اخبار کوتاه

اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان ۰ سه شنبه - بيست و نهم امرداد ۱۳۹۸ برابر با بيستم اوت ۲۰۱۹

    "خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد" AA به نام ایران و به نام ندای آزادی...

دانش و محیط زیست

دانش و محیط زیست ": زنبورها به کمک پلیس می‌آیند" جهان بدون زنبور چگونه است؟

Vielleicht ist Ihnen auch schon aufgefallen, dass immer mehr Wespen leblos am Boden liegen....

  •   اخبار کوتاه

    اخبار کوتاه": "فشرده وقایع روز ایـــران وجهان ۰ سه شنبه - بيست و نهم امرداد ۱۳۹۸ برابر با بيستم...

    چهارشنبه, 30 مرداد 1398 01:09

    Published in اخبار کوتاه

  •     نقض حقوق بشر

    نقض حقوق بشر" : در رژیم توتالیتر،” گزارش سازمان حقوق بشری تحت عنوان "افزایش سیستماتیک غیرقابل...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 21:56

    Published in حقوق بشر

  •  آمریکا

    آمریکا " رژیم ایران" :مایک پمپئو: منافع فروش نفت ایران توسط قاسم سلیمانی و سپاه پاسداران صرف...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 21:07

    Published in سیاست

  •  آمریکا

    آمریکا " اسرائیل" فلسطین": بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل،در کیف ": درباره حملات به...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 20:34

    Published in سیاست

  • هنگ‌کنگ

    هنگ‌کنگ" چین " آمریکا" ادامه اعتراضات در هنگ‌کنگ، دولت محلی آن کشور را وادار به عقب‌نشینی کرد....

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 19:58

    Published in اخبار جهان

  • دانش و محیط زیست

    دانش و محیط زیست ": زنبورها به کمک پلیس می‌آیند" جهان بدون زنبور چگونه است؟

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 19:19

    Published in دانش و محیط زیست

  • اتحادیه اروپا

    اتحادیه اروپا "بریتانیا " برگزیت، : بوریس جانسون و دو چالش بزرگ خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا"...

    سه شنبه, 29 مرداد 1398 17:33

    Published in سیاست

اخبار ایران

در رژیم توتالیتر، واکنشها کارگران هفت تپه "شکنجه" تجمع اعتراضی در مقابل دادگستری شوش برای آزادی اسماعیل بخشی و قلیان"مقابل دادگستری شوش"شاهزاده رضا پهلوی"حمایت عملی از مبارزات مسالمت‌آمیز مردم ایران" خبر داد

  

به نام ایران و به نام ندای آزادی ایران

***

 

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

طرح از هنرمند ما بابک


( ایران کشور کورش بزرگ است و  نه کشور صاحب الزمان)

به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم 

به ایران بیندیشیم 

یاد و راه همه ی جان بخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد

به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

منو يادتون مياد ؟!

منم #ندا...

#ندا_آقاسلطان #سال٨٨ 

‏به یادِ ندا آقاسلطان، مسعود هاشم‌زاده، فاطمه سمسارپور، کاوه سبزعلی‌پور، بهزاد مهاجر، اشکان سهرابی، محرم چگینی، کیانوش آسا، رامین رمضانی، بهمن جنابی، احمد نعیم‌آبادی، امیرحسین طوفان‌پور، ناصر امیرنژاد، یعقوب بروایه، حسام حنیفه و همه جان‌باختگان سرفراز خرداد ۱۳۸۸ ‏نام‌تان جاودان!

یادش را گرامی می داریم.

***

یاد و راه همه ی جان بخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

***

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!
دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان 

شدم گمراه و سرگردان،

میان این همه ادیان 

میان این تعصب ها، 

میان جنگ مذهب ها!

یکی افکار زرتشتی،

یکی افکار بودایی 

یکی پیغمبرش مانی،

یکی دینش مسلمانی 

یکی در فکر تورات است،

یکی هم هست نصرانی!

هزاران دین و مذهب هست،

در این دنیای انسانی ...

خدا،

یکی... 

ولی... اما...

 هزاران فکر روحانی ....

رها کردیم خالق را

گرفتاران ادیانیم!

تعصب چیست در مذهب؟!

مگر نه این که انسانیم 

شادروان " سیمین بهبهانی

***

نسل انقلاب
اي شيخ ’ بعد فتنه’ باعث شدي كه امروز ،
بیدار شوند جوانان

خودرا شنا سد اكنون’ درفكرچاره با شد 
برگيرد ازتو تاوان 

حق و حقوق او را بر هر غریبه دادی 
از غزه تا به لبنان.

چندين هزاركودك ’رنجور ودلشكسته، 
به آب ولقمه ای نان.

من نه  شهي شنا سم’ ني هرحكومتي را

تا چشم كرده ام باز’ من گوسفند تو چوپان

اما بدان كه امروز  دانيم چه كرده اي تو 
 ميهن كنيم  گلستان

با خون  خود نويسيم  بر هر ديار و شهري

ايمان  و باور من’ 

ايران و  باز هم  ايران

به پا خیزیم با هم بیشه سازیم

 نهالان جوان از ریشه سازیم 

فرو رزیم هر افکار بیمار

جهانی بر سر اندیشه سازیم

در رژیم توتالیتر، واکنشها کارگران هفت تپه "شکنجه" تجمع اعتراضی در مقابل دادگستری شوش برای آزادی اسماعیل بخشی و قلیان"مقابل دادگستری شوش"شاهزاده رضا پهلوی"حمایت عملی از مبارزات مسالمت‌آمیز مردم ایران" خبر داد. 

 

ایران را دوباره خواهیم ساخت

محمد رضا شاه، پادشاهی که فقط به ایران و ایرانی فکر می کرد

دوران شکوفایی مهد تمدن

نگینی پر گهر بر تارک تاریخ  ایرانی 
به آن غیرت شهامت قهرمان  قهرمانانی 
که تا گردون  بگردد  مام میهن را 
کجا دیگر چو شهبانو فرح زاید به آسانی؟

هماره نام ویادت در میان کشتزارهای وطن جاری است
نشانت سمبل زنهای ایرانی به اوج قله ها باقی است.

( شهبانو فرح پهلوی بانوی کهن دیار ایران)

پیام شهبانو فرح پهلوی به مناسبت سالروز  انقلاب نالازم

  از   نمایه رسمی شهبانوفرح پهلوی

پیام شهبانو فرح پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب:‌ ایران دوباره بر می‌خیزد

شهبانو فرح پهلوی در پیامی به مناسبت چهلمين سالگرد انقلاب سال ۵۷، ابراز امیدواری کرد كه ایرانیان این‌بار نیز «دوران تاریکی» را سپری کنند و دوباره برخیزند.

شهبانو فرح پهلوى در پیامی صوتی، با «فاجعه» نامیدن ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اظهار كرد:‌ «نمی توانم که پس از گذشت ۴۰ سال با درد بسیار در دلم فکر نکنم که کجا بودیم و رسیدیم. امروز شاهد اعتراضات کارگری، دانشجوئی، معلمین، بازاریان و تلاشهای زنان و جوانان در گوشه و کنار کشور، شاهد زندانی کردن ها، اعدام ها، شاهد گرسنگی، فقر هم ميهنان، اعتیاد، خودکشی جوانان، قوانین درد آور برای کودکان، فساد حکام و لطمه بزرگ و جبران ناپذیر به محیط زیست میهن هستیم.»

در ادامه بيانيه آماده است: «ایرانیان در تاریخ چندهزار ساله خود بارها مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته اند و با چالش های دشواری دست و پنجه نرم کرده اند و خوب می دانم که این بار نیز دوران تاریکی سپرى خواهد شد و ایران ققنوس‌وار از خاکستر خود بر خواهد خاست. این روزها می بینم که هم‌میهنان شجاع و هوشمند خواهان فضای آزاد و مردمسالار هستند و با وجود تمام مشکلات روحیه‌ای مثبت دارند و با همبستگی حتما به آنچه می‌خواهند، خواهد رسید. »

 

شهبانو فرح پهلوی در پایان پیام خود افزود: «آرزوی من سلامت، آرامش، تندرستی و رفاه هم میهنان است و امیدوارم که آینده ای روشن و مرفه داشته باشند و در فردائی نزدیک شاهد شکوفائی و سربلندی سرزمین ایران باشند. ایرانی که در جهان قدر و منزلت خود را باز یابد. به امید پیروزی نور بر تاریکی.»

 نسخه کامل گفتگو با شهبانو فرح پهلوی درباره هنر، مسائل زنان و ایران بعد از انقلاب

شهبانو فرح پهلوی: ازدواج دختران زیر ۱۸ سال وحشتناک است

شهبانو فرح پهلوی مقررات مربوط به زنان در ایران را «وحشتناک» توصیف کرد و گفت: پیش از انقلاب آزادی‌ها و امکاناتی‌ به زنان داده شده بود که حتی در جوامعی مثل آمریکا وجود نداشت.

شهبانو فرح پهلوی در بخشی از گفتگوی مفصل با ستاره درخشش، رئیس بخش فارسی صدای آمریکا به وضعیت زنان در ایران اشاره کرد و از جمله حذف قانون ممنوعیت ازدواج دختران زیر ۱۸ سال را وحشتناک و غیرقابل دانست.

او همچنین انتخابش به مقام «نیابت سلطنت» از سوی محمدرضا شاه پهلوی را یک افتخار شخصی ندانست و گفت: فکر نمی‌کردم که اعلاحضرت تاج را بر سر من گذاشتند بلکه احساسم این بود که این تاج بر سر زنان گذاشته شد و نشانه اهمیتی بود که اعلی حضرت به حقوق زنان می‌داد.

اشاره به مشکلات دگرباشان جنسی در ایران و خطراتی که آنها را تهدید می‌کند، از دیگر بخش‌های این گفتگو بود.

شهبانو فرح پهلوی در بخش دیگری از این مصاحبه به اهمیت ویژه ورزش در زندگی خود اشاره کرد و عنوان کرد که تمام تلاشش را کرده تا با وجود همه مشکلات و گرفتاری‌ها «تلخی» را به دل راه ندهد. او تاکید کرد وظیفه خود می‌داند که «مثبت و سلامت» بماند تا آنهایی که این بلاها را سر خانواده او و مردم ایران آورده‌اند خوشحال نشوند.

شاهزاده رضا پهلوی

The Official Site of Reza Pahlavi

 شاهزاده رضا پهلوی از دیدار با نمایندگان کنگره آمریکا خبر داد

  در توییتی از دیدار با نمایندگان کنگره آمریکا و گفت‌وگو جهت "حمایت عملی از مبارزات مسالمت‌آمیز مردم ایران" خبر داد.

  شاهزاده رضا پهلوی

The Official Site of Reza Pahlavi

روز گذشته با شماری از نمایندگان کنگره امریکا از هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات دیدار و در خصوص راهکارهای ممکن برای حمایت عملی از مبارزات مسالمت‌آمیز مردم ایران گفتگو کردم.

Yesterday I met with American congressional representatives from both the Republican and Democratic parties. In our private sessions I provided practical and impactful means by which they can support the ongoing, non-violent struggle of the Iranian people.

