالغ بر ۳۰هزار زندانی سیاسی بوده که دست‌کم ۹۰ درصد آن‌ها از طرفداران این سازمان بوده‌اند.

حمید نوری از طریق وکلایش تمام اتهامات را رد می‌کند و مدعی است که در زمان اعدام‌های تابستان ۶۷ به دلیل تولد فرزندش در مرخصی به سر می‌برده است.

بازماندگان و خانواده‌های کشته‌شدگان امیدوارند دادگاه حمید نوری نقطه عطفی برای آغاز رسیدگی بین‌المللی به کشتارهای دهه ۶۰ به ویژه کشتار تابستان ۶۷ و مجازات عاملان و آمران آن باشد.

---

ششمین دادگاه حمید نوری در آلبانی؛ شهادت یک شاکی درباره «عاشورای مجاهدین»

حسین فارسی-از شاهدان قتل عام 67

در ششمین جلسه از هفت جلسه محاکمه حمید نوری که در کشور آلبانی در جریان است، حسین فارسی، عضو سازمان مجاهدین خلق، به‌عنوان شاکی و شاهد گفت که علاوه بر اعضای اصلی «هیئت مرگ»، دادستان وقت کرج و رئیس وقت اطلاعات کرج را هم در «اتاق هیئت مرگ» دیده است.

او به‌گفته وکیل مشاورش از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۷۲ زندانی بوده و در سال ۱۳۶۷ چهار بار به راهرو مرگ و دو بار به اتاق «هیئت مرگ» برده شده است.

وکیل مشاور حسین فارسی در جلسه دادگاه حمید نوری که در حال برگزاری است، گفت که کتاب او با عنوان «یک کهکشان ستاره» مورد استناد دادگاه قرار گرفته است.

اعضای هیئت رئیسه دادگاه حمید نوری به شهر دورس در کشور آلبانی سفر کرده‌اند و دادگاه روز چهار‌شنبه، ۲۶ آبان، ششمین جلسه از هفت جلسه‌ای است که در این کشور برگزار می‌شود.

حمید نوری در جلسات دادگاه آلبانی حضور ندارد و وکیل او در این جلسات حاضر است. او به همراه دیگر وکلایش در دادگاه استکهلم حضور دارد و جلسات دادگاه آلبانی را به‌صورت ویدئویی می‌بیند.

حمید نوری متهم است که در مقام دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی مشارکت داشته است؛ اتهامی که خود آن را رد می‌کند.

حمید نوری روز ۱۸ آبان ۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران وارد فرودگاه استکهلم شد و بلافاصله دستگیر شد.

حسین فارسی در جلسه دادگاه حمید نوری گفت که سال ۶۴ به زندان گوهردشت منتقل شده و بارها با او برخورد داشته است.

او، به‌گفته خود، اولین بار صبح هشتم مرداد توسط ناصریان (محمد مقیسه) به راهرو مرگ و به اتاق هیئت مرگ منتقل شده است: «دو آخوند و یک لباس‌شخصی نشسته بودند. حسینعلی نیری و مرتضی اشراقی را می‌شناختم، اما آخوند سمت راست نیری را نمی‌شناختم. نیری وقتی سؤال از اتهام کرد، متأسفانه من شهامت این را نداشتم که مثل بقیه دوستانم از عقایدم دفاع بکنم. یک کاغذ به من دادند که دو خط یک چیزی بنویسم. دو خط نوشتم و دادم به ناصریان (محمد مقیسه).

حسین فارسی همچنین گفت که در راهرو مرگ شاهد این بوده که ناصریان (محمد مقیسه) اسامی زندانیان را می‌خواند و حمید عباسی و پاسداری به نام فرج (مرتضی رؤیایی) این زندانیان را به حسینیه اعدام منتقل کرده‌اند.

او سپس، به‌گفته خود، به سلول انفرادی منتقل و ۱۸ مرداد بار دیگر به راهرو مرگ برده شده است: «دیدم که تعداد زیادی را آوردند و مثل ما در دو طرف راهرو نشستند.»

حسین فارسی در هنگام صحبت کردن از روی ماکتی که اعضای سازمان مجاهدین خلق ساخته‌اند، درباره راهرو مرگ توضیح داد و بخش‌های مختلف زندان را نشان داد.

به‌گفته حسین فارسی، در راهرو به قسمتی که آسانسور قرار داشت منتقل شده و آن‌جا شاهد بوده که حمید عباسی ( حمید نوری) یکی از زندانیان به اسم رضا را با خود برده است.

حسین فارسی در ادامه شهادت خود گفت: «در فاصله تقریباً یک متری، یکی از خواهران زندانی نشسته بود. یکی از زنان کرمانشاهی بود که فروردین ۶۷ به گوهردشت آورده بودند و ما با ایشان با مرس ارتباط داشتیم. آنها را فروردین ۶۷ به گوهردشت آورده بودند. نمی‌دانم آن خواهر چه گفت اما پاسدار بلند شد با لگد او را زد و گفت خفه شو. ناصریان (محمد مقیسه) این خواهر زندانی را برد و من دیگر نفهمیدم چه شد.»

