اخبار کوتاه

اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان ۰ سه شنبه - بيست و نهم امرداد ۱۳۹۸ برابر با بيستم اوت ۲۰۱۹

    "خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد" AA به نام ایران و به نام ندای آزادی...

دانش و محیط زیست

دانش و محیط زیست ": زنبورها به کمک پلیس می‌آیند" جهان بدون زنبور چگونه است؟

Vielleicht ist Ihnen auch schon aufgefallen, dass immer mehr Wespen leblos am Boden liegen....

  •   اخبار کوتاه

    اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان ۰ سه شنبه - بيست و نهم امرداد ۱۳۹۸ برابر با بيستم...

    چهارشنبه, 30 مرداد 1398 01:09

    Published in اخبار کوتاه

  •     نقض حقوق بشر

    نقض حقوق بشر" : در رژیم توتالیتر،” گزارش سازمان حقوق بشری تحت عنوان "افزایش سیستماتیک غیرقابل...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 21:56

    Published in حقوق بشر

  •  آمریکا

    آمریکا " رژیم ایران" :مایک پمپئو: منافع فروش نفت ایران توسط قاسم سلیمانی و سپاه پاسداران صرف...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 21:07

    Published in سیاست

  •  آمریکا

    آمریکا " اسرائیل" فلسطین": بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل،در کیف ": درباره حملات به...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 20:34

    Published in سیاست

  • هنگ‌کنگ

    هنگ‌کنگ" چین " آمریکا" ادامه اعتراضات در هنگ‌کنگ، دولت محلی آن کشور را وادار به عقب‌نشینی کرد....

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 19:58

    Published in اخبار جهان

  • دانش و محیط زیست

    دانش و محیط زیست ": زنبورها به کمک پلیس می‌آیند" جهان بدون زنبور چگونه است؟

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 19:19

    Published in دانش و محیط زیست

  • اتحادیه اروپا

    اتحادیه اروپا "بریتانیا " برگزیت، : بوریس جانسون و دو چالش بزرگ خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا"...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 17:33

    Published in سیاست

حقوق بشر

نقض حقوق بشر”; جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی وقیح موقت علی خامنه ای"ننگ تاریخ" پریسا رفیعی: آزمایش بکارت چه ربطی به دستگاه امنیتی دارد؟

نسل انقلاب
اي شيخ ’ بعد فتنه’ باعث شدي كه امروز ،
بیدار شوند جوانان

خودرا شنا سد اكنون’ درفكرچاره با شد 
برگيرد ازتو تاوان 

حق و حقوق او را بر هر غریبه دادی 
از غزه تا به لبنان.

چندين هزاركودك ’رنجور ودلشكسته، 
به آب ولقمه ای نان.

من نه  شهي شنا سم’ ني هرحكومتي را

تا چشم كرده ام باز’ من گوسفند تو چوپان

اما بدان كه امروز  دانيم چه كرده اي تو 
 ميهن كنيم  گلستان

با خون  خود نويسيم  بر هر ديار و شهري

ايمان  و باور من’

ايران و  باز هم  ايران

به پا خیزیم با هم بیشه سازیم

 نهالان جوان از ریشه سازیم 

فرو رزیم هر افکار بیمار

جهانی بر سر اندیشه سازیم

 

Knapp 40 Jahre nach der Islamischen Revolution rebellieren die Iraner gegen ihr Regime. Gibt es Parallelen zur DDR? BILD beantwortet alle Fragen 

Foto: STR/EPA-EFE/REX/Shutterstoc

 Iran - Proteste

(Getty Images/AFP/Str)

Bisherige Bilanz: 22 Tote und 400 Festnahmen +++ Außenminister Gabriel „sehr besorgt“ 

Das Regime in Teheran reagiert mit Härte auf die landesweite Protestwelle gegen die Mullahs. Alle Entwicklungen im Live-Ticker 

خرد چشم جان است، چون بنگری
تو بی چشم، شادان جهان نسپری

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

آری، ديو، چه بخواهد چه نخواهد  به دست فرهنگ ما به  شيشه ی استوره ای اش بازخواهد گشت
و ديدن آن لحظه برای هر کس که به فرهنگ خردمدار و زيبای ايرانی مان باور دارد
سخت ساده و شکوهمند است.

به یاد کشته شدگان عاشورای 88 یادشان گرامی باد.

یاد و راه همه ی جان بخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد

به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!

دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!

همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟

تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟

تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟

قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم

اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت

زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

شادروان " سیمین بهبهانی

"متن " اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۰ دسامبر- سازمان ملل متحد)

  خبر گزاری مردانی نیوز" پیگیری مسائل حقوق بشر دلیل اصلی ایجاد سازمان ملل بود. جنگ جهانی دوم و مسایل مربوط به نسل کشی سبب شد تا بر سر ایجاد سازمان جدیدی که مانع وقوع تراژدیهای مشابه در آینده اجماع جهانی بوجود آید. هدف اولیه نیز ایجاد یک چارچوب قانونی برای بررسی و عملکرد مناسب بر اساس شکایات در مورد تخطی از حقوق بشر بود. منشور ملل متحد تمام اعضای سازمان ملل را ملزم به احترام و رعایت حقوق بشر ‌می‌نماید و همه را موظف میداند تا برای رسیدن به این هدف تلاش کند. اعلامیه جهانی حقوق بشر فی نفسه الزام آور نیست و تنها یکی از مصوبات مجمع عمومی در سال 1948 بود که نقش یک ‌استاندارد برای همگان را ایفا میکند. ‌مجمع همواره مسایل حقوق بشر را دنبال میکنند. در ۵۱ مارس 2006 مجمع به اتفاق آراء رای داد که شورای حقوق بشر سازمان را جایگزین کمیسیون حقوق بشر کند.