#RezaPahlavi

#Iran

#رضا_پهلوی

#ایران

Reza Pahlavi - Official TG

بیانیه شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت «چهل‌سالگی حصر ایران»

شاهزاده رضا پهلوی در بیانیه‌ای به مناسبت سالگرد انقلاب ۵۷، آن را «چهل‌سالگی حصر ایران» نامیده و نوشته است: «ایران و ایرانی چهل سالی است که جایگاه طبیعی خود را از دست داده‌اند.»

فرزند آخرین شاه ایران، اعتراضات دی ‌ماه ۹۶ را «بانگ بیداری ملت» و «نوید بهاران در قلب یخ‌زده زمستان» توصیف کرده و از «مسئولیت نسل نو» برای «برکناری نظام دینی برای بازسازی تمدن ایرانی در قلب جغرافیای دنیای فردا» نوشته است.

 از قرنطینه شدن و #حصر_ایران چهل سال گذشت. چهل سال خیانت در دیانت و دستبرد در امانت و جعل در هویت و تخریب در اعتماد گذشت. چهل سال تقلیل مدنیت فرمایشی و نمایشی به مزدوری بدویت و چهل سال ذبح مصالح ملت برای مصلحت نظام گذشت.

آقای پهلوی در پایان تاکید کرده که در راه «برکناری هوشمندانه ایران‌ستیزان» در کنار نسل نو و «سازندگان ایران بزرگ فردا، بوده و خواهم بود.»

از قرنطینه شدن و حصر ایران چهل سال گذشت. چهل سال خیانت در دیانت و دستبرد در امانت و جعل در هویت و تخریب در اعتماد گذشت. چهل سال تقلیل مدنیت فرمایشی و نمایشی به مزدوری بدویت و چهل سال ذبح مصالح ملت برای مصلحت نظام نیز گذشت و به راستی اگر زن ایرانی نمی‌بود و ایستادگیش بر اصالت زیبایی، "رژیم اسلامی" تا کنون نیمی از ایران را در کفن سیاه زنده زنده دفن کرده بود. "حکومت اسلامی و ولایت فقیه" یعنی براندازی ایران، چه درست و به جا گفته بود آن رادمرد ایرانی زنده‌نام دکتر شاپور بختیار که "اینها برای از بین بردن ایران آمده‌اند و نه چیز دیگری".

متن کامل بیانیه در چهل‌سالگی حصر ایران#: 

بیانیه شاهزاده رضا پهلوی در چهل‌سالگی حصر ایران

رضا پهلویFebruary 07, 2019

هم‌میهنان؛

فرهیختگان و نخبگان سیاسی ایران

از قرنطینه شدن و حصر ایران چهل سال گذشت. چهل سال خیانت در دیانت و دستبرد در امانت و جعل در هویت و تخریب در اعتماد گذشت. چهل سال تقلیل مدنیت فرمایشی و نمایشی به مزدوری بدویت و چهل سال ذبح مصالح ملت برای مصلحت نظام نیز گذشت و به راستی اگر زن ایرانی نمی‌بود و ایستادگیش بر اصالت زیبایی، "رژیم اسلامی" تا کنون نیمی از ایران را در کفن سیاه زنده زنده دفن کرده بود. "حکومت اسلامی و ولایت فقیه" یعنی براندازی ایران، چه درست و به جا گفته بود آن رادمرد ایرانی زنده‌نام دکتر شاپور بختیار که "اینها برای از بین بردن ایران آمده‌اند و نه چیز دیگری".

هم‌میهنانم؛

فرهیختگان و نخبگان سیاسی ایران

بر نهاد این فرقه، در لفافه‌ی شبه معنویت و شبه فرهنگیش از همان آغاز چیزی جز بر نابودی ایران نبوده و هرچه به پایان محتوم خود نزدیک‌تر می‌شود عزم آن بر نابودی ایران جزم‌تر می‌گردد و عمود خیمه آن منسجم‌تر. برابر نهاد این ماموریت شوم اما همانا اراده ملی ما در حل تنهایی این مشکل تاریخی است.

و به راستی که هر بحرانی معلول یک انتخاب است. بحران بقایی که امروز با آن روبرو هستیم معلول انتخابی است که انحطاط اندیشه و سیاست در آوردگاه ۵۷ در پی داشت. ضرورت امروز ما معلول همان انتخاب است. انتخابی که نسل نو در کنار اکثریت مطلق ایران ۹۷ کمترین نقشی در آن نداشت: انتخاب عدم تهدید دین و در نتیجه سقوط ایران در تهدید دائم.

هر بحرانی ترکیبی از یک تهدید و از یک فرصت است. در بحرانی که گزینه ۵۷ به ما تحمیل کرد تهدیدی است که با آن روبرو هستیم. انقراض ایران در صورت استمرار پیامدهای انتخابی است که دیگران به جای ما کردند. در بحران کنونی اما از سویی دیگر، فرصتی نیز هست. فرصت بازسازی کشور در کهن‌ترین چهارراه تمدنی تاریخ. لازمه این بازسازی اما انتخابی است نوین. انتخابی که مسوولیت آن بر دوش نسل نو است. انتخاب ما در این آوردگاه تاریخی برکناری نظام دینی برای بازسازی تمدن ایرانی در قلب جغرافیای دنیای فردا است.

در دنیای تعامل و تقابل هویت‌های ملی، در آوردگاه جهانی‌شونده گسست‌ها و دگرگونی‌های تکنولوژیک، هویت سست فرهنگی و سیاسی و در پی آن، افت تعلق ملی، باز‌دارنده اصلی پیشرفت و ماندگاری است. هویت جعلی، عامل اصلی در بروز نابسامانی‌های فکری و ناهنجاری‌های رفتاری و اجتماعی است. روان‌پارگی ناشی از اختلال هویتی، یکی از عوامل اصلی در فروپاشی انسجام و یکپارچگی ملی است. در نبود یک هویت ایرانی هنجارساز و منسجم‌کننده، بقای کشور در زیست‌بوم همواره دگرگون‌شونده جهانی، با تهدیدی جدی روبرو خواهد شد. راهی که باید پیمود، راه بازسازی همه‌جانبه ایران و از جمله هویت ملی است. هویتی که باید در فضای نقد آزاد و در فرهنگی پویا شکل گیرد. رمز بقای ایران در پی بحران هستی و نیستی ناشی از گزینه ۵۷، در قلب منطقه‌ای مخروبه و متخاصم، در این بازسازی است. نافرمانی مدنی، نخستین گام در این راه است. راه بازسازی مدنیت ایرانی بر ویرانه‌های تحجر. 

هم‌میهنانم؛

فرهیختگانم و نخبگان سیاسی ایران

راهی که باید پیمود، راه سازماندهی نیرویی است که هرگز در تاریخ معاصر فرصت شکل‌گیری منسجم فکری، سیاسی و اجرایی نیافته است. تاریخ معاصر ما، جنگ سیاسی مکاتب مارکسیستی و مذهبی و جهان‌سوی و ائتلاف‌های اختلاطی از این سه بوده است. بحران ۵۷ و استمرار وضع موجود ناشی از آن، معلول فقر سیاسی ما و فقدان یک نیروی ملی نیرومند بوده و است. راه برون‌رفت از این بحران، همانا شکل دادن به نیرویی است مبتنی بر گفتمان ایرانی. گفتمانی برای بازسازی ایران، برای رفاه ایرانی. نیروی ملی که از حصر سیاست در حصار و انحصار محافل سنتی صد ساله اخیر رها شده باشد. تنها با یک نیروی ملی است که خواهیم توانست ایران را از قلب خاورمیانه اسلامی، مخروبه و عمدتا قبیله‌ای، از مخاطرات پیش رو مصون داریم و پایدار سازیم. تنها با چنین نیرویی است که خواهیم توانست به کارستان بازسازی کشور در کهن‌ترین چهارراه تمدنی تاریخ، واقعیتی عینی و ملموس ببخشیم. در راهی که باید پیمود، حکومت ایرانی، آنتی تز یا برابرنهاد حکومت اسلامی است.

در بزنگاه تاریخ‌ساز کنونی، شکل گیری یک جنبش مدنی، در تناسب مستقیم با شتاب فزاینده فروپاشی نظام، ضرورتی روزافزون می‌یابد. دی‌ماه ۹۶، بانگ بیداری ملت بود. نوید بهاران در قلب یخ‌زده زمستان. ایرانی، از زن و مرد و سال‌خورده و جوان، از دانشجو تا کارگر، از کشاورز تا معلم، از بازنشسته تا بیکار، از خراسانی تا اهوازی، از تهرانی تا تبریزی در خیزش ملی، درفشی را برافراشته ساختند که چهل سال در اعماق بی‌اعتنایی لگدمال شده بود. چرا که تبهکاران ایران‌ستیز پیش از آن که پرچم دیگران را لگدمال کنند و بسوزانند، پرچم ما را، پرچم ایران را، درفش شیروخورشید‌نشان ما را لگدمال کردند و سوزاندند. اگر عالی‌ترین برآمد مدنی، بیداری ملی، شکل‌گیری دولت ملی باشد، نقش مدیریتی که عهده‌دار انتقال شرایط کنونی به یک دولت ملی باشد، از هر زمان برجسته‌تر و اهمیت آن ضروری‌تر به نظر می‌رسد.

باری، هم‌میهنانم،

ایران و ایرانی چهل سالی است که جایگاه طبیعی خود را از دست داده‌اند. جایگاه طبیعی ایران، در تقاطع تمدن‌های شرق و غرب، از همان آغاز پایه‌ریزی موجودیت چندهزار ساله ما، در تداوم زمان و دگردیسی‌های آن جایگاه تاثیرپذیری و تاثیرگذاری فرهنگی و تسهیل ارتباطات و رونق تجارت در قلب راه‌های ابریشم بوده است. کشوری که در مقام طبیعی خود می‌توانست با بهره‌گیری از امتیازهای رقابتی و استعدادهای انسانی و راهبردی‌اش، در کلیدی‌ترین چهارراه جغرافیایی و تاریخی دادوستد‌های فرهنگی و تجاری از یک سو، و بهترین تکنولوژی و علم مدیریت از سوی دیگر، برای ملت خود مرزی پرگهر و سرچشمه هنر و سربلندی و رفاه و امید و آرزو باشد، افسوس که به مرتبه‌ای از انزوا و فقر و فساد و تحریم فرو افتاده که با "ایرانستان" فاصله چندانی ندارد. از همین رو همواره، ساختن راه بازگشت ایران و ایرانی به جایگاه طبیعی‌شان در جامعه جهانی، در کنار فروپاشی هدایت‌شده نظام در فرایند مبارزات مدنی، از مسوولیت‌های خطیر سیاستمداران ملی‌اندیش و کنشگران نسل نو در بزنگاه تاریخی کنونی است.

روی سخنم با آن دسته از خردمندان ملی‌اندیش و نخبگان ایران‌دوستی است که در جوامع دور از وطن و در داخل و در دل دستگاه دیوانی و لشگری کشور، در درد مشترک ما که نجات ایران باشد، خود را شریک می‌دانند.