حسین فارسی در ادامه گفت که در همین روز شاهد بوده که ناصریان (محمد مقیسه) اسامی زندانیان را خوانده است: «تعداد نام‌هایی که خواندند خیلی زیاد بود. ساعت ۱۲ شب پاسداری که آنجا بود، به ناصریان (محمد مقیسه) التماس می‌کرد که بگذارد با خانواده‌اش تماس بگیرد و او نمی‌گذاشت. من شنیدم پاسدار گفت دو هفته است از آنجا بیرون نرفته‌. زنش مریض است و دارد می‌میرد. می‌خواست دو ساعت برود و برگردد. ناصریان می‌گفت نمی‌شود. می‌خواست تلفن بکند اما ناصریان گفت همه خط‌ها قطع است و فقط یک خط است که دست آقای بیات است و فکر نمی‌کنم بگذارد تو تماس بگیری.»

به‌گفتهٔ حسین فارسی، ناصریان (محمد مقیسه) روز ۱۹ مرداد درِ سلول او را باز کرده و چند کاغذ به او داده است: «گفت اگر همکاری نکنم، اعدامم می‌کنند. از من خواست بگویم چگونه فرعی ۷ با سازمان مجاهدین ارتباط داشته و مجاهدین از طریق رادیو چه پیام‌هایی به ما دا‌ده‌اند. گفتم این‌ها توهم است و چنین خبرهایی نبوده است. گفت شوخی نمی‌کنم. داریم اعدام‌تان می‌کنیم و برادرت را چند روز پیش در اوین اعدام کردیم و رفت.»

روز ۲۱ مرداد حسین فارسی، به‌گفته خود، بار دیگر به راهرو مرگ منتقل شده و شاهد بوده که حمید عباسی اسامی بیست زندانی را خوانده است: «با خنده گفت ببینید عاشورای مجاهدین است. می‌گفت عاشورای مجدد مجاهدین است و آن زندانیان را به طرف حسینیه بردند.»

بک روز بعد اما او، به‌گفته خود، به اتاق هیئت مرگ برده شده است: «روبه‌روی من پنج نفر نشسته بودند. نیری و اشراقی بودند. آخوند دیگر (مصطفی) پورمحمدی بود اما دو نفر اضافه شده بودند. فاتحی، رئیس اطلاعات کرج، و نادری، دادستان کرج. به من گفتند که قرار بود یک چیزی بنویسی. گفتم که من نوشتم. گفتند چنین برگه‌ای این‌جا نیست. (حسینعلی) نیری گفت که برو چیزی را که قرار بود بنویسی، بنویس. آمدم بیرون نوشتم و دادم به ناصریان (محمد مقیسه).»

حسین فارسی در ادامه گفت که پس از آن باز به سلول انفرادی منتقل شده و تا اوایل مهر ۱۳۶۷ در سلول انفرادی بوده است.

او همچنین در پاسخ به دادستان که پرسید با وجود چشم‌بند چگونه می‌دید، گفت که چشم‌بندش را از داخل سابیده بود: «من از پشت چشم‌بندم طوری می‌دیدم که انگار دارم از پشت یک پرده توری می‌بینم. وقتی محیط تاریک بود، مشکل‌تر دیده می‌شد، اما وقتی چراغ روشن بود، خوب و واضح می‌دیدم.»

حمید نوری اتهامات مطرح‌شده در جلسات دادگاه را رد کرده است. او قرار است روز دوم آذر در دادگاه به سؤالات جواب بدهد. به‌گفته وکیل حمید نوری، موضع این است که «این اعدام‌ها هرگز رخ نداده‌ و نمی‌تواند اتهامات را بپذیرد».

وکیل حمید نوری مدعی است که موکلش در زمان اعدام‌ها در مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷ به‌خاطر تولد فرزندش در مرخصی بوده است.

برگزاری دادگاه حمید نوری که تا آوریل سال آینده در دادگاه استکهلم سوئد ادامه خواهد داشت، واکنش مقامات جمهوری اسلامی را نیز در پی داشته‌ است.

 ---

دادگاه حمید نوری؛ "فهرست اعدامی‌ها را می‌خواند و می‌خندید"

حسین فارسی، یکی از شاکیان و شاهدان پرونده حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج و از متهمان اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در ایران در جلسه دادگاه در شهر دورس ‌آلبانی شهادت‌های تکان‌دهنده‌ای علیه او داد.

چهل و یکمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج و از متهمان اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در ایران، روز چهارشنبه ۲۶ آبان (۱۷ نوامبر) در شهر دورس آلبانی برگزار شد.

در این جلسه حسین فارسی، یکی از اعضای پیشین سازمان مجاهدین خلق شهادت داد. او از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۲ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین در زندان بوده و یکی از شاکیان پرونده حمید نوری و از شاهدان اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ به شمار می‌رود.

حسین فارسی در دادگاه شهادت داد که او را در سال ۱۳۶۷ چهار بار به "راهروی مرگ" و دو بار به اتاق "هیئت مرگ" برده‌اند.