متن اعلاميه جهانی حقوق بشر

اعلامیه حقوق بشر شامل یك دیباچه و 30 ماده، در تاریخ 10 دسامبر 1948 مطابق با 19 قوس 1327 شمسی در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد و همه ساله جهانیان این روز را به نام " روز حقوق بشر" جشن می گیرند.با توجه به اهمیت جهانی این اعلامیه واینکه امروزه میزان پایبندی کشورها نسبت به حقوق بشر با این سند سنجیده می شود متن کامل آن ارائه می گردد. مقدمه از آنجا كه شناسایی حیثیت ذاتی كلیه اعضای بشری و حقوق یكسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشكیل می دهد. از آنجا كه عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده است بشریت را كه رو به عصیان واداشته و ظهور دنیایی كه درآن افراد بشر در بیان عقیده، آزاد و از ترس و فقر، فارغ باشند به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است.

از آنجا كه اساسا" حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت كرد تا بشربه عنوان آخرین علاج، به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد. ازآنجا كه اساسا" لازم است توسعه روابط دوستانه بین ملل را مورد تشویق قرار داد. از آنجا كه مردم ملل متحد، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی حقوق مرد و زن و تساوی مجددا" در منشور، اعلام كرده اند و تصمیم راسخ گرفته اند كه به پیشرفت اجتمایی كمك كنند و در محیطی آزادتر وضع زندگی بهتری بوجود آورند. از آنجا كه دول عضو متعهد شده اند كه احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی را با همكاری سازمان ملل تامین كنند. از آنجا كه حسن تفاهم مشتركی نسبت به این حقوق و آزادیها برای اجرای كامل این تعهد، كمال اهمیت را دارد، مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشتركی برای تمام مردم و كلیه ملل، اعلام میكند و افراد همه اركان اجتماع، این اعلامیه را دایما"، در مد نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسیله تعلیم و تربیت, احترام این حقوق و آزادیها توسعه یابد و با تدابیر تدریجی ملی و بین المللی، شناسایی و اجرای واقعی و حیاتی آنها چه در میان خود و چه در بین مردم كشورهایی كه در قلمرو آنها می باشد، تامین گردد.

ماده ی 1

تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.

ماده ی 2

هر کس می تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر ، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد. 

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيموميت يا غير خودمختار باشد ، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.

ماده ی 3

هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده ی 4

هيچ کس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت : بردگی و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ، ممنوع است.

ماده ی 5

هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقير آميز قرار گيرد.

ماده ی 6

هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

ماده ی 7

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه ی حاضر باشد ، و بر ضد هر تحريکی که برای چنين تبعيضی به عمل آيد ، از حمايت يکسان قانون بهره مند گردند.

ماده ی 8

در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه ی مؤثر به دادگاه های ملی صالح را دارد.

ماده ی 9

هيچ کس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد کرد.

ماده ی 10

هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات وی ، يا هر اتهام جزايی که به او زده شده باشد ، تصميم بگيرد.

ماده ی 11

1 ) هر شخصی که به بزه کاری متهم شده باشد ، بی گناه محسوب می شود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين های لازم برای دفاع او تأمين شده باشد ، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

2 ) هيچ کس نبايد برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی شده است ، محکوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می گرفت ، درباره ی کسی اعمال نخواهد شد.

ماده ی 12

نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مکاتبات هيچ کس مداخله های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنين مداخله ها و حمله هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.

ماده ی 13

1 ) هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزيند.

2 ) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خويش بازگردد.

ماده ی 14

1 ) در برابر شکنجه ، تعقيب و آزار ، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای ديگر را دارد.

2 ) در موردی که تعقيب واقعاً در اثر جرم عمومی و غير سياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف ها و اصول ملل متحد باشد ، نمی توان به اين حق استناد کرد.

ماده ی 15

1 ) هر فردی حق دارد که تابعيتی داشته باشد.

2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

ماده ی 16

1 ) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محد و يتی از حيث نژاد ، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

2 ) ازدواج حتماً بايد با رضايت کامل و آزادانه ی زن و مرد صورت گيرد.

3 ) خانواده رکن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ی 17

1 ) هر شخص به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالکيت دارد.

2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از حق مالکيت محروم کرد.

ماده ی 18

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه ، وجدان و دين بهره مند شود : اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد ، در قالب آموزش دينی ، عبادت ها و اجرای آيين ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی ، به طور خصوصی يا عمومی است .

ما ده ی 19

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار ، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

ماده ی 20

1 ) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات ، مجامع و انجمن های مسالمت آميز بهره مند گردد.

2 ) هيچ کس را نبايد به شرکت در هيچ اجتماعی مجبور کرد.

ماده ی 21

1 ) هر شخصی حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، مستقيماً يا به وساطت نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند ، شرکت جويد.