روی سخنم با ایران‌اندیشانی است که نگاه‌شان به آینده است و به راهکارهای پیشگیری از سوختن نسل‌های امروز و فردای میهن.

ما ایرانی هستیم، دوستان! اصالت ما عشق، کلام ما دوستی، سلوک ما مهر و عبادت ما نور و دشمن ما تاریکی است. ما ایرانی هستیم! ما اهل دادیم و دشمن تبعیض، اهل راستی و دشمن ریا، اهل آغوش و دشمن تبعید، اهل شففت و بخشش، و دشمن تکفیر و کین و عداوت، اهل دادیم نه دار، اهل عدالتیم نه بیداد، اهل حکمت دشمن سفاهت، اهل اخوت و انصاف، اهل ایرانیم ما برومند و بیدار، درفش ما کاویانی، نشان‌مان ایرانی، پرچم‌مان از جنس مردم، از آهنگری اهل ایران.

بیایید تا در کنار نسل نو برکناری هوشمندانه ایران‌ستیزان را تکوین دهیم و بدانید که در این راه همواره در کنار شما و سازندگان ایران بزرگ  فردا، بوده و خواهم بود.

پاینده ایران

رضا پهلوی

کاریکاتور/  40  سال با انقلاب

شرق الاوسط

شاهزاده رضا پهلوی: ایران در شرایط مشابه سال ۵۷ است

شاهزاده رضا پهلوی معتقداست كه وضعیت حال حاضر در ایران شبیه آخرین ماه‌های حکومت پهلوی در سال ۵۷ و «تقریباً جوِ نقطه احتراق» است.

مراد ویسی

وى در مصاحبه اى با رادیو فردا گفت بايد «فراتر از حرکت‌ها و تظاهرات و اعتصابات مدنی» رفت تا با به وجود آمدن «یک مکانیسم هدایت» به سوی «مرحله آخر» و جایگزینی نظام جمهوری اسلامی حرکت کرد.

او تغییرات ظرف یکی دو سال آینده را «اجتناب ناپذیر» توصیف کرد و درعین حال هشدار داد که «از نظر اخلاقی و وجدانی» باید تصمیم گرفت این تغییرات «کنترل شده» باشد یا «سناریویی آنارشی.»

شاهزاده رضا پهلوی هدف و وظیفه خود را پیشبرد سناریوی تغییر با «کمترین تلفات و بهترین نتیجه و با تضمین اینکه نتیجه، خواسته مردم باشد» عنوان کرد.

***

گفت‌وگوی اختصاصی با شاهزاده رضا پهلوی 

***

شاهزاده رضا پهلوی: شرایط امروز را شبیه آخرین ماه‌های قبل از خروج پدرم می‌بینم

شاهزاده رضا پهلوی، همواره یکی از چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی بوده. اما در یک سال اخیر فعال‌تر شده و نام او بیشتر سر زبان‌ها افتاده. هم صدای مخالفانش بیشتر شنیده می‌شود و هم صدای طرفدارانش. اما برنامه او به عنوان یک چهره شاخص مخالف جمهوری اسلامی چیست و در پاسخ به انتقادات چه می‌گوید؟

شاهزاده رضا پهلوی، به گفت‌وگوی ویژه رادیوفردا خوش آمدید. ظرف هفته‌ها و ماه‌های اخیر، برخی از چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی با مقامات ارشد دولت آمریکا دیدار کرده اند. آیا شما هم دیداری داشتید؟

من بیشتر دیدارهایم با نمایندگان مجلس آمریکا بوده و البته در کشورهای اروپایی هم بیشتر با مقامات قانونگذار. بیشتر برای آگاهی رساندن، که اولاً وضعیت ایران چگونه است، مطالبات مردم چیست، و معمولاً سؤالاتشان این است که شما چه انتظاراتی از دولت‌های ما دارید، چه بکنند و چه نکنند... محوریت بیشتر صحبت‌ها این است. من هم به سهم خودم، در خطوط کلان البته، همیشه سعی کرده‌ام که بگویم به نظر ما همیشه بهترین روش این است که مردم ایران حمایت و تقویت بشوند، دیالوگتان فقط و فقط محدود به نظام نباشد، بلکه دریچه صحبت و دیالوگ با نمایندگان اپوزیسیون سکولار-دموکراتیک داشته باشید که به نظر من اکثریت مردم ایران را در بر می‌گیرد و معرفش هستند.

از طرف شما تلاشی برای دیدار با مقامات دولت آمریکا نشده یا آنها تلاشی نکرده‌اند؟

اگر بخش اجرایی‌اش را می‌گویید، ببینید من همیشه معتقد بوده‌ام که هر چیزی زمان خاص خودش را می‌خواهد. موقعی می‌شود درخواستی از دولت به مفهوم اجرایی داشت که بشود سناریویی را مشخصاً به آنها نشان داد، که اگر ما از شما می‌خواهیم که فرضاً از چیزی حمایت کنید، آن چیز چیست. در گفتاری که من با نمایندگان طیف‌های مختلف جامعه و به خصوص سیاسیون و فعالان از هر گرایش و جریانی داشتم، [به این نتیجه رسیدیم که] آن بدیلی که می‌توان در ایران معرفی کرد، باید بدیلی ملی باشد. یعنی معرف یک حزب یا جریان خاص نباشد. مجموعه‌ای از افکار جامعه را در بربگیرد که به طور کلی در مقابله با حکومت مذهبی به عنوان آلترناتیو سکولار-دموکراتیک بتوانند همدیگر را پیدا کنند.

این چرا مهم است؟ چون شما آن خلأ را زمانی می‌توانید پر کنید که نمایندگان این جریانات با یک برنامه متحدالشکلی بتوانند هم به منظور مصرف داخلی و هم به منظور مصرف بین‌المللی عهده‌دار این وظیفه در زمانی بشوند که پس از فروپاشی، انتقال و رسیدن را، به شرایطی که نهایتاً خود مردم ایران تصمیمش را می‌گیرند، مدیریت کنند. الان این شرایط در حال شکل‌گیری است، بیشتر به این خاطر که در یکی دو سال اخیر خیلی اتفاقات که اخیراً افتاده، در ایران نیفتاده بود، و در میان نیروهای مخالف با نظام جمهوری اسلامی، جنبش و جوش جدیدی روی داده.

و دولت آقای ترامپ اعلام کرده که شدیدترین تحریم‌ها را با هدف تغییر رفتار اساسی جمهوری اسلامی، بر جمهوری اسلامی اِعمال می‌کند.

ببینید اگر ما به مفاهیم واژه‌ها درست دقت کنیم، اینکه می‌گویید هدف تغییر رفتار است، من از همان سی چهل سال پیش -البته زمان جنگ وضعیتی استثنایی بود، ولی بعد از پایان جنگ،- برداشتی را که علی‌الخصوص دنیای غرب [از ایران] داشت و مبنای سیاست خارجی شان را تعیین می‌کرد، که مسئله تحریم‌ها هم جزو آن است و هدف تغییر رفتار یک نظام بود، فرضیه غلطی تلقی می‌کردم.

دلیلش هم خیلی مشخص است. زمانی دنیا با جنگ سرد مواجه بود و دو بلوک مشخص در جهان وجود داشت. ولی امکان اینکه آن دو بلوک کاملاً متضاد، بتوانند در فضای عقلانی با هم همزیستی داشته باشند، حتی در حدی که با هم قرارداد نظامی داشته باشند، وجود داشت. اما نظام جمهوری اسلامی بر پایه یک ایدئولوژی مذهبی با هدف صادراتی، چیزی نیست که بتواند همزمان با دنیایی که با ارزش‌ها و اصولی دیگر خودش را اداره می‌کند، همزیستی داشته باشد.

اصلاً دی‌اِن‌اِی این نظام جور در نمی‌آید با آن دنیایی که بگوییم حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و ... به همین دلیل، یکی از جوانب مشخص در ایران، سرکوبی است که رژیم از اول کرده و هر ایدئولوژی مخالف خودش را [ساکت کرده]. این را به خاطر این می‌گویم که تا زمانی که دنیا فکر کند این گرگ تبدیل به بره می‌شود، خیال باطلی است. دیده‌ایم که در عمل، جمهوری اسلامی حتی در بهترین شرایط همان خصلت و رفتار و وضعیت را ادامه می‌دهد، چون اگر بخواهد خارج از آن عمل کند، دیگر جمهوری اسلامی نیست.

در مورد دولت‌های اروپایی نظرتان چیست؟ آنها اخیراً یک کانال مالی را اعلام کرده اند برای تجارت با ایران، که هدفش کاستن از تحریم‌هاست.

آنچه مشخص است، اگر سیاست اروپا علی الخصوص، این است که بر جمهوری اسلامی فشار نیاوریم چون می‌خواهیم بهره اقتصادی ببریم، به وضعیت فعلی اروپا نگاه کنیم که چه شده. شما در ایران حکومتی داشته‌اید که اصولاً از بدو تأسیسش ثبات منطقه را بر هم زد، از طریق اهرم‌های مختلف منطقه‌ای مثل سوریه و لبنان و حزب‌الله و غیره و ذلک، و نتیجه این رادیکالیسم مذهبی، یکی‌اش وضعیت سوریه است که دیدیم، این همه آواره‌ای که سرازیر شدند به سمت اروپا که الان اشباع شده از این تفکرات رادیکال مذهبی که در کشورهای خودشان هم تولید بی‌تعادلی کرده.

باید حساب کرد که [اروپا] نهایتاً چه منفعتی را دنبال می‌کند. این همه خرج وهزینه برای امنیت جهان آیا قابل توجیه است [در برابر] فقط منفعت یک شرکت یا قراردادی که بسته شده؟ آن دیگر محاسبات خودشان است. من بر می‌گردم به تأثیر این سیاست که نه به نفع دنیای آزاد بوده و مسلماً نه به نفع مردم ایران. بحث من در اینجا این است که در وهله اول به عنوان یک ایرانی که هدفم منافع ملی کشورم است ولی در ضمن می‌تواند راهکاری باشد که به نفع دنیای خارج هم باشد، [ببینیم] کجا می‌شود راهکاری مشترک پیدا کرد، که هم به نفع مردم باشد و هم به نفع جهان. نه که هم به ضرر مردم باشد و هم به ضرر جهان و فقط به نفع جمهوری اسلامی!

برای این راهکار و راهبردی که مد نظرتان است و جلوتر حتماً توضیح خواهید داد، شما یکی از چهره‌های شاخص اپوزیسیون هستید که راهکار و راهبردی می‌خواهید ارائه دهید. معمولاً یک فعال سیاسی در این سطح، با یک تیم و تشکیلات شناخته می‌شود. تیم شما و مشاورین شما برای مردم ایران و فعالین سیاسی اگر بپرسند چه کسی است؟

ببینید، من خودم را به عنوان کسی که باید تشکیلات سیاسی یا حزبی و ساختاری به آن مفهوم تولید کند، نگاه نمی‌کنم. یک شرایط ویژه‌ای هست با یک چهره و نام مشخص و تحصیلات مشخص که بهترین وظیفه‌اش در این مرحله از کار، ایجاد همبستگی هر چه بیشتر بین نیروهای مختلفی است که سر یک پلَتفرم مشترک بتوانند توافق اصولی داشته باشند بر نحوه خروج از این بحران سیاسی، به نفع جامعه.