او گفت حمید نوری را روز ۲۱ مرداد سال ۶۷ در "راهروی مرگ" دیده که فهرستی را با صدای بلند می‌خوانده و می‌خندیده و می‌گفته "عاشورای مجاهدین است، بروید، عاشورای مکرر مجاهدین است." کسانی که حمید نوری نامشان را می‌خوانده به "سالن مرگ" منتقل می‌شدند.

حسین فارسی کتابی درباره خاطرات خود در زندان به نام "یک کهکشان ستاره" نوشته است که به گفته وکیل او، این کتاب یکی از مستندات پرونده حمید نوری به شمار می‌رود. او هم در این کتاب و هم در دادگاه از شکنجه و آزارهایی که در زندان به او و دیگر زندانیان سیاسی آن دوره داده‌اند سخن گفته است.

حسین فارسی در شهادت خود در این جلسه دادگاه از فردی به نام ناصری نام برد و گفت: «ناصریان آمد ... مرا به اعدام تهدید می‌کرد و می‌گفت ... ما تو را اعدام می‌کنیم. برادرت را چند روز پیش در اوین اعدام کردیم. داغ او را بر دل مادرت گذاشتیم، داغ تو را هم به دل مادرت می‌گذاریم».

او همچنین از دیدارهایش با کسانی شهادت داد که پیش از اعدام آنها را دیده بود، از جمله هنرمندی ۴۷ ساله به نام ابوالقاسم محمدی ارژنگی که به او گفته بود: «می‌گویند هیأت عفو اما دروغ می‌گویند. هیأت عفوی در کار نیست.»

حسین فارسی در پاسخ به پرسش دادستان دادگاه که برای اولین بار چه زمانی حمید نوری را دیده است گفت: «آن شبی که ما را آوردند به گوهردشت او را دیدم و من حمید عباسی را نمی‌شناختم. هوا سرد بود. به زور لباس‌های ما را درآورده و با چوب و میله‌های آهنی و کابل ما را کتک می‌زدند.... از بین کسانی که آن‌ها را کتک می‌زدند تنها یک نفر لباس شخصی داشت. فردی که بعدها متوجه شدم اسم او حمید عباسی (نوری) است».

فارسی هم‌چنین گفت از زندانیان دیگر شنیده که در سال ۶۲ یا ۶۳ حمید نوری در زندان اوین هنگام بازجویی آنها را با کابل می‌زده است.  

دادگاه امروز حمید نوری در آلبانی، ششمین جلسه این دادگاه در شهر دورس بود. در جلساتی که تاکنون در دورس برگزار شده محمد زند، مجید صاحب‌جمع، اصغر مهدی‌زاده، اکبر صمدی و محمود رویایی از زندانیان سابق دهه شصت، شهادت داده‌اند.

هفته‌های ۴۵ و ۴۶ این دادگاه به‌دلیل اهمیت استماع شاهدان مستقر در آلبانی درخصوص اثبات جرم متهم، در شهر دورس آلبانی برگزار می‌شود.

حميد نورى در استكهلم است و به صورت ویدیویی در جلسه دادگاه شهر دورس حضور داشت. او در نوامبر سال ۲۰۱۹ هنگام ورود به سوئد در فرودگاه استکهلم بازداشت شد و کیفرخواست علیه او پس از ۲۰ ماه بازداشت موقت صادر شد. نوری اتهامات علیه خودش را رد کرده است.

اهمیت دادگاه حمید نوری در این است که برای نخستین‌بار یکی از مقام‌های ‌امنیتی جمهوری اسلامی که در اعدام‌های جمعی سال ۶۷ شرکت داشته در خارج از کشور بازداشت شده و مورد محاکمه قرار گرفته است. کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ سال‌هاست در گزارش‌های نهادهای حقوق بشری مطرح شده، اما هیچ متهمی تا کنون در این ارتباط محاکمه نشده است.

حمید نوری توسط شاهدان پرونده به عنوان دادیار زندان گوهردشت کرج و یکی از هشت عضو "هیئت مرگ" در این زندان در جریان اعدام جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ شناسایی شده است.

---

چهل و دومین جلسه دادگاه حمید نوری؛ شاهد: پاسداری را دیدم که روی جنازه‌ اعدام شده‌ها راه می‌رفت 

چهل و دومین جلسه دادگاه حمید نوری، متهم به مشارکت در اعدام های تابستان ۱۳۶۷ روز پنجشنبه بیست و هفتم آبان با ادای شهادت حسن اشرفیان، یکی از نجات یافتگان آن اعدام‌ها، در دورس آلبانی برگزار شد.

حسن اشرفیان چهاردهم دی ۱۳۶۱ به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران دستگیر شد. او هشت ماه در زندان اوین بود و بعد از گذراندن مراحل بازجویی و شکنجه در دوم آبان ۱۳۶۲ به زندان قزل حصار منتقل شد. شاهد یازدهم فروردین ۱۳۶۵ از قزل حصار به زندان گوهردشت منتقل شد.