2 ) هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست يابد.

3 ) اراده ی مردم ، اساس قدرت حکومت است : اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود که به طور ادواری صورت می پذيرد. انتخابات بايد عمومی ، با رعايت مساوات و با رأی مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمين کند.

ماده ی 22

هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همکاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و کرامت و رشد آزادانه ی شخصيت خود را ، با توجه به تشکيلات و منابع هر کشور ، به دست آورد.

ماده ی 23

1 ) هر شخصی حق دارد کار کند ، کار خود را آزادانه برگزيند ، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بی کاری حمايت شود.

2 ) همه حق دارند که بی هيچ تبعيضی ، در مقابل کار مساوی ، مزد مساوی بگيرند.

3 ) هر کسی که کار می کند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و کرامت انسانی تأمين کند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی کامل شود.

4 ) هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و يا به اتحاديه های موجود بپيوندد.

ماده ی 24

هر شخصی حق استراحت ، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات کار و مرخصی ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده ی 25

1 ) هر شخصی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تأمين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ويژه از حيث خوراک ، پوشاک ، مسکن ، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود ؛ همچنين حق دارد که در مواقع بی کاری ، بيماری ، نقض عضو ، بيوگی ، پيری يا در تمام موارد ديگری که به عللی مستقل از اراده ی خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد ، از تأمين اجتماعی بهره مند گردد.

2 ) مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه ی کودکان ، اعم از آن که در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند ، حق دارند که از حمايت اجتماعی يکسان بهره مند گردند.

ماده ی 26

1 ) هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست کم آموزش ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است . آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی کامل برای همه امکان پذير باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

2 ) هدف آموزش و پرورش بايد شکوفايی همه جانبه ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت ها و تمام گروه های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

3 ) پدر و مادر در انتخاب نوع  آموزش  و پرورش برای فرزندان خود ، بر ديگران حق تقدم دارند.

ماده ی 27

1 ) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهيم و شريک گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

2 ) هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

ماده ی 28

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه ی اجتماعی و بين المللی باشد که حقوق و آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه را به تمامی تأمين و عملی سازد.

ماده ی 29

1 ) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی بر عهده دارد که رشد آزادانه و همه جانبه ی او را ممکن می سازد.

2 ) هر کس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی های خود فقط تابع محدوديت هايی قانونی است که صرفاً برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتيک وضع شده اند.

3 ) اين حقوق و آزادی ها در هيچ موردی نبايد برخلاف هدف ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

ماده ی 30

هيچ يک از مقررات اعلاميه ی حاضر نبايد چنان تفسير شود که برای هيچ دولت ، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.

نقض حقوق بشر”; جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی وقیح موقت علی خامنه ای"ننگ تاریخ"  پریسا رفیعی: آزمایش بکارت چه ربطی به دستگاه امنیتی دارد؟

  

کاریکاتور / وضعیت ورودی - خروجی زندانهای (شکنجه گاهها) جمهوری اسلامی

طرح از اسد بیناخواهی

پریسا رفیعی، دانشجویی که اسفند ۹۶ بازداشت و سپس به هفت سال زندان محکوم شد، دوران بازداشت خود را در نامه سرگشاده‌ای شرح داده است. او با ذکر نام از مرضیه امیری و اسماعیل بخشی، خواستار "دفاع از ساحت حقوق انسانی" شده است.

پریسا رفیعی، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه تهران

پریسا رفیعی دانشجوی دانشگاه تهران به ۷ سال زندان محکوم شد

پریسا رفیعی، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه تهران از سوی دادگاه انقلاب به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد.

وکیل مدافع پریسا رفیعی، فعال صنفی و دانشجوی جوانی که در اسفند ماه ۱۳۹۶ بازداشت شده بود، روز یکشنبه ۴ شهریور این خبر را اعلام کرد.

سعید خلیلی به ایسنا گفت: «شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران خانم پریسا رفیعی را به اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی جمعا به ۷ سال حبس محکوم کرد.»

وکیل خانم رفیعی گفت که متاسفانه با صدور این حکم، انصاف و عدالت و اصول و موازین حقوقی و شرعی زیر پا گذاشته شده است. به گفته او این حکم به دلیل شرکت در تظاهرات ۱۶ آذر و بیان مطالبات صنفی دانشجویی و موارد مشابه صادر شده است.

این حکم قابل اعتراض است و وکیل خانم رفیعی امیدوار است که در تجدید نظر تغییر کند.

در جریان اعتراضات سراسری ایران که از روز پنج‌شنبه هفتم دی‌ماه آغاز و به بیش از ۷۲ شهر ایران کشیده شد، حدود ۱۰۰ دانشجو در سراسر ایران بازداشت شدند. خانم پریسا رفیعی در پی همین اعتراض‌ها و به همراه تعدادی دیگر از دانشجویان اسفند ماه بازداشت شد.

دیدبان حقوق بشر و آمریکا سرکوب و صدور حکم زندان برای دانشجویان معترض در ایران را محکوم کرده اند.

دیدبان حقوق بشر چندی پیش با صدور بیانیه ای اعلام کرد که مقام‌های ایران سرکوب دانشجویان معترض را با صدور احکام زندان و ایجاد محدودیت برای فعالیت‌های مسالمت آمیز، شدت بخشیده‌اند.