ولی انتقادی که منتقدان به کلیت اپوزیسیون وارد می‌کنند، این است که حتی خارج از ایران و دور از سایه دیکتاتوری جمهوری اسلامی، گروه های اپوزیسیون نمی‌توانند با هم همکاری کنند.

دارد عوض می‌شود. ببینید من در ابتدا به شما گفتم، وضعیت طوری است که در این دو سال اخیر خیلی چیزها فرق کرده. شما تا دوسال پیش همچنان جریاناتی داشتید در باب اصلاح‌طلبی که همچنان امیدوار بودند که بلکه حالا یک طوری سعی بشود در آن جهت پیش برویم. ولی امروز دیگر شعار اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا یا مرگ بر دیکتاتور یا این اتفاقاتی که می‌افتد یعنی جامعه به اینجا رسیده که می‌داند هیچ‌گونه امیدی به این نخواهد بود که چیزی در جهت منافع مردم باشد، تا زمانی که این وضعیت و این حکومت وجود دارد.

شعار عوض شده، دیگر شعار اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی نیست. فرای رژیم است. مرگ بر دیکتاتور است. مردم ایران اگر امروز با این وضعیت اسفناک اقتصادی تا پای جان دارند مبارزه می‌کنند، در خیابان می‌روند و تظاهرات می‌کنند، برای این که دیگر به این جایشان رسیده. ولی در مقابل می‌دانند که با نبود فرمولی که در آن همبستگی بیشتر باشد، به سختی می‌شود از این وضعیت خارج شد.

خود شما دستی برای همکاری دراز کرده‌اید؟

معلوم است. سال‌هاست این کار را می‌کنم. اما تا حالا کجا بود گوش شنوا؟ من با تمام جریاناتی که فکر بکنید، به غیر از مجاهدین خلق، و نمایندگان نظام که تکلیفمان با آنها روشن است، با تمام خانواده‌های سیاسی ایران، از چپ مارکسیست بگیرید تا سوسیالیست‌ها تا ملیون و گروه‌های اقوام مختلف و ... تمام این جریانات چه در راست و چه چپ، و چه جمهوری‌خواه و چه مشروطه‌طلب، سال‌هاست تماس دارم، دیالوگ داریم و با نمایندگانشان صحبت می‌کنم و همیشه حرف من یکی بوده. حرف من این بوده که شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که منافع خاص حزبی و ساخته ایدئولوژیک خودتان را در محیطی که نمی‌شود رأی‌گیری کرد و انتخاب جامعه را با میزانی سنجید، [تأمین شود.] دموکراسی یعنی چه؟ دموکراسی مگر رأی اکثریت نیست در انتخاب یک حکومت یا دولت؟ مگر رقابت‌های حزبی نیست؟

بله، امروز شرایط خیلی فرق کرده و امروز خیلی‌ها خط آخر نظام را می‌بینند. موضوع تداوم نظام نیست. موضوع این است که نظام به زودی از بین خواهد رفت ولی به جای آن چه می‌خواهد بیاید.

و در این مسیر، سؤالی هست که این اپوزیسیون برانداز، که شما هم عضوی از آن هستید، نظرش راجع به بحث جنگ چیست؟ به طور صریح، براندازی رابطه‌اش با جنگ از نظر شما چیست؟

من همیشه مخالف سناریوهایی بوده‌ام که جنبه تهاجمی و جنگی داشته باشد، به دلایل متعدد. به خصوص اگر مسئله ربط پیدا کند به یک دولت خارجی. ببینید، من باور دارم که شرایط برای انتقال به یک دموکراسی پس از فروپاشی نظام، بدون نیاز به هر سناریوی جنگی یا تهاجمی و مسلحانه موجود است. دو، اصولاً متدلوژی مبارزه بر مبنای نافرمانی مدنی به دور از خشونت کمک بیشتری خواهد کرد که امروز نیروهایی در بخش نظامی و انتظامی کشور هستند ولی امیدوارند در فردای این نظام و در جامعه آینده جایی داشته باشند، مورد انتقام و تسویه حساب جامعه قرار نگیرند و راه خروجی برای خود پیدا کنند و به مردم بپیوندند. آن وقت کفه ترازو به سمت مردم و به نفع مردم سنگینی خواهد کرد، که اگر باقیمانده‌ای در رأس نظام بود و منافع خاص خودش را به عنوان مافیای اطلاعاتی-نظامی سران سپاه داشت که مسلم است بهره اقتصادی می‌برند، در اقلیت مطلق قرار بگیرد و اکثریت بدنه نیروهای انتظامی به سمت مردم برگردند.

اتفاقاً راجع به این من سؤالی دارم. دعوتی که شما از نیروهای مسلح برای پیوستن به مردم در جهت تغییر حکومت می‌کنید، شامل بدنه نیروهای مسلح می‌شود یا دعوتتان فرماندهان را هم در بر می‌گیرد؟

هر کدام از اینها چه بهتر که در رده‌های بالا بیشتر هم باشند. ولی نهایتاً به این سناریو پی می‌برم که یکی از راهکارهای موفق بودن با کمترین هزینه جانی و مادی برای مردم، زمانی است که به دور از خشونت و درگیری و برخورد خشونت‌آمیز باشد که دور باطلی از انتقام‌جویی و خون‌ریزی است که هیچ نتیجه‌ای ندارد نهایتاً. و این تبدیل به فرآیندی شود که نظام بداند ایده‌ای عبث است با سرکوب -مثل بشار اسد در سوریه، به عنوان آخرین تیر در ترکش-، از همین نیروها در مقابله با مردم استفاده کند.

اسد را مثال زدید و راهکار مبارزه مدنی برای تغییر حکومت را مطرح کردید. حکومت جمهوری اسلامی برای حفظ اسد متوسل به خشونت شده. چرا برای بقای خودش متوسل به خشونت نشود؟ اگر حکومت این کار را بکند و خشونت بالا بگیرد، شما راهکارتان چیست؟

ببینید، باز هم می‌گویم، جمهوری اسلامی می‌خواهد مردم باور کنند که وای وای وای، اگر ما برویم ایران سوریه می‌شود. جنگ می‌شود، چه و چه می‌شود... غافل از اینکه باعث و بانی این وضعیت خودشان هستند در وهله اول. امروز آن سپاهی که با من صحبت می‌کند، آن بسیجی که با من صحبت می‌کند، آنکه می‌گوید ما از خدایمان است که از این وضعیت خلاص شویم و اگر روزی هم باوری داشتیم الان به غلط کردن افتاده‌ایم، ولی می‌خواهیم با مردم خودمان مواجه نشویم.

مردم اگر بخواهند بر مبنای انتقام و برخورد خشونت‌آمیز بر علیه آنهایی که می توانند سپر بلایشان بشوند [رفتار کنند]، هزینه را برای خودشان بیشتر کرده‌اند. دعوت من از هم‌میهنانم این است، نمی‌گویم آن افرادی که مبتکر جنایات غیرقابل توجیه شدند در دادگاه پاسخگوی مردم نباشند، ولی بخش عمده‌ای از این نیروها که حقوق‌بگیر هستند و انجام وظیفه می‌کنند، اگر برایشان راه باز نگذاریم که به آغوش جامعه برگردند، فقط هزینه را برای خودمان بیشتر کرده‌ایم.

با توجه به تجربه سال ۵۷ و اعدام فرماندهان رده بالای نیروهای مسلح، چرا فرماندهان باید به این وعده شما اعتماد کنند؟

برای اینکه فرق جریان همین است. همین است که ما می‌گوییم اگر این نظام خشونت را و سانسور و شکنجه و اعدام را مبنای کار قرارداده، ما درست نقطه عکسش هستیم. چرا؟ برای اینکه آن کسانی که آن زمان به این اعتقاد، حالا شاید گمراهی، چه به دست عوامل خارجی و چه به دست عوامل درونی، و نهایتاً اولین کسانی بودند که خمینی اعدام کرد، ارتشی‌ها و وزرا و ...، به خاطر چیز واضحی است؛ آن مملکت و آن نظام [شاهنشاهی] هرچه می‌خواهید راجع به آن بگویید، ولی در جهت منافع ملی کشور قدم بر می‌داشت. این حکومت از روز اولش با یک واژه و یک کلمه، هویت خودش را به مردم اعلام کرد: آقای خمینی گفت «هیچ»، در جواب به این که احساست چیست به ایران برگشتی. هیچ یعنی چه؟ یعنی اصلاً ایران برایم مطرح نیست.

الان در چهلمین سالگرد جمهوری اسلامی وقتی کارگری یک میلیون تومان حقوقش است بایستی در صف بایستد و کیلویی ۱۲۰ هزار تومان گوشت یخزده برای خودش بگیرد و تازه حقوقش را چند وقت است نگرفته معلوم نیست، می‌خواهد بپرسد چرا من باید این وضع را داشته باشم؟

ما صحبت این را می‌کنیم که منافع ملی کشور می‌تواند زمانی بهتر تأمین شود، که اولین قدم در وارونه کردن لطمه‌ای که این نظام به ایران زده، این است که کسانی که نظام می‌خواهد با اسلحه سرکوبشان کند، خودشان جزو پدافند مملکتمان بشوند. یعنی چه؟ یعنی همین ارتشی‌ها و بسیجی ها و اعضای سپاه در بخش نظامی و مسلحش.

شما فکر می‌کنید در زمان انتقال قدرت پس از فروپاشی نظام، اولین ابزار حفظ امنیت در کشور چه کسانی خواهند بود؟ مگر همین کسانی نیستند که اسلحه دستشان است؟ یا می‌خواهیم جنگ داخلی راه بیندازیم؟ نه ولی برای اینکه این افراد بدانند از جانب مردم تهدید نمی‌شوند، جایی در آینده خودشان دارند و بر خلاف عراق که دیدیم بعد از فروپاشی حکومت صدام حسین تمام اینها را بیکار کردند به تصمیم دولت بوش آن موقع، و نصفشان هم به جنگجویان داعش تبدیل شدند، ما نباید چنین سناریویی را در ایران متصور بشویم.

این صحبت راجع به خشونت. بحث ۴۰ سالگی را هم که مطرح کردید. اخیراً سندی منتشر شده، آقای فتاحی خبرنگار بی بی سی منتشر کرده که پدر شما ۴۰ سال پیش در گفت‌وگو با مقامات آمریکایی به سفیر آمریکا گفته‌اند من برای بقای حکومت حاضر نیستم جوان‌ها را بکشم. ولی اگر خشونت اتفاق بیفتد... این پاسخ روشن‌تری از طرف شما نمی‌خواهد؟

تمام تلاش بایستی اجتناب از خشونت باشد. وقتی فلسفه‌ای را به عنوان وجه تمایز مطرح می‌کنیم، اگر ما رفتارمان بخواهد عین رفتار این نظام باشد، پس فرقمان چیست؟ اگر ما خطوط قرمزی را برای خودمان تعیین نکنیم چه چیزی قابل توجیه است؟حتی به شما بگویم، بستگی به تعریفی دارد که از آزادی می‌کنیم. رهایی به چه قیمت؟

اگر شما فقط بیایید و بگویید ما بر مبنای سرکوب، کشتار و انتقام و بر مبنای وضعیتی که هرگز آن وضعیت آسایش در مملکت نخواهد بود... هر کسی امروز بیاید و پدر کسی را که بسیجی و نظامی و سپاهی است بکشد و ترور کند، خب فردا بچه او انتقام می‌گیرد و همین طور تا آخر. نیازی به این هزینه نیست که بخواهیم برای خلاص شدن از جمهوری اسلامی بپردازیم.