حسن اشرفیان توضیح داد که با انتقال شخصی به نام مرتضوی که از رؤسای زندان گوهردشت بود، ناصریان با حفظ سمت دادیاری، مسئولیت زندان گوهردشت را نیز بر عهده گرفت. او گفت از همان ابتدا حمید نوری معاون ناصریان و لشکری مسئول امور انتظامی زندان گوهردشت بودند.

شاهد چند ماه پس از انتقال برای اولین بار حمید نوری را در بند دو سالن هجده زندان گوهردشت دید. یکی از برخوردهای شاهد با متهم پرونده در جریان ضرب و شتم زندانیان توسط پاسداران در داخل به اصطلاح «تونل مرگ» به خاطر ورزش جمعی زندانیان بود.

«تونل مرگ» اصطلاحی است برای راهرویی که پاسداران با ایستادن در کنار و روبروی همدیگر ایجاد می کنند. حسن اشرفیان شهادت داد که در حال عبور از این تونل انسانی، صدای حمید نوری را شنیده که به پاسداران می گفت: «این منافق ها را بزنید که دفعه دیگر از این کارها نکنند.»

حسن اشرفیان شهادت داد که هشتم مرداد ماه از پنجره‌هایی که دید محدودی به محوطه زندان داشت گروهی را شامل داود لشکری، ملبس به لباس نظامی و مسلح به اسلحه کُلت، چند نفر لباس شخصی و دو زندانی افغانستانی دید. زندانیان هر کدام فرغونی پر از طناب های ضخیم را می کشیدند و به طرف سوله می رفتند. شاهد گفت این صحنه را به زندانیان دیگر از جمله محمد زند، ابوالحسن مرندی نشان داد.

شاهد در مورد وقایع هشتم و نهم و دهم مرداد ۱۳۶۷ توضیح داد. او گفت زندانیان را گروه گروه صدای می زدند و می بردند. او از نهم مرداد به عنوان روزی یاد کرد که اسامی زندانیان کرج خوانده و برده شدند.

حسن اشرفیان روز دهم مرداد با برائت از سازمان مجاهدین از اعدام نجات یافت. او گفت در پایان روز از سلول حدودا چهارده نفره آنها، تنها او و یک نفر دیگر زنده ماندند و بقیه از جمله مسعود دلیری، محسن شیری، شاهرخ رضایی، حمید صفوی، رشید قروی اشتیکی و روشن بلبلیان اعدام شدند.

حسن اشرفیان در غروب دوازدهم مرداد صدای خفیف ماشینی توجه اش را جلب می کند. او و چند زندانی دیگر خود را به پنجره ها رسانند و دو کامیون را دیدند. یکی از آنها روشن و دیگری خاموش بود. یکی از کامیون ها خالی بود و در درون دیگری حداقل ۳۰ کیسه حاوی جنازه دیده می شد. او پاسداری را دید که بر روی جنازه‌ها راه می رفت و سعی می کرد تا سقف چادری کامیون را بر روی آن بکشد.

حسن اشرفیان شهادت داد که در پایان اعدام ها از حدود ۲۰۰ زندانی بند سه، مجموعا حدود ۵۲ تن زنده مانده بودند. حدودا پانزده تا بیست نفر از این تعداد در سلول های انفرادی نگهداری می شدند. شاهد گفت پس از اعدام ها در اواسط مهرماه بود که ناصریان به همراه نوری و چند پاسدار دیگر به بند آمدند. ناصریان زندانیان را تهدید کرد که نوبت بعد شما را هم می کشیم. او گفت: «دیگر آن دورانی که شما در زندان دست به اعتصاب و اعتراض می زدید ، تمام شده.» شاهد گفت در این دیدار حمید نوری به وسیله حرکات دست و صورت، اظهارات ناصریان را مرتب تایید می کرد.

دیگر برخورد مستقیم شاهد با حمید نوری در آبان ۱۳۶۷ و پس از اعدام ها بود. برطبق شهادت آقای اشرفیان، حمید نوری در پاسخ به اعتراض زندانیان به وضعیت بهداشت و آب گرم و مسائل صنفی زندانیان گفت: «بروید خدا را شکر کنید که زنده هستید. ما اگر می خواستیم فتوای امام را به طور کامل اجرا کنیم، باید نصف مردم ایران را دستگیر و اعدام می کردیم.»

حسن اشرفیان در ۲۷ بهمن ۱۳۶۷ به همراه دیگر زندانیان نجات یافته از اعدام در زندان گوهردشت به زندان اوین منتقل شد. برخورد بعدی و آخرینِ شاهد با حمید نوری بهار سال ۱۳۷۱ در زندان اوین بود؛ جایی که ناصریان و متهم پرونده، باز هم مسئول دادیاری زندانیان بودند.

حسن اشرفیان چهار سال بعد از اعدام ها در ۳۰ آذر ۱۳۷۱ از زندان اوین آزاد شد. او بعدها به سازمان مجاهدین خلق پیوست و هم اکنون در اردوگاه اشرف سه در آلبانی مستقر است.