همچنین هدر نائورت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز ماه گذشته در توییتی نوشت: «ما اقدام ایران در صدور حکم زندان برای دانشجویانی که به طور صلح آمیز تظاهرات کرده بودند را محکوم می‌کنیم.»

در ادامه این توییت آمده بود: «دانشجویان نباید برای ابراز عقایدشان از طریق تظاهرات صلح آمیز تنبیه شوند. اینها حقوق بشر جهانی هستند که ایران برای محترم شمردن آن تعهد بین المللی دارد.»

***

پریسا رفیعی

پریسا رفیعی اسفندماه ۱۳۹۶ دانشجوی رشته هنر دانشگاه تهران و ۲۱ ساله بود که به دلیل حضور در یک تجمع دانشجویی بازداشت شد. او ۲۱ روز در مکانی نامعلومی تحت بازجویی بود و مدتی پس از آزادی حال به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی" به هفت سال حبس محکوم شد. او حال در نامه سرگشاده‌ای شرایط بازداشت خود را شرح است. 

پریسا رفیعی با اشاره به بازداشت مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق در تجمع روز جهانی کارگر و انتقال او به بازداشتگاهی نامعلوم نوشته است: «می‌دانم بازگویی چنین تجربیاتی چه فشارهایی را می‌تواند متوجه افشاگران آن سازد و چه تاثیراتی ممکن است در روند رسیدگی پرونده و محکومیت صادره برای آنان داشته باشد. اما اهمیت دفاع از ساحت حقوق انسانی ما را وا می‌دارد در برابر چنین شرایطی که نه تنها بر دوستان دانشجو و خبرنگارمان، بلکه روزانه بر هزاران متهم سیاسی محبوس در زندان‌های ایران نیز اعمال می‌شود، سکوت نکنیم.»

پریسا رفیعی تأکید کرده که این نامه خطاب به ملت نوشته شده و او به نمایندگان کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی امیدی ندارد چون نمایندگان این کمیسیون "عدم صلاحیت خود و جانبداری بی پروایشان از بی‌قانونی‌های دستگاه‌های امنیتی" را در پرونده اسماعیل بخشی ثابت کردند.

رفیعی نوشته است: «این جانبداری هیچگاه بر فعالان مستقل صنفی دانشجویی، کارگری، معلمان، زنان و مبارزان حقیقی برابری خواه و اذهان آگاه مردمی پوشیده نبوده است»

او ابراز امیداوری کرده که نامه او شروعی باشد برای "افشاگری‌ها و شکستن مهر سکوت در مورد آزار و اذیت‌های نهادهای سرکوب، اندکی مانع از اعمال سرسامآور این فشارهای غیرقانونی بر بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر و روز معلم گردد."

"وقتی هیچ‌کس، حتی خودت هم نمی‌دانی کجا هستی" 

نامه او دو بخش دارد که بخش نخست آن بازداشت در مکانی نامعلوم را شرح می‌دهد.

پریسا رفیعی نوشته است: «در تمام مدت بازداشت این جانب (به استثنای دو روز آخر که پرونده‌ام درگیر مسئله تودیع وثیقه بود و بازجویی نشدم)، ۲۱ روز را در بازداشتگاهی که نام و محلش هرگز به ما اعلام نشد در سلول انفرادی گذراندم. شکل شناخته‌شده‌ی یکی از جدی‌ترین و غیرانسانی‌ترین اشکال شکنجه که می‌بایست مقاومتی جدی برای ریشهکن ساختن اعمال بی حد و حصر آن صورت گیرد.

کارشناسان پرونده عموما حق تماس را نیز از یک حق مسلم به امتیازی که در صورت همکاری به فرد متهم تعلق میگیرد، بدل میسازند.

فضای موجود زندانی را ناگزیر می‌سازد گمان کند در شرایطی قرار دارد که هیچکس (حتی وکیل قانونی او) از محل نگهداری‌اش باخبر نیست....»

اجبار برای انجام تست بکارت

 پریسا رفیعی در بخش دیگری از نامه خود شرح داده که در مدت بازداشت "به صورت کاملا غیر‌قانونی" او را برای انجام تست بکارت به پزشک قانونی واقع در خیابان بهشت اعزام کردند.

او نوشته است: «با مقاومت قاطعانه‌ام علیرغم تهدیدها و فشارهای فراوان موفق به انجام آن نشدند....  پس از اقدام ناموفق‌شان و طرح پیاپی اعتراضم نسبت به این مسئله، دست به توجیه این عمل از طریق بهانه‌های پوچ و واهی زدند: "می‌خواستیم مدعی نباشی" احتمالا منظور ادعایی از جانب من یا هر زندانی دیگر مبنی بر مورد تجاوز قرار گرفتن بوده است.»

او در ادامه شرح داده که مسئول پرونده با دادن "نامه‌های به اصطلاح غیررسمی در توصیف جایی که مرا می‌برند و او نمی‌تواند بگوید کجا، همراه با تهدید‌های شفاهی به اعدام و ضرب و شتم و حتی ناخن کشیدن و ادامه دادن به روند رد و بدل کردن نامه‌ها سعی در تداوم دادن به فشارهای روانی داشت".