من این را شعار نمی‌دهم. این حرفی است که نیروهای انتظامی امروز که به این باورمند هستند، می‌گویند ما می‌خواهیم همراهی کنیم، فرصتش را باید پیدا کنیم که از نظام بکَنیم و به مردم وصل بشویم. این، دو چیز را نیازمند است: یکی این که خود جامعه قبول کند اینها به آغوششان برگردند؛ نه آن کسانی که مرتکب جنایت شدند. مردم حق دارند از آنها شاکی باشند و طلب جبران و خسارت کنند. البته نه دادگاه صحرایی. بر مبنای یک نظام قانونی. اکثریت اینها که در حکومت ذی‌نفع نیستند و می‌خواهند از این نظام بکَنند. و در سناریویی غیرخشونت‌آمیز می‌توانند به مردم ملحق بشوند و در اصل سپر بلایی باشند این بار در دفاع از مردم و نه در سرکوب مردم. در زمان فروپاشی شوروی ما چندین نمونه‌اش را دیدیم. یک نمونه‌اش چکسلواکی. یک نمونه‌اش لهستان. وقتی هم که چائوشسکو سعی کرد از ارتش برای سرکوب مردم استفاده کند، عاقبتش را دیدیم چه شد.

در رومانی.

در رومانی. بله، مردم به من خواهند گفت تو ساده لوحی و فکر می کنی. اینها سرکوب می‌کنند و چه می‌کنند و ... می‌خواهم بگویم پس راهش چیست؟ اسلحه دستتان بگیرید و اینها را بکشید؟ صدتا تفنگ جمع کنید آنها صدهزار تا دارند.

ولی منتقدین در این اصل خشونت بحثی را مطرح می‌کنند و می‌گویند هنوز از نظر اپوزیسیون، براندازی جمهوری اسلامی نه به بار است و نه به دار، ولی بین خود اپوزیسیون و جمهوریخواهان سکولار و طرفداران شما یک خشونت‌هایی کلامی سر نوع گذار و نوع رهبری صورت می‌گیرد.

اگر می‌خواهیم برخوردهایی قبیله‌ای با یکدیگر داشته باشیم و به حالت‌های خودی و ناخودی و خط کشی کردن برای همدیگر، اینها تف سربالاست و هیچ منفعتی نخواهد داشت. اولویت در چیست؟ سؤال ساده‌ای می‌کنم از جریانات سیاسی. اولویت در این است که امروز، آیا با همکاری بهتر می‌توانید به نتیجه‌ای برسید که در آن منافع مشترک دارید؟ یا هر کدا ادعا دارید که تنها فرمول برنده را دارید و به تنهایی می‌توانید به آنجا برسید؟ این خارج از واقعیت است. شما چه طرفدار جمهوری باشید چه پادشاهی، چه چپ باشید و چه راست، نمی‌توانید بگویید فقط من و عقیده من و حزب من است که می‌تواند این مسئله را حل کند. بایست با هم جلو بروید.

ولی منتقدین شما می‌گویند شما این طور حرف می‌زنید، ولی بعضی از طرفداران شما در شبکه‌های اجتماعی در نقد مخالفان به سمت خشونت کلامی می‌روند، حتی در مورد اپوزیسیون، و نه جمهوری اسلامی.

اولاً همیشه گفته‌ام باز هم تکرار می‌کنم. اگر من بگویم طرفدار کسی یا جریانی هستم، بایستی باورمند به نکات و نظرات و افکار آن فرد یا جریان باشم. وگرنه یک ادعاست. خب خیلی‌ها مدعی‌اند که طرفدارند ولی افکارشان، و رفتار و منش‌شان کوچکترین شباهتی به افکار و خواسته‌های من ندارد. پس جواب اول به منتقدین این است که هر کس مدعی طرفداری است، حتماً به این معنا نیست که مرا باور دارد. و من بگویم آنهایی که ادعای طرفداری دارند ولی در عمل معرف افکار من نیستند، ادعایی بیش نیست، پس عملاً طرفدار من نیستند. اگر بودند حرف‌های من و راهکارهای مرا دنبال می‌کردند. این هم مختص یک جریان نیست. تمام جریانات را در بر می‌گیرد.

آنچه که بایستی به آن برسیم این است که هیچ دید تمامیت‌خواه مطلقی، ما را به هدف نزدیک‌تر نمی‌کند. اگر می‌خواهیم، با مسئولیت، و اینجاست که بایستی یک تفکر فراعقیدتی، مبنای همکاری نیروهای سیاسی را حداقل تا رساندن مرحله کار به تصمیم‌گیری مردم، به شکل موقت داشته باشد و بایستی در یک بستر همکری باشد. این در عمل دارد اتفاق می‌افتد. من این را به عنوان قدمی واضح و تغییری پارادایم در طرز برخورد نیروهای سیاسی می‌بینم. نمی‌گویم همه‌شان. بعضی‌هاشان ممکن است هنوز اندر خم همان کوچه باشند با دعواهای چهل پنجاه سال پیش خودشان.

ولی فراموش نکنید، که این میان نسلی که زمان انقلاب اصلاً به دنیا نیامده بود، اگر به حرف نسل امروزی ایران گوش بدهید، حرفشان و خواسته مشترکشان از هر جریانی این است که ما بایستی نجات پیدا کنیم. برای ما دارید چه می‌کنید؟ از همه می‌خواهیم. و نمی‌گویند من از جریان فکری خودم توقع دارم. از یک مجموعه توقع دارند چون می دانند که هیچ جریانی به تنهایی نمی تواند ادعای کند معرف کل خواسته های مردم است، یا به تنهایی بتوانند کاری از پیش ببرند. این واقعیتی است که همه درک کرده‌اند.

شما در آستانه شصت سالگی به عنوان یکی از رهبران شاخص اپوزیسیون که نظریه براندازی جمهوری اسلامی را پیگیری می‌کنید، اگر بخواهید کوتاه جواب بدهید، خودتان به به این وضعیت براندازی چقدر نزدیک می‌بینید؟

من فکر می‌کنم خیلی نزدیک هستیم. فکر کنم شرایطی را که اکنون در جامعه محسوس است، شبیه آخرین ماه‌های قبل از وارد شدن خمینی به تهران یا خروج پدرم می‌بینم. یعنی جو، تقریباً جوِ نقطه احتراق است. تنها چیزی که کمبودش در این معادله هست، و به همین دلیل بایستی فراتر از حرکت‌ها و تظاهرات و اعتصابات مدنی در ایران به وجود بیاید، و این وزنه را نیروهای متفکر و روشنفکر جامعه، طبقه میانه و مدیریتش، در کنار فرمولی سیاسی [باید ایجاد کنند] تا با بودنش بتوانند وارد کار شوند و آن را به مرحله آخر برسانند، به وجود آمدن یک مکانیسم هدایت است که برنامه و بحث و کار کنونی جریانات سیاسی است. یعنی، آماده‌سازی آنچه می‌تواند در اصل [جای] نظام را پر بکند.

آن موقع کارها خیلی سریع‌تر پیش خواهد رفت و خود جامعه متوجه خواهد شد که مسئله فقط نه گفتن به جمهوری اسلامی نیست، بلکه باید مشخص شود که جایگزین آن چیست، کدام نیروهاست، البته که در داخل ایران هستند، ولی به خاطر شرایط عینی در ابتدای کار نمی‌توانند به شکل زودرس ظاهر شوند، چون آن رژیم سعی می‌کند آنها را از بین ببرد. ولی در همکاری با آنها، بخش برونی با هماهنگی کار را پیش می‌برند و در اصل آن موقع می‌شود آن فراخوان‌های نهایی را برای آن چیزی داد که می‌تواند اهرم نهایی کمرشکن درون نظام باشد، که همانا اعتصابات سراسری به خصوص کارگری است که دیگر برای نظام چیزی باقی نماند. ولی امروز، همچنان مسئولیت این انتقال در دست نیروهای سیاسی است، فراتر از فعالین مدنی که کارشان را به خوبی انجام داده‌اند. این قدمی است نزدیک‌تر، که به تنهایی کافی نیست. ولی خیلی نزدیک شده‌ایم به این شرایط.

جور دیگری هم می‌شود به این قضیه نگاه کرد. اگر این کار نشود، اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد که اجتناب ناپذیرند، و اتفاق خواهند افتاد، در همین یکی دو سال آینده حداکثر. ولی موضوع این است که آیا در جهت آن چیزی پیش می‌رود که ما می‌خواهیم؟ یعنی آیا تغییری کنترل شده، یا سناریویی آنارشی؟ این دیگر تصمیمش و مسئولیتش از نظر اخلاقی و وجدانی با همگان است. من هم به سهم خودم سعی می‌کنم این اولویت و وضعیت را تا جایی که ممکن است در جهت سناریوی تغییر پیش ببرم. باز می‌گویم که با کمترین تلفات و بهترین نتیجه و با تضمین اینکه نتیجه، خواسته مردم باشد، در اصل بازگشت به شرایطی که مردم بر سرنوشت خود حاکم باشند. این تنها هدف و انگیزه من در این ۴۰ سال بوده و تا زمان پیروزی، مسلم بدانید که من وظیفه خودم را ایفا خواهم کرد.

شاهزاده رضا پهلوی، خیلی ممنون که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.

با سپاس از شما.

***

برگزاری نشست پروژه علمی ققنوس با سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی

نخستین نشست خبری پروژه ققنوس روز جمعه در دانشگاه جرج واشنگتن با سخنان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شد.

دراین نشست شاهزاده رضا پهلوی یکی از هدف‌های این پروژه را استفاده از دانش متخصصان ایرانی برای بازسازی ایران ذکر کرد.

 Iran Reza Pahlavi Ghoghnous

(TV Iran International)

وی گفت که پس از مشورت با گروه بزرگی از متخصصان ایرانی، سال گذشته از اللهیار کنگرلو،دانشمند برجسته ایرانی،  خواسته که گروهی از دانشمندان و متخصصان «خوشنام» را به عنوان بنیانگذاران یک سازمان پژوهشی، علمی گرد هم آورد تا دانش خود را وقف پیدا کردن راه حل‌های مختلف برای بازسازی ایران کنند.

شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت که ققنوس یک ابتکار برای توانمندسازی جامعه مدنی ایران است.