سی و چهار جلسه دادگاه حمید نوری – به جز جلسات فوق‌العاده – در استکهلم سوئد برگزار شده است. براساس یک برنامه از پیش تنظیم شده، جلسات سی و ششم تا چهل و دوم این دادگاه طی دو هفته به جای استکهلم در آلبانی، محل استقرار هفت نفر از شاهدان این دادگاه در اردوگاه سه اشرف برگزار شد.

اعضای دادگاه بعد از جلسه روز پنجشنبه، از آلبانی به استکهلم بازخواهند گشت. جلسات بعدی دادگاه روز سه شنبه آینده دوم آذرماه در استکهلم از سر گرفته خواهد شد.

اینک پس از بیش از چهل جلسه شهادت دادخواهان، نوبت حمید نوری است تا در جایگاه متهم از خود دفاع کند.

طبق برنامه قبلی، حمید نوری در جلسات چهل و سوم تا چهل و ششم دادگاه به دفاع از خود خواهد پرداخت. اتهامات علیه او ارتکاب جنایت جنگی و قتل عمد زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ است.

---

 حمید

اکثر متهمین نازی در دادگاه نورنبرگ اتهامات خود را قبول کردند اما این شیطان انسان نمای مسلمان مطمئنا با تشبث به تقیه اسلامی همه این شهادت ها را کتمان خواهد کرد. اگر غیر از این بود نوری مسلمان واقعی نبود!!!

  افراسیاب

اینها همه زمینه سازی برای دستگیری سران جمهوری اسلامی است چون میخواهند این رژیم را سرنگون کنند، رئیسی اگر پاش را بیرون بگذارد میشود حمید نوری شماره دو. این رژیم تاریخ مصرفش تمام شده و مزدوران حکومتی بفکر آینده خود باشید و بطرف مردم بروید و اگر صبر کنید تا سقوط رژیم برسد آنوقت برایتان دیر میشود.

---

مطالب مرتبط  در  این ضمیمه

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنها ی در بیدادگاهای رژیم" اقدامات نفرت‌انگیز و بزدلانه رژیم ایران"برگزاری اولین جلسه دادگاه حمید نوری در آلبانی

برگزاری اولین جلسه دادگاه حمید نوری در آلبانی

۳۶مین جلسه دادگاه حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت و متهم به همکاری در اعدام‌های سال ۶۷ در ایران این بار برای شنیدن سخنان شاهدان پرونده در آلبانی برگزار شد. در این جلسه محمد زند، زندانی سیاسی سابق شهادت داد.

نخستین تصویری که از حمید نوری منتشر شده است. (عکس از طریق ایرج مصداقی)

    ---

اعدام‌های سال ۶۷ در ایران، دادگاه حمید نوری

سی و ششمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهام‌های حمید نوری، از متهمان اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در ایران در سال ۱۳۶۷ و دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج روز چهارشنبه ۱۹ آبان (۱۰ نوامبر) در شهر دورس آلبانی برگزار شد.

دلیل پیگیری پرونده حمید نوری به مدت یک هفته در آلبانی استماع شهادت هفت تن از شاهدان مقیم این کشور است. حدود دو هزار نفر از اعضای سازمان مجاهدین در "کمپ اشرف ۳" در آلبانی اقامت دارند.

در جلسات پیشین این دادگاه در شهر استکهلم سوئد نیز تعداد زیادی از زندانیان سابق سیاسی و یا خانواده قربانیان اعدام‌های ۶۷ شهادت داده بودند.

نخستین جلسه این دادگاه در آلبانی به شنیدن شهادت محمد زند، از زندانیان سیاسی زندان‌های گوهردشت، اوین و قزل‌حصار اختصاص داشت.

کنت لوئیس، وکیل محمد زند، گفت موکلش در شانزده سالگی به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت شده بود و به‌ عنوان زندانی پیشین و نیز شاهد برادر اعدامی‌اش در این دادگاه شرکت دارد. رضا زند، برادر محمد زند که در ۲۱ سالگی بازداشت شده بود همراه با صدها زندانی دیگر در مرداد ۱۳۶۷ اعدام شد.

وکیل محمد زند در این باره گفت که این زندانی به حبس ابد و سپس با تخفیف به ۱۲ سال زندان محکوم شده بود. در سال ۶۷ در جریان دادگاه چند دقیقه‌ای این زندانی اعدام شده است.

محمد زند با چند نمونه از کابل‌هایی که با آن شکنجه شده و همچنین ماکتی از زندان محل بازداشت خود در دادگاه حضور یافت. او دادگاه را در جریان جزئیات دیدار آخر خود با برادرش قرار داد.

وکیل محمد زند نیز گفته است که موکلش حمید نوری ملقب به عباسی را ‌چندین بار دیده است و سه بار در «دادگاه مرگ» حضور داشته است.