پریسا رفیعی نامه افشاگرانه خود را با چند پرسش به پایان برده است:

افزایش روزافزون بازداشت‌های سیاسی و سرکوب مضاعف زنانی که فعالیت سیاسی و اجتماعی دارند ما را وادار به آن می‌سازد که پرسش کنیم: انجام آزمایش بکارت، مسئله کاملا شخصی زندانیان زن چه ارتباطی به دستگاه امنیتی و محتوای بازجویی دارد که کارشناسان پرونده بی‌شرمانه اجازه اعمال چنین احکامی را از طریق مراجع رسمی پزشک قانونی می‌یابند و حتی برای آن حکم قضایی صادر می شود؟

سلول انفرادی چگونه در دعاوی مراجعی که پیشتر به انکار شکنجه اسماعیل بخشی نیز پرداخته‌اند خود نمونه بارز و کامل شکنجه روانی به شمار نمی‌آید؟

سوال سوم را خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، علی‌الخصوص اعضای فراکسیون امید می‌نویسم که به واسطه مراجعه‌ای شخصی که با درخواستی از جانب من در مجلس شورای اسلامی صورت گرفت در جریان جزییات فشارهای روانی دوره بازداشتم قرار داشتند....

کدام روند پیگیری و پروسه دادخواهی را از جانب خود و دیگر نمایندگان در مجلس شورای اسلامی صورت داده‌اند که یا در برابر بازداشت‌های متعدد و احکام بی‌شمار صادره سکوت معنادار پیشه کرده‌اند یا دست به انکار دعاوی می‌زنند؟ اگر پیگیری‌هایی صورت گرفته چگونه روند و نتایج آن هرگز عمومی منتشر نشده یا در دسترس شاکیان قرار نگرفته است؟ 

نامه پریسا رفیعی، فعال صنفی دانشجویی درباره شرایط بازداشت فعالین سیاسی در ایران: از تهدید به تست بکارت تا کشیدن ناخن

پریسا رفیعی، فعال صنفی و  دانشجوی هنرهای زیبا دانشگاه تهران که شهریور سال گذشته از سوی دادگاه انقلاب به هفت سال زندان محکوم شده بود، در یک نامه سرگشاده به شرایط فعالان سیاسی ایران در بازداشت پرداخته است.

 پریسا رفیعی دانشجوی دانشگاه تهران که اکنون با قرار وثیقه آزاد است، ضمن انتقاد از عملکرد قوه قضاییه، نامه ای سرگشاده از خاطرات تلخی که در دوران بازداشت خود متحمل شده، نوشته است.

متن کامل نامه : 

“امروز قریب به یکسال و نیم از موج بازداشت‌های دی ماه ۹۶ که صدها دانشجو، ده‌ها فعال صنفی دانشجویی و کنشگران عرصه آموزش رایگان را به مجازات‌های حبس و شلاق محکوم ساخت می‌گذرد. علیرغم آنکه صدای دادخواهی فعالان مستقل دانشجویی همچنان به گوش می‌رسد، قوای سرکوب ذره‌ای از فشار حملات خود نکاسته است. این نامه در حالی نوشته می‌شود که طی هفته گذشته شاهد انتقال مرضیه امیری، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به بازداشتگاهی نامعلوم بوده‌ایم و دوستان و نزدیکان او بارها اعلام کردند اطلاعی از محل نگهداری و شرایط عمومی وی ندارند. تصمیم به نوشتن این نامه را در شرایطی می‌گیرم که می‌دانم غالبا بازگویی چنین تجربیاتی چه فشارهایی را میتواند متوجه افشاگران آن سازد و چه تاثیراتی ممکن است در روند رسیدگی پرونده و محکومیت صادره برای آنان داشته باشد. اما اهمیت دفاع از ساحت حقوق انسانی ما را وا می‌دارد در برابر چنین شرایطی که نه تنها بر دوستان دانشجو و خبرنگارمان، بلکه روزانه بر هزاران متهم سیاسی محبوس در زندان‌های ایران نیز اعمال می‌شود، سکوت نکنیم. وضعیتی که محدودیت های فراوان و خطرآفرین، مصلحت سنجی‌ها و احتمال ادامه و تشدید سرکوب، همواره مانعی بر سر راه افشا، علنی سازی و بازگویی گسترده تجربیات بازداشت شدگان و اطرافیان آنان بوده است.

در وهله نخست مایل بودم چنین نامه ای خطاب به کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی باشد تا به خاطر اهمیت فراوان مسئله اندک امکان پیگیری و مطالبه پاسخگویی از طرف نمایندگان را بتوان برای آن متصور بود. اما نمایندگان حاضر در این نهاد عدم صلاحیت خود و جانبداری بی پروایشان از بی قانونی‌های دستگاه‌های امنیتی را در مناقشات پس از دادخواهی اسماعیل بخشی بیش از پیش آشکار کرده‌اند. هرچند این جانبداری هیچگاه بر فعالان مستقل صنفی دانشجویی، کارگری، معلمان، زنان و مبارزان حقیقی برابری خواه و اذهان آگاه مردمی پوشیده نبوده است.