وی اضافه کرد: «فقدان نهادهایی مانند ققنوس در تاریخ معاصر ایران به رشد توهم و خرافه و موفقیت دشمنان ایران، در توقف مسیر رشد اقتصادی و اعتلای فرهنگی جامعه ما منجر شده است.

شاهزاده رضا پهلوی ابراز امیدواری کرد که همه دانشمندان ایرانی به این طرح بپیوندند.

پروژه ققنوس از گروه‌های مختلف علمی تشکیل شده است. دکتر الهیار کنگرلو دانشمند بخش نوروبیولوژی و فیزیک مغناطیسی دانشگاه کلمبیا و مؤسسه روانپزشکی نیویورک مدیریت هماهنگی پروژه ققنوس را بر عهده دارد.

رونمایی از پروژه ققنوس در واشنگتن

شاهزاده رضا پهلوی در نشستی رسانه‌ای در پایتخت آمریکا "پروژه ققنوس" را معرفی کرد و اهداف آن را توانمندسازی جامعه مدنی و استفاده بهینه از دانشمندان ایرانی دانست. او از دانش‌آموختگان و متخصصان ایرانی دعوت کرد به این پروژه بپیوندند.

پروژه ققنوس بعد از ظهر جمعه ۲۲ فوریه در واشنگتن اعلام موجودیت کرد. شاهزاده رضا پهلوی در سخنرانی آغازین این نشست با اشاره به علاقمندی‌اش به علم، از دانشمندان ایران دعوت کرد به این پروژه بپیوندند و برای آینده ایران طرح و برنامه تخصصی بدهند. 

نشست با حضور شماری از دانش آموختگان و دانشگاهیان ایرانی برگزار شد که در حوزه‌هایی چون پژوهش‌های سیاسی، رسانه‌ای، حقوق و روابط بین‌الملل، اقتصادی، انرژی، محیط زیست، پزشکی و درمان، صنعت، برنامه‌ریزی شهری و آسیب‌های اجتماعی مسئولیت بر عهده گرفته و کارگروه‌هایی تشکیل داده‌اند. هر یک از مسئولان این کارگروه‌ها توضیحاتی درباره حوزه تخصصی خود دادند.

الله ‌یار کنگرلو، فیزیکدان و مدیر پروژه ققنوس گفت، مردم ایران هیچ متحدی جز دانش و دانشمندان و هیچ سلاحی بهتر از آگاهی ندارند. او تاکید کرد که برای برون رفت از مشکلات ایران، باید از سرمایه‌های جامعه یعنی روشنفکران دانشمندان استفاده شود.

عطا هودشتیان، مسئول کارگروه سیاسی ققنوس، برنامه ریزی برای ایران دمکراتیک و مسالمت‌جو را از وظایف این کارگروه خواند و افزود: «پروژه‌ای  در این کارگروه به نام نافرمانی مدنی تدوین شده است. پروژه دیگر انتشار مجله‌ای به نام سیاست بین‌الملل مشابه فارین پالیسی است که متخصصان را از جاهای مختلف اروپا و آمریکا و ایران جذب کنند.»

هودشتیان تاکید کرد که جمهوری‌خواه است و خبر داد که به زودی در شهرهایی چون تورنتو، نیویورک، پاریس و لس‌انجلس کنفرانس‌هایی از سوی ققنوس برگزار خواهد شد. او گفت نخستین کنفرانس در تورنتو و احتمالا در ماه آوریل خواهد بود. 

 Iran Reza Pahlavi Ghoghnous

(TV Iran International)

کیهان لندن - گفتگوی اختصاصی با شاهزاده رضا پهلوی؛ ققنوس نقشه راه برای آینده‌ ایران

اکثر کارشناسان حاضر در نشست، سخنان خود را با درود به شاهزاده رضا پهلوی شروع کردند. 

یکی از سوال‌ها در نشست خبری این بود که رابطه تشکیلاتی ققنوس با شاهزاده رضا پهلوی چیست و آیا مسئولان کارگروه‌ها اعضای کابینه او هستند؟ الله‌ یار کنگرلو،  مدیر پروژه توضیح داد که ققنوس هرچند ابتکارشاهزاده رضا پهلوی است، ولی یک اندیشکده علمی است و قصد سیاست‌گذاری ندارد. او ققنوس را تشکلی مستقل خواند که از حمایت‌های 

 شاهزاده رضا پهلوی و رهنمودهای او بهره‌مند خواهد شد.

 شاهزاده رضا پهلوی در خلال پرسش و پاسخ خبرنگاران بار دیگر پشت تریبون رفت و توضیح داد که دلیل تشکیل ققنوس با رویکرد تخصصی و علمی این بود که برنامه‌هایی ارائه دهد تا کشور پس از سقوط نظام به یک بحران و خلاء مدیریتی فرو نرود.شاهزاده رضا پهلوی افزود که ققنوس مسئولیت  سیاست‌گذاری و عملیاتی کردن طرح‌هایش را ندارد، بلکه دولت‌‌های منتخب بعدی تصمیم می‌گیرند که چه طرحی را اجرا کنند. او تقاضا کرد که به شفاف سازی و روشنگری این پروژه کمک شود: «هیچ پنهان‌کاری نداریم و امیدوارم همه خود را در عمل نشان دهند نه در گفتار.»

تلویزیون ایران اینترنشنال این کنفرانس را به طور زنده پوشش داد. کنشگران، کارشناسان و خبرنگاران رسانه‌ها و تلویزیون‌های خارج از ایران در این نشست خبری حضور داشتند و پرسش‌هایی را طرح کردند.

پروژه ققنوس در روز سوم اسفند معرفی شد که روز سقوط قاجار و روی کار آمدن رضا شاه پهلوی است.

***

مادر اسماعیل بخشی به همراه کارگران نیشکر هفت تپه دست به اعتراض زد

به گزارش کانال سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، دوشنبه ۲۰ اسفند، مادر اسماعیل بخشی در اعتراض به ادامه بازداشت فرزند خود در مقابل حراست شرکت نیشکر هفت تپه، دست به اعتراض زد.

بنا بر این گزارش، در ادامه این اعتراض تعداد قابل توجهی از کارگران شرکت نیشکرهفت تپه در همراهی با مادر اسماعیل بخشی در مقابل دفتر حراست دست به تجمع زدند و پس از مدتی به سمت دفتر مدیریت شرکت هفت تپه حرکت کردند.

این تجمع در شرایطی صورت گرفته که تاکنون مراجعات خانواده اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به مراکز قضایی برای رسیدگی به وضعیت پرونده این دو فعال کارگری زندانی بی نتیجه مانده است.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، پس از آن که درباره شکنجه شدن خود در زمان بازداشت افشاگری کردند برای دومین بار در اول بهمن بازداشت شدند.

در اسفند ماه سال جاری خانواده اسماعیل بخشی فعال کارگری و سپیده قلیان فعال مدنی زندانی، چندین بار به همراه گروهی از کارگران هفت تپه مقابل دادگستری شوش دست به تجمع اعتراضی زدند.

پیشتر سازمان عفو بین الملل نسبت به خطر شکنجه دوباره «اسماعیل بخشی» و «سپیده قلیان» هشدار داده بود.

مردم دزفول برای آزادی سپیده قلیان «بالن» هوا کردند

بر اساس ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، روز جمعه ۲۴ اسفند، جمعی از مردم با تجمع در پارک دولت دزفول و به هوا فرستادن تعدادی بالن خواستار آزادی سپیده قلیان فعال مدنی از زندان شدند.

در ادامه این حرکت و در پی دعوت دو برادرزاده سپیده قلیان، گروهی از کودکان نیز در پارک دولت دزفول حاضر شدند و با در دست گرفتن تعدادی پلاکارد، با هم آزادی سپیده قلیان را آرزو کردند.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان آبان ماه سال جاری و در جریان اعتراض‌های کارگران شرکت نیشکر هفت تپه بازداشت شده بودند. این دو پس از آزادی اعلام کردند که در دوران بازداشت شکنجه شده‌ و تحت فشار «اعتراف اجباری» کرده‌اند.

 

پیش از این جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در گزارشی ضمن تاکید بر حق آزادی بیان، از جمهوری اسلامی خواست اجازه برگزاری تجمعات مسالمت‌آمیز را صادر و فعالان مدنی مانند سپیده قلیان و اسماعیل بخشی را آزاد کند.

فیلم/ جمعی از کودکان به همراه خانواده‌های‌شان در پارک دولت دزفول گردهم آمدند و با نوشتن اسم «سپیده قلیان» بر بالن‌های آرزو و به هوا فرستادن این بالن‌ها، آزادی «سپیده» را خواستار شدند/ امروز جمعه

به امید حکومت قانون 

به نقل از اینستاگرام جمال حیدری وکیل سپیده قلیان

«شرح آن‌چه این روزها بر سپیده و خانواده‌اش می‌گذرد بسیار سخت است. پدر و مادر پیری که هر روز از دزفول به امیدی به دادسرای شوش می‌روند تا دستور آزادی او را بگیرند اما دادستان دستور داده است که خانواده قلیان حق ورود به دادسرا را ندارند! حال آن‌که به موجب قانون، بستگان درجه یک زندانی حق دارند به پیگیری امور او در این زمینه بپردازند.

پس از بازداشت مجدد سپیده، بارها به دروغ به آنها گفته شده که پرونده دیگر در شوش نیست و حتی اینکه در چند مرحله گفته شده سپیده به تهران فرستاده شده، و از تهران پیگیری کنید و هر بار پدرش با حال رنجور تماس می‌گیرد که کاری بکن! 

و «ما هیچ، ما نگاه» تنها می‌توانم به او بگویم اینقدر هم بی‌قانون نیستیم! 

اما دادسرای شوش با استناد غیر موجه به تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، راه را بر هرگونه ورود به کل پرونده حتی اتهامات غیر امنیتی او می‌بندد. اجازه ملاقات با او حق ماست و اکنون که ممنوع الملاقات نیست طبق قانون حق ملاقات با وکیلش را دارد اما مشخص نیست به چه علت، این حق هم از او سلب می‌شود و درخواست ملاقات اینجانب پس از شک و تامل فراوان و آن‌گاه که لحظاتی مرا از اتاق به بیرون می‌فرستند بعد از ورود، این‌بار با قطعیت و با قید «فعلا اقدامی ندارد» بایگانی می‌شود!! که امری برخلاف قانون نوشته می‌باشد.

تحقیقات مقدماتی به اتمام رسیده است و او مجموعا بیش از هفتاد روز در اختیار وزارت اطلاعات بوده، ادامه بازداشت به چه ضرورتی است!؟

اما در کنار همه این‌ها سپیده همچون شهرش دزفول مقاوم است و حالش را خوب می‌نمایاند. کتاب و مطالعه و زبان را فراموش نمی‌کند و به خانواده امید می‌دهد.

از دروغ‌هایی که گفته می‌شود شاکی است اما امید را از دست نمی‌دهد. در مقابل درد و رنج دیگران چشمانش از گریه سرخ می‌شود اما از حال خود نمی‌نالد. 

به امید حکومت قانون»

***

حکم شلاق برای کشاورزان خوزستانی به اتهام استفاده از آب برای کشت برنج! 