حميد نورى در استكهلم است و به صورت ویدیویی در جلسه دادگاه شهر دورس حضور داشت. او  در نوامبر سال ۲۰۱۹ هنگام ورود به سوئد در فرودگاه استکهلم بازداشت شد و کیفرخواست علیه او پس از ۲۰ ماه بازداشت موقت صادر شد. نوری اتهامات علیه خودش را رد کرده است.

اهمیت دادگاه حمید نوری در این است که برای نخستین‌بار یکی از مقام‌های ‌امنیتی جمهوری اسلامی که در  اعدام‌های جمعی سال ۶۷ شرکت داشته در خارج از کشور بازداشت شده و مورد محاکمه قرار گرفته است. کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ سال‌هاست در گزارش‌های نهادهای حقوق بشری مطرح شده، اما هیچ متهمی تا کنون در این ارتباط محاکمه نشده است.

حمید نوری توسط شاهدان پرونده به عنوان دادیار زندان گوهردشت کرج و یکی  از هشت عضو "هیئت مرگ" در این زندان در جریان اعدام جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ شناسایی شده است.

موضوع مهم دیگر نقش ابراهیم رئیسی، رئيس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی در این پرونده است. رئیسی در دوران اعدام‌های تابستان ۶۷ معاونت دادستان را برعهده داشته و گفته می‌شود که یکی از چهار چهره اصلی "هیات مرگ" بوده است.

---

یک شاکی در دومین جلسه دادگاهیک شاکی در دومین جلسه دادگاه آلبانی: حمید نوری با ما بازی مرگ می‌کرد آلبانی: حمید نوری با ما بازی مرگ می‌کرد

محمد زند در فروردین سال ۱۳۷۱ از زندان اوین آزاد شد و بعدها دوباره به سازمان مجاهدین پیوست.

دادگاه حمید نوری روز پنج‌شنبه ۲۰ آبان دومین روز خود را در آلبانی پشت سر گذاشت و در جریان آن، مجید صاحب‌جم اتابکی، عضو سازمان مجاهدین خلق، به عنوان شاکی و شاهد گفت که در نماز جمعه هفتم مرداد ۱۳۶۷ گفتند که «وجود زندانی سیاسی قابل تحمل نیست و برای زندانیان تعیین تکلیف کردند».

او گفت که حمید نوری در راهروی مرگ زندانیان را به صف کرده و با آن‌ها «بازی مرگ» می‌کرد.

هیئت رئیسه دادگاه محاکمه حمید نوری به شهر دورس در کشور آلبانی سفر کرده‌اند و دادگاه روز پنج‌شنبه، دومین جلسه از هفت جلسه‌ای است که در این کشور برگزار می‌شود.

حمید نوری در جلسات دادگاه آلبانی حضور ندارد و وکیل او در این جلسات حاضر است. او متهم است که در مقام دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی مشارکت داشته است؛ اتهامی که خود آن را رد می‌کند.

حمید نوری روز ۱۸ آبان ۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران وارد فرودگاه استکهلم شد و بلافاصله دستگیر شد.

مجید صاحب‌جم اتابکی که به عنوان شاهد و شاکی در این جلسه از دادگاه حضور داشت به گفته خود، شهریور ۱۳۶۱ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق دستگیر و در سال ۱۳۶۲ با حکم حسینعلی نیری به ۱۲ سال زندان محکوم شد: «دو سال بعد بخشی از مسائلی که نگفته بودم لو رفت و دوباره به دادگاه رفتم. باز (حسینعلی) نیری ۱۲ سال دیگر به من حکم داد. یعنی سال ۶۵ دوباره به ۱۲ سال زندان محکوم شدم».

او پیش از انتقال به زندان گوهردشت در بهمن سال۱۳۶۶، به گفته خود، حمید نوری را بیش از ده بار در زندان اوین دیده بود: در سال‌های ۶۱ و ۶۲ حمید عباسی( نوری) یک پاسدار معمولی زندان بود. موظف بود زندانیان را از اتاق‌های بسته به سرویس بهداشتی یا به هواخوری ببرد یا شکنجه‌شدگان را به امداد ببرد.

‏او با درخواست دادستان به زندان گوهردشت می‌پردازد و از نماز جمعه هفتم مرداد ۶۷ به عنوان نمازجمعه‌ای که در آن برای زندانی‌ها «تعیین تکلیف» شد یاد می‌کند: «در این نماز جمعه گفته شد که دیگر وجود زندانی سیاسی در زندان ها قابل تحمل نیست. ما هیچ تصویری از آینده نداشتیم و هر کس بر اساس مصلحت خود جواب می‌داد و می‌گفت هوادار، هوادار سازمان یا هوادار سازمان مجاهدین خلق. شب تلویزیون‌ها را جمع کردند. روزنامه‌ها قطع شده، ملاقات نداریم، جنگ ایران و عراق تمام شده اما شعار مرگ بر منافق می‌دهند. در وضعیت تهدیدآمیزی قرار گرفته بودیم و نمی‌دانستیم چه خواهد شد».