اکنون، اینجانب پریسا رفیعی به عنوان یکی از مجموعه فعالان مستقل صنفی دانشجویی که در پرونده‌های خود متضرر از انواع و اقسام عدم شفافیت در امور قضایی و امنیتی، فضای عملا مسکوت رسانه‌ای و بی توجهی اذهان عمومی به شرایط فاجعه بار بازداشتگاه‌های سیاسی در ایران بوده‌ام، دو مورد پر اهمیت از اعمال آزارگرانه دستگاه امنیتی را در دوره بازداشت خود تشریح میکنم تا نشان دهم چگونه ضابطین امنیتی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، اشکال غیر انسانی و خشونت آمیز آزار زندانیان را، علی‌الخصوص بر زندانیان زن اعمال می دارند. خشونت‌هایی که همراه با بازی‌های روانی به منظور اعتراف گیری و پرونده سازی برای فعالین سیاسی به طور گسترده به کار برده می شود و بدون تردید در روند دادرسی و صدور حکم مهر تاییدی بر احکام صادره می گردد (چنان که بارها دیده‌ایم چگونه بارها مقامات رسمی تهدید به انتشار اعترافات اخذ شده از زندانیان و متهمان سیاسی کرده‌اند). امید به آن که انتشار مداوم چنین مسائلی، روند تحمیل سازوکارهای غیر قانونی و رویه‌های ضد انسانی را برای متولیان قضایی و امنیتی دشوارتر از پیش سازد. همچنانکه امید است شروع این افشاگری‌ها و شکستن مهر سکوت در مورد آزار و اذیت‌های نهادهای سرکوب، اندکی مانع از اعمال سرسام آور این فشارهای غیرقانونی بر بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و روز معلم گردد.

۱. در تمام مدت بازداشت این جانب (به استثنای دو روز آخر که پرونده‌ام درگیر مسئله تودیع وثیقه بود و بازجویی نشدم)، ۲۱ روز را در بازداشتگاهی که نام و محلش هرگز به ما اعلام نشد در «سلول انفرادی» گذراندم. شکل شناخته شده‌ی یکی از جدی‌ترین و غیر انسانی‌ترین اشکال شکنجه که میبایست مقاومتی جدی برای ریشه کن ساختن اعمال بی حد و حصر آن صورت گیرد. فارغ از مسئله تحمیل چند روزه تا چند ماهه سلول های انفرادی طی روند تحقیقات مقدماتی که میان ضابطان عمومیت دارد، مسئله دومی که باید به دقت مد نظر قرار گیرد؛ امکان انتقال متهمان سیاسی به بازداشتگاه های بی‌نام و نشان است. مسئله ای که علاوه بر مخدوش سازی روند پیگیری وضعیت زندانی برای نزدیکان و خانواده وی، خود زندانی را تحت فشار روانی مضاعف قرار می دهد. متهم سیاسی در شرایطی که حتی خود نیز از محل بازداشتش آگاهی ندارد و با رعایت تدابیر شدید امنیتی نظیر چشم بند امکان تشخیص و تصور فضا از او سلب شده است، عملا در برابر تهدیدهای مطروحه در حین بازجویی آسیب‌پذیر تر از قبل می گردد. خصوصا در شرایطی که کارشناسان پرونده عموما حق تماس را نیز از یک حق مسلم به امتیازی که در صورت همکاری به فرد متهم تعلق می گیرد، بدل می سازند.

فضای موجود زندانی را ناگزیر میسازد گمان کند در شرایطی قرار دارد که هیچکس (حتی وکیل قانونی او) از محل نگهداری‌اش باخبر نیست و هیچگونه امکان دسترسی به منابع حمایتی یا پوشش دهنده وضعیت وی که بتواند دادرس او باشند ندارد یا نمی تواند داشته باشد. متخصصان و وکلای مستقل همچنین می باید ابعاد کلان تر تاثیرات وجود این بازداشتگاه های پنهانی را به دقت و روشنی تشریح سازند تا امکان نقد دقیق و پیگیری وضعیت عمومی متهمان محبوس در این بازداشتگاه ها میسر گردد.

۲. حین مدت بازداشتم، بازجوی پرونده با تایید و همراهی بازپرس پرونده به صورت کاملا غیر قانونی مرا برای انجام تست بکارت به پزشک قانونی واقع در خیابان بهشت اعزام کردند که با مقاومت قاطعانه‌ام علی رغم تهدیدها و فشارهای فراوان موفق به انجام آن نشدند. همچنین درخواست مصرانه من مبنی بر طرح شکایت از چنین روند غیر قانونی ای را نپذیرفته و مسکوت گذاشتند. از طرف دیگر پس از اقدام ناموفقشان و طرح پیاپی اعتراضم نسبت به این مسئله، دست به توجیه این عمل از طریق بهانه های پوچ و واهی زدند:«میخواستیم مدعی نباشی»‌.

احتمالا منظور ادعایی از جانب من یا هر زندانی دیگر مبنی بر مورد تجاوز قرار گرفتن بوده است. بهانه ای که در بازداشتگاهی حفره به حفره پوشیده از دوربین مدار بسته و کنترل دائمی بیش از پیش پوچ و واهی می نماید!