در استان خوزستان، ۱۰ کشاورز را به اتهام کشت برنج در تابستان گذشته به ۱۰ضربه شلاق تعزیری و تعلیق به مدت یک‌سال محکوم کرده است، چون کشت برنج ممنوع اعلام شده بود! 

معلوم نیست کشاورزان برنج کار خوزستانی برای کسب و امرار معاش خود چه کاری باید انجام دهند!

***

تجمع کارگران هفت‌تپه و امضای طومار برای آزادی اسماعیل بخشی

شماری از کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه روز پنج‌شنبه در اعتراض به ادامه بازداشت اسماعیل بخشی در مقابل ورودی ساختمان این شرکت تجمع کردند. آنها با امضای طوماری خواستار آزادی بدون قید و شرط او از زندان شدند. کارگران معترض در این طومار اسماعیل بخشی را "نماینده قانونی" خود معرفی کرده و نوشته‌اند او "هدفی جز احقاق حقوق کارگران نداشته است".

اسماعیل بخشی آبان ماه امسال در اعتراضات کارگری هفت‌تپه بازداشت شد. او که از رهبران کارگران معترض این منطقه بود پس از آزادی اعلام کرد که ماموران وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی او را شکنجه کرده‌اند. اسماعیل بخشی پس از بیان این اظهارات دوباره دستگیر شد. خانواده او بارها مقابل دادگستری شوش تجمع کرده و خواستار پاسخگویی مسئولان درباره وضعیت او شده‌اند. 

کانال تلگرامی سندیکای کارگران هفت‌تپه چندی پیش گزارش کرده بود فشارهای امنیتی بر اسماعیل بخشی شدت گرفته است.

 ***

وکیل کارگران هفت‌تپه  : شکایت "بخشی" از کیهان و فارس، پس از دو ماه حتی تعیین شعبه هم نشده!

متداد : وکیل کارگران هفت‌تپه در گفت‌وگو با امتداد: شکایت "بخشی" از کیهان و فارس، پس از دو ماه حتی تعیین شعبه هم نشده!

پرونده اعتصابات سراسری کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، پس از ماه‌ها، همچنان در کش و قوس روند رسیدگی قرار گرفته و برخی از کارگران معترض این شرکت در بازداشت به سر می‌برند.

در همین رابطه، فرزانه زیلابی، وکیل کارگران شرکت هفت‌تپه، ضمن اشاره به وضعیت پرونده این کارگران در گفت‌وگو با امتداد، اظهار داشت:

با وجود صلاحیت ذاتی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوش در رسیدگی به سایر اتهام‌های انتسابی، بنا به پیشنهاد دادستان کل کشور و موافقت دیوان عالی کشور، پرونده موکلینم از جمله؛ اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سایر متهمان به دادسرای عمومی و انقلاب تهران احاله شد.

بر اساس ماده ۴۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری، علاوه بر موارد قانونی، احاله مقرر در مواد ۴۱۸ و ۴۱۹، به منظور حفظ نظم و امنیت عمومی کشور، بنا به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه یا  دادستان کل کشور، رسیدگی به پرونده به حوزه قضایی دیگری احاله می شود. 

در پرونده موکلینم، نمایندگان کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه از جمله اسماعیل بخشی و رئیس اسبق و عضو فعلی سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، علی نجاتی  که به علت اعتصاب و تجمع‌های کارگری دستگیر و متهم شدند، دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوش به لحاظ ذاتی و محلی صالح به رسیدگی بوده است. 

با این حال، متأسفانه تخصیص مقرر در ماده ۴۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری، موکلم را از دادرسی در یک دادگاه صالح قانونی بر اساس استانداردهای جهانی یک دادرسی عادلانه  کیفری، محروم و نقص قوانین کیفری که موجبات تضییع حقوق اشخاص را فراهم کرده، این‌گونه آشکار می‌شود. 

اسماعیل بخشی پس از دستگیری در بار دوم، بر خلاف اظهارات کذب "کیهان" و "خبرگزاری فارس" که مدعی شده بودند که وی در حال فرار دستگیر شده است، نیمه شب یکم بهمن ماه با حضور مأمورین در اتاق خوابش دستگیر شد. وی در این مدت، به جز تفهیم اتهام‌های جدید در روز اول، بدون هیچ‌گونه بازجویی، تحت بازداشت قرار دارد. 

شکایتی که علیه کیهان و خبرگزاری فارس،  تحت عنوان نشر اکاذیب صورت گرفته بود، پس از گذشت حدود دو ماه،  تاکنون حتی تعیین شعبه هم نشده است.

***

 

خانواده سپیده قلیان مقابل دادگستری شوش تجمع کردند

خانواده سپیده قلیان فعال مدنی زندانی در ایران به همراه چندنفر از کارگران هفت تپه، روز دوشنبه ۱۳ اسفند مقابل دادگستری شوش دست به تجمع اعتراضی زدند.

در این تجمع خانواده سپیده قلیان به ادامه بازداشت این فعال مدنی زندانی با در دست داشتن دست نوشته‌هایی اعتراض کردند و خواهان آزادی او شدند.

این تجمع در حالی برپا شده است که خبر دقیقی از وضعیت سپیده قلیان در دست نیست. در روزهای گذشته نیز خانواده اسماعیل‌بخشی فعال کارگری زندانی بارها دست به تجمع زده‌ و خواستار آزادی آقای بخشی شده بودند.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان برای دومین بار در اول بهمن بازداشت شدند زمانی که از شکنجه شدن خود در زمان بازداشت سخن گفته بودند.

 

پیشتر سازمان عفو بین الملل نسبت به خطر شکنجه دوباره «اسماعیل بخشی» و «سپیده قلیان» هشدار داده بود.

----------

 پنچ فعال کارگری ومدنی به دادگاه انقلاب احضار شدند 

به نوشته کانال تلگرامی اتحاديه آزاد کارگران ايران، شعبه چهارم دادگاه انقلاب 5 فعال کارگری و مدنی به نامهای مظفر صالح نیا، شریف ساعد پناه، سید غالب حسینی، سید خالد حسینی، حیب الله کریمی را برای روز دوشنبه هفته جاری مورخ ۱۴ اسفندماه احضار کرده است.

گفتنی است که پیش‌تر در آذرماه سال جاری دست‌کم نوزده فعال کارگری در شهر سنندج بازداشت و بازجویی شده اند که علت بازداشت و بازجویی برخی از آنها فعالیت‌هایی در دفاع از حقوق کارگران و برخی دیگر هم در رابطه با برگزاری جشن نوروز 97 در سنندج بوده است .

«حیدر آخته»، «مسعود محمدی»، «اکبر گویلی»، «علی عبداللهی»، «احمد عزیزی»، «جمال یوسفی»، «احمد قمری»، «مظفر صالح‌نیا»، «فرهاد چتانی»، «حبیب چتانی»، «لطف‌الله احمدی»، «احمد کرباسچی»، «خالد حسینی»، «غالب حسینی»، «شریف ساعد‌پناه»، «افشین ادب» و «حبیب‌الله کریمی» در رابطه با فعالیتهای کارگری و نیز برگزاری مراسم نوروز ۹۶ در سالن پردیس سنندج از جمله بازداشت شدگان بوده اند.

***

خانواده اسماعیل بخشی باردیگر مقابل دادگستری شوش تجمع کردند

خانواده اسماعیل بخشی باردیگر مقابل دادگستری شوش تجمع کردند

خانواده اسماعیل بخشی برای چندمین بار مقابل دادگستری شوش تجمع کردند.

خانواده اسماعیل بخشی فعال کارگری بازداشت شده در ایران، بار دیگر روز دوشنبه ۶ اسفندماه مقابل دادگستری شوش دست به تجمع اعتراضی زدند.

تجمع خانواده اسماعیل بخشی در حالی رخ داده است که کانال سندیکای کارگران هفت تپه از تحت فشار بودن آقای بخشی خبر داده و روز گذشته نوشت که او در حضور اعضای خانواده‌اش بی‌هوش شده است.

اسماعیل بخشی اول بهمن ماه برای دومین بار از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد. او پیش از این اعلام کرده بود که در زمان بازداشت نخستش مورد شکنجه قرار گرفته است، اما مسئولان جمهوری اسلامی اعترافات اجباری او را پخش و بار دیگر این کارگر را بازداشت کردند. 

***

خانواده‌های اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به اداره اطلاعات احضار شدند

براساس گزارش‌ها خانواده‌های اسماعیل بخشی، نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و سپیده قلیان، فعال مدنی، به اداره اطلاعات شهر شوش احضار شده‌اند.

برخی منابع حقوق‌بشری خبر دادند که امروز پنج‌شنبه دوم اسفند ماه، اداره اطلاعات شهر شوش با احضار خانواده این دو تن، از آن‌ها خواست درباره وضعیت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان اطلاع‌رسانی نکنند.

طی روزهای گذشته خانواده اسماعیل بخشی مقابل اداره دادگستری شوش تجمع کرده و خواستار آزادی این فعال کارگری شده بودند.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان آبان ماه سال جاری و در جریان اعتراض‌های کارگران شرکت نیشکر هفت تپه بازداشت شده بودند. این دو پس از آزادی، اعلام کردند که در دوران بازداشت شکنجه شده‌ و تحت فشار «اعتراف اجباری» کرده‌اند.

این دو پس از پخش فیلمی با نام «طراحی سوخته» از اعترافات‌شان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی، بازداشت شدند. پیشتر کانال مستقل کارگران هفت‌تپه خبر داده بود که وزارت اطلاعات در حال تهیه اعتراف تلویزیونی از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان است. 

اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و امیر امیرقلی برای 'اعترافات اجباری تلویزیونی تحت فشار هستند' 

گزارشها حاکی است که امیر امیرقلی، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار، اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان، فعال مدنی که بیش از یک ماه است در بازداشت هستند، برای "اعترافات اجباری تلویزیونی تحت فشار هستند."

براساس این گزارش امیر امیرقلی از زندان اوین به اطلاعات اهواز منتقل شده است.

همچنین کانال مستقل کارگران هفت تپه اعلام کرد که براساس اخبار رسیده به این کانال تلگرامی، وزارت اطلاعات در حال تهیه فیلمی دیگر درادامه فیلم طراحی سوخته است.

طراحی سوخته فیلمی بود که صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش کرد و در آن اعترافات اجباری اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان، فعال مدنی منتشر شده بود.

***

فيلم/ فریادهای یک کارگر مظلوم شرکت نیشکر هفت تپه بر سر محمد شریعتمداری یکی از وزرای بی‌کفایت جمهوری اسلامی 

***

انتقال اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به بازداشتگاه امنیتی مخفی 

بر اساس اخبار واصله، اطلاعات اهواز برای شکنجه به قصد اعتراف اجباری، سپیده قلیان و اسماعیل بخشی را به بازداشتگاه مخفی منتقل کرده است. این در حالی است که نام این دو زندانی را در لیست زندان سپیدار اهواز ثبت کرده اند اما آن دو در این زندان نیستند. بدین ترتیب هرگونه اتفاقی که برای این دو پیش آید از نظر قانونی تنها از طریق ردگیری حضور آنها در زندان سپیدار میسر خواهد بود حال آنکه آنها اکنون در این زندان محبوس نیستند.  