مجید صاحب‌جم اتابکی گفت که در نماز جمعه ۱۴ مرداد که به گفته خود از رادیوی پاسدارهای زندان شنید، «رئیس شورای عالی قضایی گفت که برای اعدام منافقین تحت فشار است. این نماز جمعه دیگر کار را تمام کرد».

او گفت که ۱۵ مرداد به هیئت مرگ برده شد: «ناصریان (محمد مقیسه) آمد، دستش را روی شانه من گذاشت و آرام گفت بلند شو. وارد اتاق هیئت مرگ شدیم. چشم‌بند را که برداشتم مواجه شدم با یک میز درازی که کسانی که پشت آن نشسته بودند. من بلافاصله آن‌ها را جز یک نفر شناختم. (حسینعلی) نیری، (ابراهیم) رئیسی، (مرتضی) اشراقی و (مصطفی) پورمحمدی که من او را بعدا شناختم آن‌جا بودند. (حسینعلی) نیری گفت می‌خواهیم به زندانی‌ها عفو بدهیم. یاد نماز جمعه روز قبل افتادم. عفوی در کار نبود، مخصوصا با حضور نیری».

به گفته مجید صاحب‌جم، در اتاق هیئت مرگ، حسنعلی نیری اتهام او را می‌پرسد و پس از آن‌که او می‌گوید هوادار، از ناصریان(محمد مقیسه) می‌خواهد که یک برگه به او بدهد تا «انزجار» بنویسد.

او مجددا توسط ناصریان( محمد مقیسه) به راهرو بازگردانده می‌شود: «این‌جا زندانیان زیادی بودند که دو طرف پشت به دیوار نشسته بودند. تعدادی از زندانی‌ها از این محل دور می‌شدند و به طرف انتهای راهرو می‌رفتند و مجددا زندانیان جدیدی همین راهی را که من رفته بودم می‌رفتند و برمی‌گشتند. این ماجرا تا شب ادامه داشت و اولین برخورد من با حمید عباسی (نوری) این‌جا اتفاق افتاد. او از ساختمان دادیاری آمد، وسط راهرو ایستاد. یک لیست ۱۰ تا ۱۲ نفری را خواند و زندانی‌ها صف بستند. بعد گفت حرکت کنید بروید به طرف بندتان».

او می‌گوید که حمید عباسی در همین روز در راهروی مرگ، شیرینی پخش می‌کرد: «حمید عباسی با یک جعبه شیرینی نان خامه‌ای که در ایران معروف است آمد. به پاسدارها تعارف کرد و وقتی به زندانی‌ها رسید به بعضی‌ از آنان هم تعارف کرد. البته کسی برنداشت اما آن‌ها جشن‌شان را اعلام می‌کردند.شب دوباره حمید عباسی (نوری) نام عده‌ای را خواند که من هم جزوشان بودم. به صف ایستادیم. عباسی(حمید نوری) کمی با من فاصله داشت. من قدم از او بلندتر است و از زیر چشم‌بند او را می‌دیدم که ما را رو به محل اعدام‌ها به صف می‌کرد. بعد گفت حالا عقب‌گرد و خندید. او با ما بازی مرگ می‌کرد».

روز ۲۲ مرداد مجید صاحب‌جم به گفته خود بار دیگر به اتاق هیئت مرگ برده شد و «وقتی از این اتاق بیرون آمد، حمید نوری را می‌بیند که همچنان لیست می‌خواند و زندانی‌ها را می‌برد و شب ۲۲ مرداد باز زندانیان را به سمت سالن اعدام‌ها به صف می‌کرد بعد به آن‌ها دستور عقب‌گرد می‌داد».

به گفته او، حمید نوری «خودکاری را که در دست داشت کشید به شوفاژی که پشت من بود و گفت عاشورای مجدد مجاهدین».

او درباره دومین حضورش در اتاق هیئت مرگ گفت: «ناصریان (محمد مقیسه) مرا باز برد به اتاق هیئت مرگ. (حسینعلی) نیری این بار آشکارتر حرف می‌زد. گفت باید مصاحبه کنی و منافقین را محکوم کنی. گفتم که سال‌هاست در زندان هستم و خبری از بیرون ندارم. گفت مهم نیست. همین یک جمله کافی‌ است که بگویی منافقین را محکوم می‌کنی. ناصریان(محمد مقیسه) مرا در راهرو نشاند. گفت بنشین و بنویس تا صدایت کنم».

دادستان از مجید صاجب‌جم اتابکی پرسید که گفتی روز ۱۵ مرداد با حمید عباسی( نوری) در راهروی مرگ برخورد داشتی از کجا می‌دانی حمید نوری بود؟ او پاسخ داد: «ما در زندان به طور معمول با چند زندانبان بیشتر در تماس نبودیم و خیلی خوب آن‌ها را می‌شناختیم. من با (داود) لشکری، عباسی(حمید نوری) و ناصریان (محمد مقیسه) به طور مستقیم ارتباط داشتم و نفر چهارم در بین نبود. هم ما آن‌ها را خوب می‌شناختیم و هم آن‌ها ما را. ما صدای آن‌ها را می‌شناختیم، خودشان را می‌شناختیم و گاهی حتی آن‌قدر به ما نزدیک می‌شدند که بوی‌شان را هم حس می‌کردیم».