چنین فشار سرسام آور و توهین آمیزی البته تنها محدود به روز اعزام به پزشکی قانونی نبود. شخص کارشناس پرونده از یک هفته قبل با دادن نامه های به اصطلاح غیر رسمی در توصیف جایی که مرا می برند و او نمی تواند بگوید کجا، همراه با تهدید های شفاهی به اعدام و ضرب و شتم و حتی ناخن کشیدن و ادامه دادن به روند رد و بدل کردن نامه‌ها سعی در تداوم دادن به فشارهای روانی داشت. توصیف این جزییات تنها به این دلیل است که تصور نکنیم بازجو تنها یک روش دارد و آن را برای حاصل شدن اقرار مدنظرش می آزماید. او میتواند یک حربه را بارها برای متلاشی کردن قوای روانی متهم ادامه دهد.

لازم به توضیح نیست که چنین ترفندهای بیمارگونه ای تا کجا می تواند زندانی را تحت فشار انواع تهدیدها و تحقیرهای فراقانونی قرار دهد. مسئله ای که می توان گمان برد هر زندانی، تحت هر شرایطی (علی‌الخصوص زندانیانی که اخباری از آنان منتشر نمی‌شود) نتواند در برابرش مقاومت لازم را صورت دهد.

افزایش روزافزون بازداشت‌های سیاسی و سرکوب مضاعف زنانی که فعالیت سیاسی و اجتماعی دارند ما را وادار به آن می سازد که پرسش کنیم: انجام آزمایش بکارت، مسئله کاملا شخصی زندانیان زن چه ارتباطی به دستگاه امنیتی و محتوای بازجویی دارد که کارشناسان پرونده بی‌شرمانه اجازه اعمال چنین احکامی را از طریق مراجع رسمی پزشک قانونی می یابند و حتی برای آن حکم قضایی صادر می شود؟ بدون شک بروز و ظهور حساسیت های عمومی به منظور توقف این اعمال که شکل بارز آزار زندانیان زن، تجاوز به حریم خصوصی آنان و نقض حقوق انسانی‌شان است، بیش از هر مسئله دیگری ضروری است.

سلول انفرادی چگونه در دعاوی مراجعی که پیشتر به انکار شکنجه اسماعیل بخشی نیز پرداخته‌اند خود نمونه بارز و کامل شکنجه روانی به شمار نمی آید؟ مسئله ای که بارها از جانب زندانیان سیاسی محبوس در زندان‌ها مورد اعتراض قرار گرفته است(زندانیان جرایم عادی از آن رو که کمترین و حقیرترین حقوق انسانی را نیز در اختیار ندارند حتی از طرح چنین مسائلی همواره محروم بوده‌اند). سوال سوم را خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، علی‌الخصوص اعضای فراکسیون امید می نویسم که به واسطه مراجعه ای شخصی که با درخواستی از جانب من در مجلس شورای اسلامی صورت گرفت در جریان جزییات فشارهای روانی دوره بازداشتم قرار داشتند. علی رغم این که بنده تاکید داشتم این مراجعه نه به منظور پیگیری وضعیت شخص من که به منظور پیگیری مسئله «بازداشتگاه های غیرقانونی و بی نام و نشان ضابط پرونده من (اطلاعات سپاه)»، «انفرادی های طولانی مدت زندانیان» و مهم تر از همه اعمال آزارگرانه ای چون «آزمایش بکارت» که میتواند اهرم فشار مضاعفی بر زندانیان زن باشد صورت گرفته است، کدام روند پیگیری و پروسه دادخواهی را از جانب خود و دیگر نمایندگان در مجلس شورای اسلامی صورت داده‌اند که یا در برابر بازداشت های متعدد و احکام بی شمار صادره سکوت معنادار پیشه کرده‌اند یا دست به انکار دعاوی می زنند؟ اگر پیگیری‌هایی صورت گرفته چگونه روند و نتایج آن هرگز عمومی منتشر نشده یا در دسترس شاکیان قرار نگرفته است؟

هرچند پاسخ اغلب این سوالات از پیش مشخص می نماید، طرح چنین مسائلی به شکل گسترده و علنی می تواند ما را امیدوار به آن سازد که تعهد و تقید ضابطان و ماموران به حداقلی‌ترین حقوق متهمان و زندانیان را تحت فشار افکار عمومی و حساسیت مردم ضروری ساخته و تثبیت کنیم. چنانکه ما نیز برای تحقق رهایی _ آنچنان که باید_، مقاومت می کنیم و به انتظار ننشسته‌ایم.

پ.ن: تاکید من بر متهمان سیاسی در این نامه به طور قطع نه به دلیل تصور موقعیتی فرادست یا ارجح برای آنان در نسبت با زندانیان دیگر، بلکه تنها از آن روست که ناگزیر آشنایی بیشتری با شرایط حاکم بر این بازداشت‌ها دارم.

امیدوارم و ضروری می‌دانم جزئیات شرایط غیر انسانی حاکم بر زندانیان عادی (که مجبور به تحمل خشونت‌هایی عریان تر و ضد انسانی تر هستند) با دقت و موشکافی لازم انتشار یافته و علنی شود.