كانال مستقل كارگران هفت

 فيلم/ جمعی از خانواده و بستگان اسماعیل بخشی فعال کارگری بازداشتی، در مقابل ساختمان دادگستری شوش، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند؛ سه شنبه، ۷ اسفند ۱۳۹۷

تجمع اعتراضی خانواده اسماعیل بخشی در مقابل دادگستری شوش

کانال تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه گزارش داده که شماری از اعضای خانواده اسماعیل بخشی، نماینده کارگران هفت تپه، روز سه‌شنبه ۷ اسفند نیز در ادامه تجمعات خود در ده روز گذشته، بار دیگر در مقابل ساختمان دادگستری شوش جمع شدند.

به نوشته این کانال فشارهای امنیتی بر اسماعیل بخشی شدت گرفته و به او و خانواده‌اش گفته شده تا فرزانه زیلابی را از وکالت خود عزل کند. 

***

«مخالفت» دادستان با اعزام سپیده قلیان به بیمارستان با وجود «وضعیت به شدت نگران کننده»

 سپیده قُلیان، فعال مدنی (عکس از آرشیو)

وب‌سایت کمپین حقوق بشر در ایران به نقل از «یک منبع آگاه» خبر داد که با وجود «وضعیت روحی و جسمی به شدت نگران کننده» سپیده قُلیان، فعال مدنی، دادستانی شوش با انتقال او به بیمارستان مخالفت کرده است.

براساس این گزارش، خانم قلیان هفته پیش درملاقات با خانواده‌اش «وضعیت روحی و جسمی به شدت نگران‌کننده‌ای داشته است».

به گفته این«منبع آگاه»، این فعال مدنی در زمان ملاقات «در مقابل سوال‌های خانواده‌اش مدام شعرهای غمگین می‌خوانده. خیلی لاغر شده و موقع راه رفتن تعادل نداشته است».

براساس این گزارش، خانواده سپیده قُلیان از دادستانی شوش درخواست کرده‌اند که او به بیمارستان منتقل شود اما به آنها گفته شده که با انتقال خانم قلیان به بیمارستان «موافقت نمی‌شود و اگر لازم باشد پزشک بازداشتگاه او را ویزیت می‌کند».

کانال مستقل کارگران نیشکر هفت‌تپه روز ۲۲ بهمن خبر داده بود که اسماعیل بخشی و سپیده قُلیان، برای برای اعترافات اجباری دوباره و نوشتن «ندامت‌نامه» تحت «فشار شدید» قرار دارند.

اسماعیل بخشی، نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه و سپیده قُلیان پس از سخنان‌شان درباره شکنجه شدن‌، سی‌ام دی‌ماه برای دومین باربازداشت شدند. این بازداشت پس از پخش اعترافات اجباری آنان در برنامه «طراحی سوخته» از تلویزیون ایران، انجام شد.

پیش از این نیز گزارش‌هایی نیز درباره وضعیت جسمی نامناسب اسماعیل بخشی نیز منتشر شده و سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه روز پنجم اسفند به نقل از فرزانه زیلابی، وکیل اسماعیل بخشی، نماینده کارگران این شرکت، خبر داده بود که آقای بخشی در ملاقات با اعضای خانواده خود «بیهوش شده» است.

خانواده اسماعیل بخشی تاکنون دوبار در مقابل دادگستری شوش تجمع کرده‌اند.

 سازمان عفو بین‌الملل نیز کمپینی آنلاین را برای آزادی این دو نفر راه‌اندازی کرده و از مخاطبان خود خواسته است که ضمن امضای این درخواست به صورت آنلاین، از رئیس‌جمهوری ایران درخواست کنند که آنان آزاد شوند.

پیش از این نیز بیش از ۸۰۰ تن از فعالان سیاسی و مدنی شماری از تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی در ایران و سازمان‌های عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر خواستار آزادی این دو نفر شده‌ بودند.

---------------

علی‌رغم گرانی شدید در ایران؛ سال آینده حقوق کارکنان و بازنشستگان فقط ۴۰۰ هزار تومان افزایش می‌یابد

در حالی که تورم نقطه به نقطه در ایران به ۴۲.۳ درصد رسیده است، مجلس شورای اسلامی به افزایش حقوق ۴۰۰ هزار تومانی کارکنان و بازنشستگان دولت در بودجه ۹۸ رای داد.

رسانه‌های داخل ایران روز شنبه ۱۱ اسفند گزارش دادند که در صحن علنی مجلس و در ادامه بررسی جزئیات لایحه بودجه سال ۹۸، نمایندگان با ۱۲۱ رای موافق، ۷۷ رای مخالف و ۶ رای ممتنع مصوب کردند که حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت در سال آینده ۴۰۰ هزارتومان افزایش یابد.

مجلس ایران در هشتم اسفند با افزایش حقوق ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومانی کارمندان در سال آینده مخالفت کرده بود. با این حال بنا به گفته نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، قرار بود این افزایش حقوق ۲۰ درصد باشد؛ اما با مصوبه امروز مجلس همه کارکنان مشمول افزایش حقوق ۴۰۰ هزار تومانی شده‌اند.

مرکز آمار ایران در اسفند امسال اعلام کرد که در بهمن ماه، نرخ تورم نقطه به نقطه - یعنی تغییر شاخص قیمت در این ماه نسبت به ماه مشابه سال گذشته - به طور متوسط ۴۲.۳ درصد بوده است.

ایران در ماه های اخیر با گرانی‌ لگام‌گسیخته روبرو است و قیمت کالاهای اساسی در کشور از جمله مرغ و گوشت به شدت افزایش یافته است. این گرانی‌ها اعتراضات بسیاری را از سوی اقشار مختلف به خصوص بازنشستگان به همراه داشته است.

ایالات متحده بارها فساد گسترده و نهادینه در ارکان حاکمیت ایران و ماجراجویی‌های خارجی رژیم این کشور را محکوم کرده و آن را از مهمترین عوامل مشکلات متعدد اقتصادی مردم ایران، برشمرده است.

-------------

بازنشستگان فولاد خوزستان در اعتراض به حقوق معوق تجمع کردند

گروهی از بازنشستگان شرکت فولاد خوزستان در اعتراض به حقوق معوق بهمن‌ماه و عیدی امسال در برابر ساختمان استانداری خوزستان تجمع و به سمت فرمانداری اهواز راهپیمایی کردند.

 

خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به نقل از یکی از تجمع‌کنندگان نوشته است: «مگر برای گرفتن حق بیمه که هر ماه از حقوق ما کسر می‌کردند، تجمع داشتند که حالا برای پس‌دادنش باید دست به دامان استانداری و فرمانداری بشویم؟»

***

جمعی از بازنشستگان معترض هفت‌تپه مقابل این کارخانه چادر زدند

عکس از تجمع بازنشستگان هفته تپه در اول اسفند که کانال سندیکای نیشکر هفت تپه آن را منتشر کرده است.

جمعی از کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه مقابل این کارخانه دست به تجمع اعتراضی زدند.

کانال سندیکای هفت تپه روز دوشنبه ۶ اسفند ماه گزارش داد که جمعی از بازنشستگان معترض نیشکر هفت تپه مقابل درب ورودی این کارخانه چادر زده و از ورود نیشکر به کارخانه جلوگیری کرده‌اند.

این اولین تجمع اعتراضی بازنشستگان نیکشر هفته تپه نیست، معترضان از اول اسفند دست به تجمع اعتراضی زده‌اند و خواستار دریافت سنوات سال‌های ۹۵ و ۹۶ خود هستند.

چندی است که اعتراضات بازنشستگان در ایران افزایش یافته است. روز گذشته نیز جمعی از بازنشستگان مقابل مجلس و سازمان برنامه و بودجه در اعتراض به لایحه بودجه و وضعیت معیشتی خود دست به تجمع زده بودند.

دیدگاه    نماینده بی مجلس 

بزرگترین کمک شما به این کمپین معرفی روزمره ب ویژه سایت نهاست.

  اسمال 

خدا نکنه که جنازه بدن بگن خودکشی کردن اینا رو یزیدو سفید کردن

  یک ایرانی 

هر مسئول جمهوری اسلامی هر کاری علیه مردم ایران انجام دهد به حسابش نوشته خواهد شد و به موقع باید جوابگو باشد. دادستان شوش هم در زمان خودش باید جوابگوی اینگونه رفتارش باشد. بخصوص امروز که مدت زیادی از حیات جمهوری اسلامی نمانده و بزودی مردم بر این رژیم پیروز خواهند شد!

 بنام ایران 

آیا ما در خوابیم. بطریق اولی کارگران هفت تپه خوابند.؟!!! مگر اینها ( خانم قلیان و آقای بخشی) بدلیل پیگیری مسائل صنفی در این دور باطل گرفتار نشدند؟ پس این کارگران که هرروز در خیابان بودند کجایند؟ آیا اگر به بخشی از مطالبات خود رسیدند در نتیجه دادخواهی مستمر امثال نامبردگان نبود؟ ما را چه می‌شود؟ ایران را چه می‌شود؟ رژیم مزدور توانایی مقابله با جمع را ندارد به همین دلیل موردی و فردی عمل میکنه که باعث رعب و وحشت بشه. آیا کارگران هفت تپه شکمشان سیر شد یادشون رفت که چطوری به حداقل مطالبات رسیدن؟؟؟؟

***

جمعی از كارگران نیروگاه برق «رامین» اهواز تجمع اعتراضی برگزار کردند

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران، حدود ۴۰۰ نفر از كارگران نیروگاه برق «رامین» اهواز در منطقه ويس، در اعتراض به عدم پرداخت چهار ماه از حقوق خود از روز چهارشنبه ۸ اسفند در داخل اين شركت اعتصاب خود را آغاز کردند.

این اولین بار نیست که کارگران در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه خود دست به اعتراض می‌زنند. چند روز پیش نیز گروهی از کارگران شهرداری اهواز در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوق و بیمه درمانی خود مقابل شورای شهر اهواز تجمع کردند.

این گزارشها در حال  تکمیل شدن است

خبر گزاری مردانی نیوز 

بیشتر بخوانید مطالب مرتبط  در این ضمیمه از 

در رژیم توتالیتر، واکنشها کارگران هفت تپه "شکنجه" تجمع اعتراضی در مقابل دادگستری شوش برای آزادی اسماعیل بخشی و قلیان" جعفر عظیم زاده و پروین محمدی به چه «جرم» به بند کشیده شده اند!؟ 

خبرنامه خبرگزاری مردانی نیوز

به زبانهای دیگر

English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شما اینجا هستید: خانه مردانی نیوز اخبار ایران در رژیم توتالیتر، واکنشها کارگران هفت تپه "شکنجه" تجمع اعتراضی در مقابل دادگستری شوش برای آزادی اسماعیل بخشی و قلیان"مقابل دادگستری شوش"شاهزاده رضا پهلوی"حمایت عملی از مبارزات مسالمت‌آمیز مردم ایران" خبر داد