به گفته او، زندانیان گاهی چشم‌بندهایشان را دستکاری می‌کردند تا از زیر آن بهتر ببینند.

او از یک زندانی به نام غلامرضا کیاکجوری به عنوان یکی از موارد مهم «اختفای سرنوشت و مرگ یک زندانی در ایران» نام می‌برد که «جمهوری اسلامی اساسا زیر بار وجود‌ او در زندان نرفته است».

مجید صاحب‌جم گفت که ۲۲ مرداد غلامرضا کیاکجوری را در راهروی مرگ دیده که با حمید نوری «جر و بحث» می‌کرد.

مجید صاحب‌جم در ادامه جلسه دادگاه گفت که سال ۱۳۷۱ به دلیل فوت پدرش از زندان به مرخصی رفت. به دلیل جذب یک نفر به سازمان مجاهدین خلق، متهم به جذب نیرو برای این سازمان شده و در بازجویی‌ها در دادسرای انقلاب دو بار حمید نوری را دیده است.

او گفت که بعد از اعدام‌ها چندین بار حمید نوری را دید، بهمن ۱۳۶۷ به اتفاق حمید نوری و ناصریان‌ (محمد مقیسه) به زندان اوین منتقل شد، از آن‌ها شنیده که اعدام زندانیان بر سر موضع بر اساس فتوای آیت‌الله خمینی بوده و «عباسی (حمید نوری) در اوین هم تقریبا همان وظایفی را بر عهده داشت که در گوهردشت انجام می‌داد. یک نظارت کلی بر زندانیان، بازدیدهای هفتگی یا سرزده که بخشی از کارهای او در دادیاری اوین بود مشابه همان کاری که در زندان گوهردشت بر عهده داشت».

پس از پخش تصویر حمید نوری در دادگاه، مجید صاحب‌جم گفت که «او ۳۰ سال بزرگ‌تر شده، ۳۰ سال پیرتر شده اما خودش است. من مطمئنم خودش است و با‌ چشم‌بند هم می‌توانم او را شناسایی کنم».

در ادامه جلسه، وکیل مشاور مجید صاحب‌جم از او پرسید که شما گفتید به ۱۲ سال زندان محکوم شدید اما ۱۷ سال در زندان بودید. او گفت که به دلیل جذب یک نفر به سازمان مجاهدین خلق، در جریان مرخصی به دلیل فوت پدرش، دوباره دادگاهی شده: «اول حکم اعدام دادند. بعد این حکم شد حبس ابد. بعد شد سه سال حبس و بعد دو سال و در نهایت در سال ۷۸ آزاد شدم».

وکیل مدافع حمید نوری هم در این جلسه از دادگاه از «تناقض‌ها» در اظهارات مجید صاحب‌جم گفت. او اظهار داشت: ظاهر توصیف شده از حمید عباسی در اداره پلیس با توصیفی که به دادگاه ارائه شد متفاوت است.

به گفته او، مجید صاحب جم در بازپرسی پلیس گفته است که رنگ پوست حمید نوری تیره بوده اما در دفعات بعد او را روشن توصیف کرده و سه جور توصیف از سوی او ارائه شده است.

مجید صاحب‌جم پاسخ داد که «سه جور توصیف ارائه نشده بلکه رنگ پوست حمید عباسی (نوری) مثل هر آدمی در زمان‌ها و فصل‌های مختلف ممکن بود تغییر کند. او ممکن بود در تابستان بیشتر زیر آفتاب باشد و تیره شود».

حمید نوری اتهامات مطرح شده را رد کرده است. او قرار است روز دوم آذر در دادگاه شهادت دهد. به گفته وکیل او، موضع حمید نوری این است که «این اعدام‌ها هرگز رخ نداده است و نمی‌تواند اتهامات را بپذیرد».

وکیل حمید نوری مدعی است که موکلش در زمان اعدام‌ها در مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷ به خاطر تولد فرزندش در مرخصی بوده است.

روند محاکمه نوری احتمالا تا آوریل سال آینده میلادی ادامه خواهد داشت.

---

MAR/DW/BILD

​​این گزار شها در  حال  تکمیل شدن است 

       ​​خبر گزاری مردانی نیوز  

       ​​بیشتر بخوانید مطالب مرتبط  در  این ضمیمه از  

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنها ی در بیدادگاهای رژیم" اقدامات نفرت‌انگیز و بزدلانه رژیم ایران"برگزاری اولین جلسه دادگاه حمید نوری در آلبانی

خبرنامه خبرگزاری مردانی نیوز

به زبانهای دیگر

English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شما اینجا هستید: خانه مردانی نیوز حقوق بشر نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی فقیه علی خامنها ی در بیدادگاهای رژیم" " شاهد دادگاه حمید نوری؛در شهر دورس آلبانی "اعدام یک نفر به اشتباه و حضور ابراهیم رئیسی در "هیئت مرگ"