پریسا رفیعی / ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

دیدگاه' 

سلام بر شما بانوی دلیر و حق طلب. متأسفانه مردم ما و کل جهان دوست دارند یک نفر کوه را بر شانه شکد و باقی، که هنوز وجدان انسانی خود را از دست نداده اند، برایش کف بزنند. این مقوله ای ست که ده ها صفحه، حتا روانی قطور می توان در بابش نوشت. بمانَد. و این ک اصل سخن و سخنی با حکومتگر: بسیاری از خلافکاران و قانون شکنان طوری وانمود می کنند که بخاطر حکومت است که دست به حتا جنایت می زنند. در حالی که بسیارانی لباس حکومت و و مذهب را در میهن تسخیر شده ی ما به وسیله ی غارتگران پوشیده اند تا بر میلیارد های باد آورده بیفزایند. و گذشته از این لیاقت و کاردانی یک مسئول را نیز ندارند؛ پس همه قانون شکنی ها(قانون خود حکومت ایران منظور نظر است) و اختلاس و غارت را به حساب دفاع از حکومت می نویسند؛ و بدان وسیله(فرصت طلبی) از هر نوع پیگرد قانونی خود را رها می سازند.وقتی حکومت چی ها شریف ترین فرزندان میهن را تار و مار می کردند، شاید نمی دانستند کسانی برایشان "کار" خواهند کرد که تنفر آفرینان و در واقع براندازان اصلی می شوند. ولی همچنان خودی هستند و شریف فرزندان میهن چون شما احترام ندارند! شمایی که هشدار دهنده اید

  شما که هشدار دهنده اید. یعنی اگر فرض را بر این بگیریم که دشمن حکومت هستید،باز نگاه شماست که توجه به آن می تواند به اصلاح امور بپردازد. راستی، چرا آنگونه است؟ زیرا بسیارانی در جای خود ننشسته اند؛ یعنی لیاقت آن جایگاه که نشسته اند را ندارند؛ در نتیجه شما را که زبانی پر از روشنایی دارید، موجودی خطرناک می نمایند و به زیبایی می تازند. ولی یک چیز را فراموش کرده اند که تاریخ در بزنگاهِ خود بسیار بیرحم به زشتی های صورت گرفته می پردازد. یعنی در نهایت شکنجه دیده نیست که می بازد. کوتاه:من اگر در سر زمینی اختیاری داشتم؛ هر روز از شما می خواستم به میدان آزادی اش بیایید و بگویید بی سانسور آنگونه که بکار آید. گاه به خود می گویم، «این همه خودزنی حکومتگران جهان برای چیست؟!» بسیاری از به اصطلاح مسئولین ندانمکاری خود را با پرونده سازی برای دیگران می پوشانند؛ که پوشیده نخواهد ماند.به این خبر فاجعه بار که به وسیله ی مسئولی(شهردار شیراز) انجام گرفته توجه فرمایید:«شهردار شیراز بخاطر هرس بی موقع درختان ده ها لانه، و جوجه و تخم پرندگان را نابود کرد». آیا چنان فرد ناآگاهی را می توان شهردار شهری ساخت؟! '

 در ضمن فکر نکنید که این ویژگی خاص حکومتگران میهن ماست؛ خیر، آن ها خلاف را عریان می کنند. یک نمونه: من در شهر مینسک، پایتخت کشور بیلاروس، پناهنده ی سیاسی بودم. فردی به اصطلاح توبه کرده و با دستان خالی به سفارت رفته، برای یک شبه به دلاری میلیونر شدن، می آید و سر مأموران امنیتی رژیم کلاه می گذارد و از من غولی خطرناک می سازد. منی که اگر یک میلیارد بدهند مورچه ای را نمی کشم؛ بیاورند امتحان کنند - به این سخن در جای خود باز بر می گردم. پس نیرو های امنیتی رژیم بی آنکه بدانند در دام افتاده اند، از شهر ماسال تلفنی به من یورش می آورند. به کمک بنیاد «هاینریش بُل» و نویسندگان شریف بیلاروسی از بیلاروس می گریزم. یورش را با خریدن بعضی مأموران آلمانی در آلمان ادامه می دهند. بی آنکه دریابند به دام یک شارلاتان حرفه ای به نام سیامک مهین راد و شرکا در سفارت افتاده اند. در نتیجه او بزرگترین دشمنی ممکن را با رژیم ایران می کند؛ زیرا نیروی به دام افتاده ی ایران بخشی از مهره های در آب نمک خوابانده در آلمان را بکار می گیرد. و افرادی همچون یوسف مومن، محمد وطنی، امیر تحویلداری، حمید تیجری مفرد و ...  

MAR/DW/BILD

این گزارشها در حال  تکمیل شدن است

خبر گزاری مردانی نیوز 

بیشتر بخوانید مطالب مرتبط  در این ضمیمه از 

شورای حقوق بشر سازمان ملل": قطعنامه تمدید ماموریت گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران تصویب شد"گزارشهائی از نقض حقوق بشر

نقض حقوق بشر”; جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی وقیح موقت علی خامنه ای"ننگ تاریخ" صحبت های مادر نیلوفر رادفر ؛ دخترم پر پر شد ، من تا جواب نگیرم و حق دخترم رو نگیرم از پا نمی نشینم

اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان ۰ چهارشنبه - هفتم شهريور ۱۳۹۷ برابر با بيست و نهم اوت ۲۰۱۸

خبرنامه خبرگزاری مردانی نیوز

به زبانهای دیگر

English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شما اینجا هستید: خانه مردانی نیوز حقوق بشر نقض حقوق بشر”; جنایت علیه بشریت رژیم ننگین دیکتاتور ولی وقیح موقت علی خامنه ای"ننگ تاریخ" پریسا رفیعی: آزمایش بکارت چه ربطی به دستگاه امنیتی دارد؟